روزنامه هفت صبح، مرتضی کلیلی | با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته میکنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده شدهای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. عکسهایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، عکسهای فوتبالی، نوستالژیک و… برای دیدن تصاویر و شرح آن ادامه مطلب را بخوانید.
قاب تاریخ ۱
ترور شهریار شفیق فرزند اشرف پهلوی کار چه کسی بود؟ شهریار شفیق حاصل ازدواج دوم اشرف پهلوی بود. شفیق خلبان اختصاصی فوزیه بود که هر هفته از قاهره به تهران پرواز میکرد و میوهها و خوراکیهای مورد علاقه وی را از قاهره به تهران میآورد. اشرف به این واسطه با وی آشنا شد و پس از برکناری پدرش مجال یافت تا از همسر پیشین خود جدا شود و با شفیق ازدواج کند. شهریار شفیق فرزند آن دو بود که در سال ۱۳۲۳ در قاهره متولد شد.
او در فروردین ۱۳۵۷ رئیس فدراسیون جودو و کاراته کشور شد و با مریم اقبال دختر منوچهر اقبال نخست وزیر سابق ایران ازدواج کرد. به گزارش تاریخ ایرانی، ۲۴ سال پس از آنکه پرونده جمعیت فدائیان اسلام با اعدام شهید سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش بسته شد، با تیری که روز ۱۶ آذر ۱۳۵۸ شهریار (مصطفی) شفیق، پسر اشرف پهلوی را از پا در آورد، نام فدائیان اسلام دوباره در عرصه سیاسی مطرح شد.
خبرگزاری فرانسه آن روز گزارش داد شهریار شفیق پسر ۳۵ ساله اشرف، به ضرب گلوله یک ناشناس در محله اعیاننشین «پرت دفین» پاریس کشته شد. به گفته یک شاهد عینی، خواهرزاده شاه سابق که اواسط نوامبر گذشته از آمریکا وارد پاریس شده بود، هنگامی که از خیابان «ویلادوپون» به سوی خانه مسکونی مادرش میرفت، جوانی با کلاه کاسکت روی خود را پوشانده و به او نزدیک شد و از فاصله کم یک تیر به سوی گردن وی شلیک و بلافاصله شروع به فرار کرد و در خیابان «پرگولز» ناپدید شد.
خبرگزاری یونایتدپرس در گزارشی که از پاریس مخابره کرده نوشت که احتمالا تیرانداز ناشناس شهریار شفیق را با «شهرام» پسر دیگر اشرف از «علی قوام» اشتباه گرفته است. صادق خلخالی که خود را رهبر فدائیان اسلام معرفی میکرد، روز ۱۷ آذر در تماسی با روزنامه اطلاعات اعلام کرد که مسئولیت ترور شهریار شفیق را فدائیان اسلام به عهده گرفتهاند.
قاب تاریخ ۲
حزب دولتی و دولت حزبی در عصر پهلوی؛ در آستانه انتخابات انجمنهای شهر در سال ۱۳۴۷، جناح پیشرو حزب مردم در اعلامیهای انتقاد شدیدی را متوجه فساد و ریاکاری در رهبری دو حزب مردم و ایران نوین کرد: احزاب دولتی و گردانندگان آن در تمام امور و شئون مملکت دخالتهای بیمورد میکنند و هر کس را در هر مقام و رتبهای که دلخواه آنها باشد بدون هیچگونه ضابطه قانونی میگمارند. کلیه مشاغل دولتی را به خود و اعوان و انصار و دوستان و بستگان و آشنایان خود تخصیص دادهاند.
دبیرکل حزب و تنی چند از یاران غار و نزدیک ایشان، بهظاهر برای پیشبرد نظرات حزبی و در باطن برای گرفتن سهم بیشتری از کرسیهای پارلمانی جهت دوستان و نزدیکان و آشنایان و بستگان حزبی و غیرحزبی، دسته دسته آنها را به حزب میآوردند و حتی تشریفات ظاهری عضویت را هم رعایت نمیکنند.
