روزنامه هفت صبح| مثل بسیاری از موضوعات دیگر در کشورمان، قتل آقای داریوش مهرجویی و همسرشان خانم وحیده محمدیفر خيليزود ابعادی سیاسی و امنیتی پیدا کرد. البته که بهخاطر شهرت آقای مهرجویی و تاثیرگذاری ایشان در سینمای ایران، حساسیت این موضوع قابل درک است ولی بهنظر میرسد موضوعات دیگری بهجز شهرت ایشان نیز در امنیتی و سیاسی شدن ماجرا موثر باشد.
دیروز نشریه «اخبار و تحلیلها»ی معاونت سیاسی نهاد نمایندگی ولیفقیه در سپاه، تحلیلی درباره این قتل منتشر کرد که آن را میتوانید در باکس مرتبط در انتهای این مطلب بخوانید. بر مبنای این تحلیلها میتوان چهار بعد امنیتی و سیاسی برای این قتل پیدا کرد که به عواملی دیگر، غیر از شهرت مهرجویی تکیه دارد.
یک: ماجرای مهاجران افغان
در بخشی از پست اینستاگرامی خانم محمدیفر درباره ورود فردی به حیاط ویلای ایشان و تهدید با چاقو که در ۱۵ مهرماه امسال بارگذاری و سپس حذف شده است؛ نوشته شده که این فرد با «لهجه ایرانی» صحبت نمیکرده است. از سوی دیگر میدانیم که مدتی است حساسیت در بخشی از مردم در مورد کثرت مهاجران افغان در ایران افزایش یافته و حتی در هفتههای اخیر شاهد برخی تعرضات به منازل این مهاجران بهطور مثال در شهر اقبالیه قزوین هم بودیم.
حالا یک تئوری امنیتی این است که عدهای که مخالف حضور افغانها در ایران هستند در حال سوءاستفاده از این پست اینستاگرامی هستند. بهطور مثال کانال «بیسیمچی مدیا» نزدیک به محافل امنیتی اصولگرا در همان ساعات اولیه این رویداد آن را با هدف ایجاد جو و فشار اجتماعی و سپس امنیتیسازی موضوع مهاجران افغان دانست.باید اشاره شود که دیروز دادستانی تهران از احضار مدیران دو رسانه «فراز» و «اعتماد» و نیز برخی از «انسانرسانه»ها خبر داده که به نظر اقدامی در راستای همین تحلیل امنیتی است.
دو: امنیت اجتماعی
دیده شده که برخی از مسئولان در سالهای گذشته در پاسخ به برخی انتقادات بهخصوص در حوزه اقتصادی، به برخی مزایای کشورمان بهطور مشخص در حوزه امنیت اشاره کردهاند. یکی دیگر از تحلیلهایی که این روزها اصولگرایان درباره قتل مرحوم مهرجویی و همسرشان دارند این است که این قتل نوعی توطئه برای زیرسوال بردن این دستاورد در کشور بوده است. اگر به سخنان دیروز آقای محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه و نیز سخنان وزیر کشور و سخنان فرمانده انتظامی البرز هم رجوع کنید میبینید که آنان از این زاویه، یعنی برگرداندن حس امنیت در حال پیگیری موضوع هستند.
سه:ماجرای زنجیرهای
موضوع زنجیرهای بودن این قتل ابتدا از سوی اپوزیسیون مطرح شد که ارجاعی مستقیم به حوادث دهه هفتاد برای برخی روشنفکران و هنرمندان داشت. ولی جالب است که دیروز روزنامه کیهان نیز در مطلب خود اشارهای به این موضوع داشت. اینکه دو سر طیف سیاست در ایران به این موضوع اشاره میکنند به این دلیل است که اپوزیسیون اقدامات صورت گرفته در دهه هفتاد را (با وجود پیگرد آن از سوی عالیترین نهادهای امنیتی مثل وزارت اطلاعات و قضایی مثل قوه قضائیه) همچنان منتسب به حاکمیت میکند ولی اصولگرایان محافظهکاری مثل روزنامه کیهان آن را کار یک باند فاسد اصلاحطلب در مجموعه امنیتی و برای اقدام علیه نظام و لکهدار شدن حیثیت آن میدانند.
اما روزنامه کیهان در این خصوص چه نظری داشته است؟ این روزنامه دیروز در مطلبی با عنوان «یک خبر و یک سوال؛ مسئولان امنیتی حتما بخوانند» با اشاره به عدم موضعگیری مهرجویی در مورد اعتراضات سال گذشته در جریان سفر سال گذشته خود به خارج از کشور نوشته: «یکی از کشتهشدگان قتلهای زنجیرهای سال ۱۳۷۷ نیز شخصی بهنام مجید شریف بود. او بورسیه اعزامی دانشگاه شریف به فرانسه بود.
