روزنامه هفت صبح، مرتضی کلیلی | با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته میکنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده شدهای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکسهایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکسهای فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.
قاب تاریخ ۱
مستشارانی که بعد از مبادله «چک سفید»، از آمریکا به ایران آمدند؛ مستشاران نظامی آمریکا از سال ۱۳۲۸ وارد نیروی هوایی ایران شدند. تشکیلات «آرمیش مَگ» (مخفف Military Assistance Advisory Group) از اواخر دهه ۲۰ شمسی، ظاهراً مسئولیت آموزش نظامیان ایرانی را برعهده داشت. در ابتدا، آمریکاییها که از نفوذ شوروی در ایران بیم داشتند، کمکهای محدود نظامی در اختیار ایران قرار میدادند.
از اواخر دهه ۳۰ و به خصوص در دهه۵۰ و اتخاذ سیاست «چک سفید» از سوی دولت آمریکا، برای فروش هر نوع سلاح به شاه، ایران به یکی از مهمترین خریداران اسلحه از کمپانیهای اسلحهسازی آمریکا تبدیل شد. همراه با ورود سیل تسلیحات گوناگون، مستشاران آمریکایی نیز برای آموزش کار با این سلاحها به ایران سرازیر شدند.
این تصویر مربوط به استقبال سپهبد امیرحسین ربیعی (فرمانده نیروی هوایی) و همسرش از مستشاران نیروی هوایی آمریکاست.
قاب تاریخ ۲
عینالملوک از خاندان سالور از شاهزادگان قاجار در واشنگتن سال ۱۳۰۴؛ عین الملوک که نام اصلی او زینب بوده، دختر دوم عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) میباشد که بسیار متجدد و خوشپوش بوده و با پدر یک و به دو زیاد داشته. نزهت الملوک، عینالملوک، فخرالدوله، روشنک و ملکه دختران عینالسلطنه بودند. گوشه عکس عینالملوک برای خواهرش نوشته: به یاد الطاف خواهرانه تقدیم نزهتالملوک حمل ۱۳۰۴ واشنگتن، عینالملوک.
تاریخچهای کوتاه از خانواده سالور قاجار: عبدالصمد میرزا ملقب به عِزّالدوله، در سال ۱۲۲۴ در تهران متولد شد. او چهارمین پسر محمدشاه قاجار بود. عبدالصمد به دلیل حرف شنوی و البته، علاقه نداشتن به کسب قدرت، مورد توجه ناصرالدین بود و به حکومت قزوین منصوب شد و تا سال ۱۲۷۱ در همانجا ماند و بعدها، حکومت همدان، زنجان، ملایر و تویسرکان را تجربه کرد و در سفر اول ناصرالدین به فرنگ، با او همراه شد.عبدالصمد به تاریخ علاقه فراوانی داشت. او با دختر اعتضادالسلطنه، پنجاه و چهارمین پسر فتحعلیشاه قاجار ازدواج کرد. عبدالصمد، مدتی ایلخانی ایل قاجار را برعهده داشت اما به دلیل نداشتن حوصله، بیخیال این کار شد.
او ترجیح میداد اوقاتش را در باغ فردوس، جایی در غرب تهران قدیم بگذراند و کتاب بخواند.با مرگ ناصرالدین، سکه عبدالصمدمیرزا هم از اعتبار افتاد و او هم رفت وردست صدها شازده قجری که فقط از حکومت مواجب میگرفتند تا دهانشان را ببندند. وی پس از اجباری شدن نام خانوادگی، به دلیل وابستگی خانواده مادرش به ایل ترکمن سالور، نام خانوادگی سالور را برگزید و عملاً، نسب قاجاریاش بر افراد ناآشنا، مکتوم ماند. (مرور قدیم)
قاب تاریخ ۳
روایت معاون پیشهوری از جلسه خفتبار با سرکنسول روس؛ نصرتالله جهانشاهلوی افشار، معاون اول پیشهوری، در خاطرات خود که با عنوان «سرگذشت ما و بیگانگان» منتشر شده است، درباره واپسین روزهای حیات فرقه دموکرات در آذربایجان میگوید: «آقای پیشهوری و من از در شمالی ساختمان فرقه بیرون و با قرار قبلی به سرکنسولگری شوروی نزد آقای سرهنگ قلیاف رفتیم. در اتاق کوچکی در خاور حیاط آقای قلیاف ما را پذیرفت. آقای پیشهوری به سرهنگ قلیاف پرخاش کرد و گفت: «شما ما را آوردید میان میدان و اکنون که سودتان اقتضا نمیکند، ناجوانمردانه رها کردید…»
سره
نگ قلیاف یک جمله بیش نگفت: «سنی گتیرن سنه دییر گت» (یعنی کسی که تو را آورده، به تو میگوید برو)» معاون اول حزب دموکرات آذربایجان در آخرین سطور خاطراتش با ابراز پشیمانی از اعتماد به سیاست بیگانگان، تجربه بزرگی را در اختیار نسلهای آینده میگذارد. او یادآور میشود: «…به همه هممیهنان به ویژه جوانان یادآور میشوم در همه کارها چه کوچک و چه بزرگ، به ویژه کشورداری که سرنوشت مردم و میهن بدان وابسته است، به هیچ رو امید به هیچ بیگانهای نبندند.»(مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
قاب تاریخ ۴
روزگاری که «بلوای نان» بود؛ گرسنگی در تاریخ معاصر ایران اتفاق نادری نیست؛ سابقهدار است. بنا به اسناد مکتوب در دوره ناصرالدین قاجار چند بار قحطی و کمبود نان به اعتراض مردمی منجر شد و البته دلیلش معمولا خشکسالی و بروز آفت و کاهش تولید گندم بود. از همه معروفتر هم قحطی سال۱۲۵۰ شمسی است که بهدلیل خشکسالی و سه سال کمبارانی رخ داد و بنا به تخمین حدود یکدهم جمعیت ایران از گرسنگی مردند و آن سال معروف شد به سال مَجاعه یعنی سال گرسنگی.