افرادی را که هیچگونه صلاحیت حزبی نداشتند به نام نامزدهای انتخاباتی حزب [در انتخابات دوره بیستودوم] اعلام نمودند و کار این بند و بست و سازش و دورویی و سالوسی به جایی رسید که برخی از مسئولین حزب به دریافت تحفه و هدایا و وجوه پرداختند و چنان صحنهای مفتضح به بار آوردند که سیل اعتراض و ناسزا از داخل و خارج سرازیر شد. حزب دولتی و دولت حزبی ناظر این صحنههای ننگآور بودند.( پایگاه اطلاعرسانی پژوهشکده تاریخ معاصر)
قاب مشاهیر ۱
عکسی از آیتالله هاشمیرفسنجانی رئیس جمهور وقت و مرندی وزیر بهداشت وقت در طرح واکسیناسون فلج اطفال- سال ۱۳۷۵٫ اجرای طرح واکسیناسیون فلج اطفال در ایران در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ شروع شد ولی ضربه کاری به این بیماری در سال ۱۳۷۴ و با اجرای طرح ملی واکسیناسیون (در دو مرحله فروردین و اردیبهشت) در کل کشور زده شد.
اجرای همگانی واکسیناسیون فلج اطفال در ایران یکی از بزرگترین طرحهای بهداشتی در جهان محسوب میشود زیرا این برنامه در نصف روز برای ۹ میلیون کودک زیر ۵ سال در کل کشور به اجرا درآمد و پوشش واکسیناسیون این بیماری را از ۲۰ درصد به بیش از ۹۵ درصد رساند. بعد از واکسیناسیون همگانی فلج اطفال در ایران «کارول بلامی» مدیر اجرایی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل(یونیسف) در نامهای به آیتالله اکبرهاشمی رفسنجانی رئیسجمهوری وقت اجرای یک روزه برنامه واکسن ضد فلج کودکان را موفقیتی بزرگ و طرحی بینظیر خواند.
قاب تاریخ ۳
حمل و نقل عمومی در تهران قدیم ؛ رشد تهران به عنوان یک شهر یکصد هزار نفری در سال ۱۸۹۰ میلادی ضرورت ایجاد شکلی از حمل و نقل عمومی را پیش کشید؛ سرویس حمل و نقلی که سبب براه افتادن یک خط درشکهرانی از شرق تا غرب تهران گردید . در سال ۱۸۹۰ میلادی، دولت وقت ایران مجوز تاسیس نخستین شرکت درشکهرانی را به یکی از کارمندان عالیرتبه وزارت امور خارجه ایران، میرزا جواد خان داد و به این ترتیب او ۳۰ دستگاه کالسکه را از دیار فرنگ وارد کشورمان کرد و در مراسمی در ماه نوامبر ۱۸۹۰ (مطابق با ۱۲۶۹ هجری شمسی) با ورود آنها به خیابانهای تهران جشن گرفته شد.
درشکههای یک اسبه در چهار نقطه تهران می ایستادند : میدان توپخانه، سبزه میدان، اطراف سفارت انگلیس و میدان سرچشمه . این درشکهها برای مسافرت یا برای ساعتی کرایه میشدند . در زمستان نرخ آن به قرار زیر بود : برای مسافرتی که فراتر از محدوده شهر نبود یک قران و پنج شاهی؛ برای یک ساعت دو قران و ۱۰ شاهی در محدوده شهر یا سه قران در خارج از محدوده شهر؛ نرخ سفر به شمیران چهار قران بود . درشکههای تک اسبه در محلات عمومی از بامداد تا سه ساعت پس از شامگاه میایستادند . آنهایی که برای زمانهای پس از ساعات مقرر درشکه لازم داشتند میتوانستند از دوایر شرکت درشکهرانی در خیابان امیریه درشکه مخصوص کرایه کنند .
قاب مشاهیر ۲
زبانزد بودن رابطه ابوالحسن صبا با فرزندانش؛ بارها از نگرانیهایشان با منتخبخانم جهت رشد و اعتلای دخترانشان صحبت میکردند. غزاله و ژاله را جهت تحصیل در فرانسه تشویق و اعزام کردند. غزاله دختر ارشدش پیانو را تحت تعالیم پدر فرا گرفت و به گفته اهل فن پنجه شیرینی هم داشت و جهت متد خیاطی و طراحی مُد و نیز نقاشی عازم پاریس شد و در همان شهر نیز با امیرعباس میر ولی ازدواج کرد .
ژاله دختر دومش در کنسرواتوار باله پاریس به مدت ٩ سال مشغول تحصیل بود. پس از بازگشت به ایران مدتی نیز با تلویزیون ملی همکاری کرد . رکسانا دختر آخر صبا بود که این ایام مصادف است با پنجمین سالگرد فوت ایشان. دختری که از مهر پدر تنها در کودکی نصیب برد و بعدها نیز همسر اسماعیل خویی از شاعران پیشرو و عضو کانون نویسندگان ایران شد. (از صفحه ابوالحسن صبا)



