روزنامه هفت صبح | چند روز پیش زنی هراسان به پلیس مراجعه کرد و گفت:« مردی میانسال در حوالی خانهام در جاده بهشت زهرا، مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و گریخته است.» این زن درباره جزئیات ماجرا گفت:« از محل کارم بیرون آمدم تا به خانهام که اطراف بهشت زهراست بروم. یک زانتیای فرسوده جلویم توقف کرد و با توجه به اینکه راننده فردی میانسال بود و دو مسافر دیگر هم در خودرو بودند اعتماد کرده و سوار شدم.
اما بین مسیر دو مسافر پیاده شدند و راننده میانسال تغییر مسیر داد. ترسیده بودم و نسبت به تغییر مسیر معترض شدم حتی خواستم در را باز کنم و خودم را بیرون بیاندازم اما قفل درها از داخل خراب بود و باز نمیشد. این مرد مرا به بیابانهای اطراف بهشت زهرا برده و مورد تعرض قرار داد سپس دوباره حرکت کرده و مرا اطراف منزلم پیاده کرد!»
*** دومین مورد آزار و اذیت
بعد از گزارش زن درباره آزار و اذیتش توسط راننده میانسال زانتیا، این پرونده به جریان افتاد و توسط کارآگاهان مورد پیگیری قرار گرفت. در این بین، ماموران با شکایت دیگری از سوی زنی جوانی مواجه شدند که ماجرایی مشابه با گزارش اعلام شده داشت. زن جوان جزئیاتی از چهره متهم را در اختیار ماموران قرار داد چرا که او هم به همان شیوه مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود.
در همین بین مرد جوانی با ماموران تماس گرفت و اعلام کرد همسرم را ربودهاند. او درباره جزئیات حادثه به ماموران گفت:« همسرم حدود ۱۸ سال دارد و به تازگی ازدواج کردهایم. او چند لحظه پیش با من تماس گرفت و گفت راننده میانسال یک زانتیا او را ربوده و قصد آزار و اذیتش را دارد. منزل ما حوالی بهشتزهراست و همسرم درخواست کمک کرده است.» ماموران برای پیگیری موضوع وارد عمل میشوند که در همین حین دوباره مرد جوان تماس گرفته و خبر میدهد همسرش توانسته از دست مرد آزارگر فرار کند.
*** دستگیری مرد آزارگر
زن جوانی که توانسته بود از دست مرد میانسال راننده زانتیای فرسوده فرار کند درباره حادثه گفت:« روز حادثه با توجه به اینکه راننده میانسال بود و خودرواش نیز فرسوده و همچنین دو مسافر دیگر نیز داخل ماشین بودند اعتماد کرده و سوار شدم اما بین مسیر مسافران پیاده شدند و مرد میانسال تغییر مسیر داد که بلافاصله به نقشه شوم او پی بردم. ماجرا را به همسرم اطلاع دادم و تلاش کردم تا در خودرو را باز کنم اما قفل در از داخل خراب بود به همین دلیل از میان پنجره نیمه باز دستم را بیرون برده و در خودروی در حال حرکت را باز کردم و خودم را به بیرون پرتاب کردم و با تمام قوا خلاف مسیر حرکت خودرو شروع به دویدن کردم که به یک کیوسک روزنامهفروشی کنار جاده رسیدم و مردی داخل کیوسک کمکم کرد.»
زن جوان عینکش که نام خودش و همسرش روی آن حک شده بوده را در خودرو جا میگذارد و چند رقم پلاک را نیز حفظ میکند. بالاخره با استعلام پلیس و چند رقم پلاک خودرو بالاخره راننده میانسال شناسایی میشود. او در مسافرخانهای حوالی جنوب شهر تهران ساکن بوده و خودروی زانتیای فرسوده هم همان حوالی پیدا میشود. در ابتدا مرد میانسال منکر اتهاماتش میشود اما وقتی در خودروی او عینک جامانده زن جوان زیر صندلی پیدا میشود جرم او محرز میشود.
این مرد میگوید:« چون چندی قبل همسرم از من جدا شد و مجبور به پرداخت مهریه شدم تمام سرمایهام را از دست دادم و به همین دلیل در مسافرخانه میماندم و همین ماجرا باعث شده بود از زنان متنفر باشم. من این زنان را به عنوان مسافر سوار کردم اما حاضر به پذیرش آزار و اذیتشان نیستم.» اما گزارش پزشکی قانونی و شواهد به دست آمده نشان داد او راست نمیگوید. در حال حاضر این متهم در اختیار اداره آگاهی قرار گرفت و از کسانی که توسط این راننده زانتیا مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند، خواسته شد برای شکایت به اداره شانزدهم پلیس آگاهی یا شعبه ششم دادسرای امور جنایی پایتخت بروند.



