روزنامه هفت صبح، مهسا مژدهی | یک: وقتی در سال ۱۳۱۸، در بحبوحه جنگ جهانی دوم نازلی صبری به همراه دخترش«فوزیه» به تهران رسید، دربار پهلوی شوکه شد. او از آن دسته زنانی نبود که رضا خان بتواند تحملش کند. زیبا بود، فرانسه را به خوبی حرف میزد، در پاریس درس خوانده بود و تسلط زیادی بر پسرش ملک فاروق که پادشاه مصر بود، داشت.
* دو: نازلی اولین ملکه مصر بود. پیش از آنکه با ملک فوآد ازدواج کند، دو ازدواج کوتاه مدت داشت که به جدایی کشیده شده بود. حتی پیش از آن در پاریس هم یک ماجراجویی عاشقانه با مردی فرانسوی داشت که به دلشکستگی کشید. ریشههایی ترکی و فرانسوی داشت و چشمهای روشن و پوست سفیدش را از همانها به ارث برده بود. او در یک اپرا در قاهره با ملک فوآد میانسال آشنا شد. عقد آنها خیلی سریع و با اصرار پادشاه مصر و بیعلاقگی نازلی سرگرفت. فاروق، فوزیه، فائزه و فتحیه فرزندان این زوج بودند که هیچ یک روی خوش زندگی را ندیدند.
* سه: زن جذاب نیمه مصری، به زودی خودش را در قفس پیدا کرد. به جای محبت همسرش که سرش را به معشوقههای عجیب و غریب گرم میکرد، بهترین جواهرات را سفارش میداد و تبدیل به یکی از بزرگترین کلکسیونرهای جواهر در جهان شد. شاید فکر کنید افسانه حرمسراهای شرقی تا زمان نازلی صبری به پایان رسیده بود اما این زن بداقبال،گیر یکی از آخرین نمونههای آن افتاد. ملک فوآد او را راهی قصر عباسیه کرد تا اجازه خروج از آن و دیدن هیچ مردی را نداشته باشد. وقتی فرزند پسر آنها به دنیا آمد، ملک مصری مادر را از دیداری بیش از یک ساعت در روز از پسرش محروم کرد. فاجعه برای زندگی زنی که از زمان خودش جلوتر به نظر میرسید تا آنجا طول کشید که دست به خودکشی زد که نافرجام ماند.
* چهار: یک ماجرای عجیب در زندگی نازلی مربوط به کنیزی مراکشی با چشمانی زیبا به شکل غزال است. در مصر شایعه شده بود که ملک فوآد دل به کنیزش بسته بود. نازلی هم آرام ننشست. شایعات میگفتند که او سر دخترک جوان را بریده و در سینی برای فوآد برده است. اما چه کسی از خلوت قصر در قاهره خبر دارد؟
* پنج: وقتی ملک فوآد مرد و فاروق شاه شد، نازلی نفسی راحت کشید. حالا او وقتش را داشت که تبدیل به عکس جلد روزنامهها و مجلات شود و زیباییاش را به رخ بکشد. کنار دخترانش با جواهرات منحصر به فرد میایستاد و عکاسها شگفتزده از زیبایی زن مصری، برای فروش مجلههایشان استفاده میکردند. طولی نکشید که یک ماجرای عاشقانه با معلم پسرش از راه رسید اما یک تصادف مشکوک مرد جذاب و ورزشکار را به کشتن داد.
* شش: علاقه نازلی به جواهرات هنوز هم زبانزد است. در دورانی که ملکههای عرب به جنبشهای فمینیستی علاقه پیدا کرده بودند و سعی در ایفای نقشهای مهمتری داشتند، نازلی برای خودش از مشهورترین جواهرسازان جهان جواهر سفارش میداد. یکی از آنها قطعهای از«ونکلیف و آرپلز» بود که هنوز هم جزو یکی از باشکوهترین گردنبندهای جهان به حساب میآید و سلبریتیهای ثروتمند برای تصاحبش سر و دست میشکنند. میگویند نازلی صبری بزرگترین کلکسیون جواهرات را در دست داشته. دستاوردهای ملکههای دیگر عرب، در طول دههها از دست رفته است اما جواهرات نازلی هر چند او را خوشبخت نکرد اما هنوز پرطرفدارند و نامش را زنده نگه داشتهاند.
* هفت: در تبعید، نازلی سالهای خوشی را در بورلی هیلز در خانهای با ۲۸ اتاق به سر برد. اما شانس برایش پایدار نبود. همسر فتحیه کوچکترین دخترش که آنها را به ورشکستگی کشانده بود، سر دخترش را گوش تا گوش برید و نازلی هرگز نتوانست از شوک آنچه بر سرش آمد، کمر راست کند.



