روزنامه هفت صبح | یک: موج شادمانی پیروزی ایران بر بحرین تلاقی کرد با پنج پیروزی پیاپی تیم ملی والیبال و در آستانه انتخابات اتمسفر مثبتی شکل گرفته بود. خب. متاسفانه دوتا باخت سه بر دو مقابل صربستان و آلمان کمی این روحیه را زایل کرد. هردو بازی را باید می‌بردیم. آلمان که ما را سه بردو برد خودش یک روز قبل سه بر صفر به آمریکا باخته بود و همین آمریکا را ما سه بر صفر شکست داده بودیم. حیف شد. امیدواریم با پیروزی مقابل عراق در فوتبال و صعود به دور بعد این روحیه خدشه‌دار شده، ترمیم شود و این نکته که بازی‌های والیبال المپیک در راه است و ایران در گروه آسانتر قرار گرفته. با ژاپن و کانادا و ونزوئلا و… و گروه دیگر فرانسه و کوبا و آمریکا و لهستان و روسیه!

* دو: برخی ورزشکارها این‌گونه هستند. در یک روزهایی کم می‌آورند. حالا به هردلیلی‌. چه به لحاظ بدنی و چه به لحاظ ذهنی. از سال ۲۰۰۵ به بعد علی دایی این گونه شده بود‌. یا در بازی‌های والیبال میرزاجانپور و در برهه‌ای هم فرهاد قائمی این گونه بودند. انگار در لحظات حساس عصب و عضله یاری نمی‌کرد. همین مهدی طارمی هنوز در ذهن دوستداران فوتبال با آن ضربه ناشیانه‌اش در دقیقه آخر بازی با پرتغال همراه شده است‌. حالا حکایت میلاد عبادی‌پور در بازی مقابل آلمان بود. روزش نبود.

به لحاظ روحی کم آورده بود و میلیون‌ها تماشاگر این بازی را به سر حد جنون رسانده بود. می‌دانم که او در فضای مجازی شب سختی را پشت سر گذاشته است و با حملات گاه غیرمنصفانه‌ای روبه‌رو شده است‌. مشکلی نیست. پیش می‌آید و عبادی‌پور با توجه به سال‌ها حضور در والیبال حرفه‌ای دنیا در ایتالیا باید با خودش خلوت کند که چرا در چنین روز سرنوشت سازی این گونه دچار فرسایش و نزول شده است‌؟‌ مسئله جسمی است یا ذهنی‌؟‌

* سه: این حرف‌های یک دولتمرد در اولین ماه‌های پس از انقلاب است. حالا متعلق به چه کسی است بماند برای بعد. فقط ببینید این همان نکته‌ای است که در ادارات دولتی و نیمه دولتی ما کاملا از یاد رفته و رفاه و فلاکت آدم‌ها به یک لاتاری شبیه شده بسته به این که در کدام اداره و نهاد استخدام می‌شوند. این جملات در جمع کارکنان سازمان انرژی اتمی و در اسفند سال ۵۷ برزبان رانده شده است:‌

«شنیده‌ام در اینجا بی‌جهت حقوق‌های گزاف می‌داده‌اند. مثل جاهای دیگر چه دلیلی دارد که یک نفر دیپلمه در اینجا چهارده هزار تومان بگیرد و یک دیپلمه در روستا ماهی ششصد تا هفتصد تومان؟ و به چه دلیل همین دیپلمه ۱۵۰ برابر یک کارگر مزد بگیرد؟ فکر نمی‌کنم رئیس سابق شما به اندازه یک‌دهم آن‌چه به ناحق می‌خورد کار کرده باشد. هیچ دلیلی ندارد که یک مرکز اتمی ماهی صدو پنجاه هزار تومان پول تاکسی بار هوایی بدهد و پانصد هزار تومان بودجه سری داشته باشد در اتم اگر سری هست چه ربطی به پول دارد رئیس سازمان اتم بودجه سری می‌خواسته چه کند؟»

سایر اخبارکاربران ویژه - اسلایدررا از اینجا دنبال کنید.