روزنامه هفت صبح | چندی پیش در شعبه ۷ دادگاه کیفری استان تهران، مرد جوانی که برای انتقام از پدر دختر موردعلاقهاش منزل آنها را مورد سرقت مسلحانه قرار داده بود محاکمه شد.اگرچه پسر جوان حاضر نشد بپذیرد او به دوستانش آدرس خانه پدر دختر موردعلاقهاش را داده است اما خانواده دختر او را از خط روی پیشانیاش شناسایی کرده بودند.
*** ماجرای سرقت
رسیدگی به این پرونده از سال گذشته با شکایت زنی که مدعی بود خانهاش مورد سرقت مسلحانه قرار گرفته، آغاز شد.این زن میانسال درباره ماجرای رخ داده گفت:«در خانه بودم که زنگ را زدند من هم فکر کردم همسر یا دخترم هستند و در را باز کردم اما ناگهان چهار مرد با سلاح سرد وارد خانه شدند،شوکه شده بودم و گفتم هرچه میخواهید بردارید و من مانعتان نخواهم شد. آنها هم مقداری وسیله برداشتند و فرار کردند.»
این زن به همراه همسرش برای شکایت به کلانتری مراجعه کرد و ماموران با مراجعه به منزل و کنترل دوربینهای مداربسته، پسر جوانی را دیدند که روی پلههای منزل نشسته و خوراکی میخورد.در ادامه مرد خانواده به ماموران گفت:« من این پسر را میشناسم او خواستگار دخترم است که من مخالف ازدواجشان هستم و بر سر ماجرای سرقت از منزلم نیز به او مشکوک هستم.» در ادامه پسر جوان بازداشت شد اما موضوع سرقت مسلحانه را انکار کرد و گفت:«من فقط آدرس خانه شاکی را به یکی از دوستانم دادم اما در سرقت نقشی نداشتم.»
*** دستگیری سارقان منزل
بعد از اظهارات پسر جوان، متهم دیگر این پرونده نیز بازداشت شد. هر چند هردوی آنها اتهام سرقت را انکار کردند اما در نهایت کیفرخواست علیه آنها صادر و پرونده آنها برای رسیدگی به شعبه ۷ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.در ابتدای این جلسه شاکی گفت:«وقتی مردان مسلح به خانهام حملهور شدند خیلی ترسیده بودم، اما خواستگار دخترم را از روی خط پیشانیاش شناسایی کردم، من حتی صدای او را شناختم و شک ندارم یکی از سارقان نقابدار او بوده است.
او ادعا میکرد عاشق دخترم است و مرتب به خانه ما زنگ میزد،حتی چند بار هم به خانهمان آمده بود.» سپس خواستگار جوان به جایگاه رفت و گفت:«دوستم از من خواسته بود تا نشانی خانه زوج ثروتمندی را به او بدهم. آن روز هم مقابل خانه دختر مورد علاقهام رفتم و روی یک پله نشستم و خوراکی خوردم و بعد از آن هم رفتم چند ساعت بعد هم آدرس خانه شاکی را به دوستم دادم، اما هیچ نقشی در سرقت نداشتم.» او درباره ماجرای عاشقانهاش با دختر شاکی نیز اظهار کرد:«ما همدیگر را دوست داشتیم اما پدرش مخالفت کرد و من هم دیگر اصرار نکردم.»
پس از آن دوست خواستگار جوان به جایگاه رفت و با تأیید حرفهای او گفت:«قبول دارم که به شوخی پیشنهاد سرقت از خانه مرد ثروتمند را مطرح کردم و نشانی را گرفتم اما هیچگاه نقشهام را عملی نکردم و نمیدانم چه کسی به خانه آنها دستبرد زده است.من بیگناهم و بیدلیل بازداشت شدهام.» با پایان اظهارات وکیل متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.اگرچه خانواده دختر جوان همچنان تاکید داشتند افرادی که به منزلشان برای سرقت رفتهاند از سوی خواستگار دخترشان بوده است.



