روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | ‌بعد از اعترافات اکبر خرم‌دین و ایران همسرش به قتل بابک (پسرشان)، آرزو دختر خانواده و فرامرز داماد و پسر خواهر اکبر، جو هولناکی از این قتل‌های خشن به‌راه افتاد. آنها ساکن اکباتان فاز یک بودند. خود اکبر خرم‌دین می‌گوید از سال ۱۳۴۰ حدود ۶۰ سال قبل ساکن شهرک اکباتان شده‌اند. بخشی از جسد مثله شده بابک هم در سطل زباله اول فاز سه اکباتان روبه‌روی مجتمع تجاری نگین کشف شد که حالا به‌جای آن سطل و به درخواست ساکنان شهرک، درختی کاشته شده است.

اما چرا می‌خواهیم به سراغ پرونده‌ قتل‌های رخ داده در اکباتان برویم؟ بعد از این حادثه، نگارنده با املاک شهرک اکباتان تماس گرفت تا قیمت مسکن را بداند، بپرسد آیا این اتفاقات روی قیمت مسکن در آنجا تاثیر گذاشته است یا خیر؟ که یکی از صاحبان آژانس املاک حرف جالبی مطرح کرد و گفت: «خانم، مگر برای اولین‌بار است که قتلی اینجا یا هرکجای دیگر رخ می‌دهد!» همین باعث شد تا سراغ بررسی قتل‌هایی که در گذشته در شهرک اکباتان رخ داده است، برویم.

* یک: قتل مادر، خودکشی و آتش کشیدن خانه در اکباتان
پسر معتاد پس از قتل مادرش با ضربه‌های کارد در شهرک اکباتان خانه را به آتش کشید و خودکشی کرد. شامگاه ۱۴ اسفندماه سال ۱۳۹۰ گزارش وقوع آتش‌سوزی در طبقه نهم یک مجتمع آپارتمانی در فاز یک شهرک اکباتان به آتش‌نشانی اعلام شد که با حضور ماموران ایستگاه ۳۴ آتش‌نشانی در محل، آتش قبل از شدید شدن کنترل و خاموش شد. با اطفای حریق، ماموران آتش‌نشانی با جسد زنی ۶۵ ساله و یک جوان حدود ۲۱ ساله در محل روبه‌رو شدند که بلافاصله موضوع از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی به کلانتری ۱۳۵ آزادی اعلام و پس از دقایقی ماموران در محل حاضر شدند.

بررسی‌های مقدماتی نشان از وقوع یک جنایت داشت. با حضور قاضی و عوامل تشخیص هویت و تیم اداره دهم پلیس آگاهی در صحنه جنایت مشخص شد زن ۶۵ ساله‌ای به‌نام شکوفه بر اثر ضربه‌های چاقو و بریدگی‌های شدید از ناحیه گردن به قتل رسیده و جسد پسر وی به‌نام امیر ۲۱ ساله نیز، در نزدیکی جسد مادرش کشف شده است. با بررسی‌های اولیه احتمال خودکشی از سوی امیر قوت و تحت بررسی قرار گرفت. کارآگاهان به تحقیق از همسایگان پرداخته و در تحقیقات دریافتند امیر اعتیاد شدیدی به مصرف موادمخدر داشته که با توجه به اعتراض همسایگان، چندین بار میان امیر و آنها نزاع و درگیری ایجاد شده و آخرین سابقه این درگیری‌ها نیز مربوط به یک ساعت پیش از وقوع آتش‌سوزی بوده است.

در ادامه بررسی‌های پلیسی مشخص شد امیر پس از درگیری با همسایه‌ها، به اصرار مادرش به واحد آپارتمانی محل سکونت‌شان در طبقه نهم مجتمع بازگشته و صدای درگیری میان او و مادرش از داخل واحد مسکونی شنیده می‌شد تا نهایتا صدای درگیری آنها قطع و پس از دقایقی همسایگان متوجه آتش‌سوزی در واحد مسکونی متعلق به آنها شدند. در ادامه رسیدگی به این پرونده، برادر شوهر شکوفه که او نیز در شهرک اکباتان سکونت دارد، پس از اطلاع از موضوع به محل جنایت مراجعه و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «برادرم حدود ۷ سال پیش فوت کرده و از آن زمان شکوفه به همراه پسرش در اینجا زندگی می‌کردند و دخترشان نیز در خارج از کشور زندگی می‌کند که پس از اطلاع از موضوع در حال مراجعه به ایران است.» ماجرا در آن زمان چنین گمانه‌زنی شد که امیر با مادرش درگیر شده بعد از قتل او، اقدام به خودزنی و ایجاد آتش‌سوزی عمدی می‌کند.

