روزنامه هفت صبح | اوایل آذرماه امسال پیرمردی ۸۵ ساله که ۱۰ روز در بیمارستان بستری بود فوت کرد. پسران این مرد از مردی ۴۰ ساله که پرستار خانگی پدرشان بود به جرم ضرب و شتم که باعث مرگ پدرشان شده بود شکایت کردند. روند تحقیقات ادامه داشت تا علت فوت پیرمرد توسط پزشکی قانونی مشخص شود و بالاخره علت مرگ آسیب مغزی عنوان شد. حالا این مرد به عنوان متهم اصلی دستگیر و در بازداشت به سر میبرد اما قبول ندارد به سر مقتول ضربهای وارد کرده است.
شرح ماجرا
پسر پیرمرد درباره ماجرای رخ داده و مرگ پدرش شرح داد: پدرم از مدتها پیش تنها زندگی میکرد و ما تصمیم گرفته بودیم تا از طریق یکی از شرکتهای خدماتی برایش پرستار استخدام کنیم تا کارهای روزمرهاش را انجام دهد.مردی ۴۰ ساله به ما معرفی شد و او قبول کرد که با دریافت مبلغی، کارهای پدرم را انجام دهد. او کارش را شروع کرد اما تنها چند روز بعد پدرم به من زنگ زد و در حالی که ناله میکرد گفت آن مرد او را کتک زده است.
موضوع را به برادرم اطلاع دادم و هردو راهی خانه پدرم شدیم. او بهشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بیحال بود و برای همین وی را به بیمارستان منتقل کردیم. پدرمان چند روزی بستری شد و تحت درمان قرار گرفت و بعد از آن مرخص شد و به خانه برگشت اما روز جمعه دوباره حالش بد شد و این بار که او را به بیمارستان رساندیم، دوام نیاورد و فوت شد.
سابقه زندان
این مرد ۴۰ ساله دارای محکومیت قبلی نیز بوده است. او زمانی که ۲۰ ساله بوده در زنجان با پیرزن صاحبخانه درگیر شده، او را هول داده و با اصابت سر پیرزن به زمین فوت میکند. او از ترس به شیراز متواری شده و ۵ سال در شیراز زندگی کرده سپس به کرج میرود اما زمانی که برای درخواست یارانه ثبتنام میکند در حالی که سه فرزند داشته در ۳۰ سالگی دستگیر میشود.
اگرچه دیه را پرداخت کرده و با رضایت از زندان رها میشود اما ۱۰ سال حبس برای جرمش میکشد و تازه شش ماه بوده که از زندان آزاد شده بوده است. او به تهران میآید و برای اینکه از فرزندانش نگهداری کند سرکار میرود. درباره روز حادثه میگوید: پیرمرد کلا بداخلاقی میکرد، فحش میداد و داروهایش را نمیخورد. آن روز هم که من حمام رفتم طولانی شد و او عصبانی شد و فحش داد که من دو ضربه به صورتش زدم. نمیدانم چرا پزشکی قانونی از آسیب مغزی گزارش داده من فقط دو سیلی به او زدم!»
قصد قتل نداشتم
متهم در آخرین دفاعیاتش میگوید:« من قصد قتل نداشتم آن روز هم اول خواستم فرار کنم و به برادرم گفتم که او گفت ۱۰ سال از عمرم را فرار کردهام و بهتر است نروم. بعد به پسر پیرمرد ماجرا را گفتم. من فقط عصبانی شدم و دو سیلی به او زدم اصلا قصد قتل نداشتم.» این متهم برای تحقیقات بیشتر در بازداشت به سر میبرد.