قحطی مهم بعدی در اواخر دوره قاجار و از سال ۱۲۹۶ شمسی شروع شد و دو سال ادامه داشت و معروف شد به «قحطی بزرگ». این یکی دلیلش اشغال ایران در جریان جنگ جهانی اول توسط نیروهای انگلیس و روسیه تزاری بود؛ گندم و نان را سربازان اشغالگر میخوردند و ایرانیان از گرسنگی میمردند. در آن قحطی تخمین زدهاند که یکسوم تا نیمی از جمعیت ایران از گرسنگی و بیماری مردند. بعدها در شهریور ۱۳۲۰ در جریان جنگ جهانی دوم دوباره ایران توسط انگلیس و شوروی اشغال شد و دوباره همان ماجرا.
نان ایرانیها نانی بود که «آغشته با خاک اَره و شن و کلوخ بود و آلوده و تلخ بود»؛ روزگار تلخ بود… انگلیسیها افتادند به جان ارزاق؛ تهیه نان برای اشغالگران تنها دلیل قحطی نبود؛ مشکلات دیگری هم بود. احتکار هم بود و زورگویی خارجیها و ضعف دولت ایران هم بود و اینگونه بود که: «دولت ایران موظف شده بود سالانه هفت هزار تن گندم، ۱۵ هزار تن جو و ۳۰ هزار تن برنج به دولت شوروی تحویل دهد. فقط در تهران نبود که مردم به خیابانها ریختند و به گواهی تاریخ:
«در طول دوره قحطی ۱۵ حرکت اعتراضآمیز در نقاط مختلف ایران گزارش شده است… در ۶ آبان ۱۳۲۰ مردم کرمانشاه در اعتراض به کمبود نان و گرانی تجمع کردند. در آذر همان سال مردم داراب فارس لب به اعتراض گشودند… ۱۸ تیر سال ۱۳۲۱ مردم رشت به انبارهای غله و کالا حملهور شده و موجودی آنجا را غارت کردند. در ۱۴ مرداد شورش مردم بروجرد رخ داد و… (امین رحیمی)
شرح عکس یک: عکسی ارزشمند برای تاریخ ایران؛ هجوم مردم گرسنه به لاشه یک حیوان در دوره قحطی بزرگ و هنگام اشغال ایران در جنگ جهانی اول
قاب تاریخ ۵
محل برگزاری مراسم آشپزان، روستای محبوب ناصرالدین؛ روستای شهرستانک، در استان البرز امروزین، با پیشینهای دیرین از سلسله ساسانی تا به امروز برقرار است. این روستا، از ییلاقات مورد علاقه ناصرالدینشاه بود. در سال ۱۲۹۷ق/ ۱۲۵۸ش بنا به امر شاه عمارتی در آن بنا شد.
شهرستانک تا مدتهای مدید محل برگزاری مراسم آشپزان بود که در آن دولتمردان بنا به امر شاه گرد هم جمع و در تهیه مواد لازم برای تهیه آش کار میکردند. با بروز و شیوع وبا شاه و دربار رو به شهرستانک میآوردند و برای ورود به آن در سال وبایی ۱۳۰۹ق تذکره صادر شد. دکتر فوریه، پزشک شاه نوشته است:« شهرستانک در شش ساعتی ما قرار دارد. سه ساعت اول با زحمت بسیار از کوه بالا رفتیم…
بعد از طی سرازیری تندی به شهرستانک رسیدیم… از دور منظره و محل ییلاقی شاه را دیدیم. بیرونی آن عمارتی است مستطیل که قسمت تحتانی آن در روی بلندی و به سمت جلو ساختمان شده و روی آن بنایی است یکطبقه و اطراف آن از هرجهت باز است و در قسمت جلو حیاطی وسیع و پر درخت دارد که در وسط آن حوضی مدور قرار گرفته است.
روزنامه خاطرات قهرمانمیرزا عینالسلطنه(پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر)