* دو: پیرمردی در شهرک اکباتان خود و همسرش را با تفنگ کشت
در ساعت ۱۴ سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۹۴، از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰، ماموران کلانتری ۱۳۵ آزادی در جریان کشف جسد یک مرد و زن به‌نام احمد و زهرا ۶۵ و ۵۶ ساله در یکی از آپارتمان‌های فاز یک شهرک اکباتان قرار گرفتند و ماموران برای بررسی موضوع به محل اعزام شدند. دقایقی پس از حضور ماموران کلانتری، کارآگاهان اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران بزرگ نیز در محل حاضر شدند و تحقیقات در این زمینه آغاز شد. با انجام تحقیقات مشخص شد این افراد زن و شوهر بوده و هر دو بر اثر اصابت گلوله مستقیم به سر، جان خود را از دست داده‌اند. در ادامه تحقیقات، کارآگاهان پلیس آگاهی دست‌نوشته‌ای در محل کشف اجساد پیدا کردند که راز جنایت را فاش کرد.

در این دست‌نوشته، مرد مقتول توضیحاتی را ارائه و ادعا کرده بود به دلیل اختلافات خانوادگی، همسرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و پس از آن نیز گلوله‌ای به سر خود شلیک و خودکشی کرده است. تحقیقات اولیه ماموران نیز حاکی از اختلاف خانوادگی بین این زوج بود، که به همین دلیل قتل توسط همین مرد انجام شده و احتمال حضور نفر سومی در این جنایت وجود نداشت. تحقیقات از نزدیکان افراد نیز وجود اختلاف میان این زوج را تایید می‌کرد. همچنین زوج مقتول (متوفی) تحت نظر روانپزشک قرص‌های آرامبخش مصرف می‌کردند.

* سه: راز سقوط مشکوک دختر دانشجو در اکباتان
حدود ساعت ١٠ صبح سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۹۶، بازپرس کشیک جنایی پایتخت در پی تماس ماموران پلیس، از کشف جسد دختر دانشجوی جوانی در شهرک اکباتان تهران باخبر شد. شواهد نیز نشان می‌داد دختر ٢٣ ساله از طبقه هفتم مجتمع سقوط کرده و به‌طرز دلخراشی کشته شده است. پس از کشف جسد و بررسی‌های مقدماتی، دو فرضیه قتل و خودکشی مطرح شد. در ادامه بررسی‌ها وقتی مشخص شد این اتفاق در مجتمع محل زندگی دوست سابق نرگس رخ داده، بلافاصله کوروش بازداشت شد.

پسرجوان گفت: «۱۰ ماه قبل از حادثه از طریق شبکه‌های مجازی با نرگس آشنا شدم، اوایل هیچ مشکلی نداشتیم اما بعد از مدتی مواردی از او دیدم که نظرم را نسبت به خودش عوض کرد. نرگس به من قول داد که خودش را درست کند اما من دیگر تمایلی به او نداشتم ولی نرگس علاقه شدیدی به من نشان می‌داد. علاقه یکطرفه‌ای که به‌هم زدن آن برای نرگس از نظر روحی مشکل به‌وجود می‌آورد. با این حال به درخواست او ارتباط دوستی ما ادامه داشت تا اینکه بهانه‌گیری‌های نرگس و برچسب‌زدن‌هایش مبنی بر ارتباط من با دختران دیگر آغاز شد. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه ۵ روز قبل از حادثه که با یکی از دوستانم بیرون بودم، نرگس به من تلفن زد و اعصابم را به‌هم ریخت. من هم تصمیم گرفتم کاری کنم که برای همیشه از زندگی‌ام برود.

برای همین به پارتی رفتم و عکس‌های آن را در صفحه اینستاگرامم گذاشتم. سه روز قبل از این حادثه نیز نرگس مرا با دختری در شهرک غرب دیده بود. او چندین بار به خودروام هم آسیب‌هایی زد و درنهایت با دختری که همراهم بود، صحبت کرد. آن دختر هم به دروغ گفته بود که من با دخترهای زیادی رابطه دارم و همین مسئله نرگس را بیشتر به‌هم ریخته بود. در تمام این مدت با خانواده‌اش در ارتباط بودم و به مادرش گفتم که حالش از نظر روحی خوب نیست. به همین دلیل مادرش از من خواست تا نرگس را به خانه‌مان ببرم و به او قرص خواب‌آور بدهم تا او برسد و نرگس را به دکتر ببرد. ساعت حدود ۴ بعدازظهر دوشنبه بعد از کلی جست‌و‌جو، بالاخره نرگس را پیدا کردم و به خانه‌مان آوردم.

اما نتوانستم او را زیاد نگه دارم و نیم ساعت بعد او رفت. ساعت حدود ٧ شب بود که با دوستم در راه‌پله‌ها داشتم سیگار می‌کشیدم که او را در مجتمع دیدم. بعد از آن نرگس آخرین پیامکش را به من داد که در آن نوشته بود: «باز میری مهمونی، خوش بگذره» پس از آخرین پیامک دیگر اطلاعی از او نداشتم تا اینکه فردای آن روز خدمتکار ساختمان درحال نظافت با جسد نرگس روبه‌رو شد. در این ماجرا بی‌گناهم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. باتوجه به اظهارات پسر جوان، بازپرس جنایی دستور داد تا تکمیل شدن تحقیقات جنایی، او تهران را ترک نکند. البته هنوز سرنوشت این پرونده مشخص نیست.

* چهار: قتل دایی توسط خواهرزاده در اکباتان
ماموران کلانتری ۱۳۵ آزادی نیمه‌شب چهارم مرداد سال ۹۰ از وقوع قتل در شهرک اکباتان مطلع شدند. با حضور ماموران در محل حادثه مشخص شد مقتول به نام نوذر بر اثر اصابت ضربات کارد آشپزخانه جان خود را از دست داده است. تحقیقات نشان داد مقتول همراه خواهرزاده خود به نام ایمان و دو نفر از دوستانش در این خانه مشغول صحبت کردن بودند که پس از کشمکشی لفظی ایمان به آشپزخانه رفت و با برداشتن کاردی بزرگ به پذیرایی برگشت و ضرباتی را به سینه دایی خود وارد کرد. حاضران در صحنه گفتند مقتول همراه خواهرزاده خود ایمان و خواهرش در این خانه زندگی می‌کرد و شب حادثه درحالی‌که خواهر مقتول در خانه حضور نداشت مقتول به همراه ایمان و دو نفر از دوستان خود به نام‌های امیر و محمدعلی در آنجا بودند.

دقایقی قبل از حادثه بین ایمان و امیر بر سر مسائل مالی اختلاف پیش آمد و آنها درگیری لفظی پیدا کردند که برخلاف انتظار ایمان، دایی‌اش به نفع امیر وارد بحث شد به همین دلیل ایمان که بر اثر مصرف شیشه حال خوبی نداشت دست به قتل زد. متهم پس از انتقال به اداره آگاهی گفت: «بر اثر مصرف شیشه و کراک تعادل روانی‌ام را از دست داده بودم. موقع درگیری لفظی توقع داشتم دایی‌ام طرف مرا بگیرد ولی وقتی دیدم به حمایت از امیر پرداخت خون جلو چشمانم را گرفت و به سمت آشپزخانه رفتم. اولین کاردی را که دم دستم بود، برداشتم و به سمت هال رفتم و دو ضربه به دایی‌ام زدم.

ولی اصلا فکر نمی‌کردم باعث مرگ او شوم. بلافاصله بچه‌ها با اورژانس تماس گرفتند اما شدت خونریزی به حدی بود که دایی‌ام قبل از رسیدن اورژانس فوت شد. من هم از شدت پریشانی روی پله‌های ساختمان نشستم و در حالی که کارد خونی هم دستم بود منتظر شدم تا ماموران بیایند و بازداشتم کنند.» متهم پس از اعتراف به این جنایت و بازسازی صحنه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد. با تکمیل تحقیقات پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

در دادگاه کیفری اعلام شد، اولیای دم در شکایت اولیه خود درخواست قصاص کرده اما دیگر پیگیر پرونده نشده‌اند. با توجه به درخواست اولیه آنها و عدم حضورشان در دادگاه برای متهم درخواست اشد مجازات شد. در ادامه ایمان ۲۷ساله در جایگاه حاضر شد و با قبول اتهامش به تکرار اعترافات قبلی خود پرداخت. پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش رئیس دادگاه ختم رسیدگی به پرونده را اعلام کرد و قضات برای صدور حکم وارد شور شدند. هنوز جزئیات حکم او مشخص نشده است.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.