مجید شریف مواضع ضدصهیونیستی داشت و دو کتاب روژه گارودی، دانشمند ضدصهیونیست فرانسوی بهنامهای «اسطورههای بنیانگذار سیاست اسرائیل» و «تاریخ یک ارتداد» را به فارسی ترجمه کرده بود. مرحوم روژه گارودی که دبیرکل حزب کمونیست فرانسه بود، به اسلام گرویده بود و به جرم انکار مستند افسانه هولوکاست در فرانسه زندانی شده بود.
مجید شریف مترجم دو کتاب او در جریان قتلهای زنجیرهای به قتل میرسد. آیا مسئولان محترم امنیتی و اطلاعاتی کشور، میان قتل مرحوم مهرجویی که رسانههای صهیونیستی را با قاطعیت رانده بود و مورد مشابه آن یعنی قتل مرحوم مجید شریف تشابهی نمیبینند؟!»
اما با وجود اینکه هنوز مطلبی در این خصوص حتی در سطح گمانهزنی نیز از سوی مقامات رسمی مطرح نشده، جالب خواهد بود اگر نظر دیگر روزنامه محافظهکار ولی اعتدالی یعنی جمهوری اسلامی را هم بخوانیم که دیروز از مقامات مسئول خواسته «اگر بررسیها به واقعیت تلخی از قبیل ارتکاب این جرم توسط باندهای توطئهگر داخلی منتهی شد، مبادا ملاحظهای صورت بگیرد و با توسل به توجیهات غیرشرعی و غیرقانونی از اعلام اسامی و برخورد با افراد آن باندها خودداری شود.»
چهار: حواسپرتی از فلسطین
تحلیل دیگر اصولگرایان این است که این اقدام با هدف پرت شدن حواس مردم از ماجرای فلسطین و جنایات اسرائیل در غزه انجام شده است. حتی برخی از اصولگرایان صراحتا در تحلیلهای خود از سرویس اطلاعاتی اسرائیل یعنی موساد بهنام عامل این جنایت نام بردهاند. برای مثال تحلیل نشریه عبرتهای عاشورا، از رسانههای رادیکال اصولگرا در این خصوص را بخوانید: «لشکر سایبری و رسانهای اسرائیل برای نجات مالک و حامی مالی خود از بحران ایجاد شده در فلسطین و اقدامات آینده جبهه مقاومت و حملات ایران به اسرائیل و برای اینکه با ایجاد اختلافات عمیق و ایجاد چالش بین ایران و افغانستان و مهاجران افغان از ورود فعال ایران به غائله غزه جلوگیری کند، به حیله ۳۰ سال قبل (قتل فروهر و همسرش) روی آورد.
نهادهای امنیتی به هوش باشند. دزدی اول از خانه مهرجویی، ارسال پست اینستاگرامی درباره نوع و ماهیت و ملیت دزد از طرف مهرجویی، قتل آقای مهرجویی و خانمش و نهایتا ورود رگباری رسانههای اصلاحات و زرد به موضوع مسئلهای است که از قبل برنامهریزی شده است. این ماجرا سناریویی مشخص برای مشغول کردن کشور به حاشیه ایجاد شده و کاهش توان جبهه مقاومت و خنثی کردن نیروهای فاطمیون (افغانستانی) در سوریه و فلسطین میباشد.»
تحلیل سپاه از قتل داریوش مهرجویی
«در فضای رسانهای و تحلیلی کشور سه احتمال مطرح شده است: احتمال اول، بحث انتقامگیری شخصی است؛ احتمال دوم، با توجه به برخی اخبار منتشره مبنی بر سرقت از خانه مقتول، موضوع قتل با هدف اخاذی و سرقت را بیان میکند؛ سومین احتمال، که در فضای رسانهای بازخورد بیشتری داشته، بر نوعی بحرانآفرینی در فضای جامعه مبتنی است. در این سناریو، هدف طراحان و موجسواران از چنین حوادث ناگواری ایجاد احساس ناامنی روانی و اجتماعی در جامعه و حتی تداوم دامنه آن تا انتخابات تحلیل میشود.
این روزها، بحرانی جلوه دادن کشور از طریق شگردهایی، همانند دامنزدن به موضوع مهاجرهراسی، بهویژه افغانیهراسی دنبال میشود. برخی رسانهها با بازنشر مطلبی از مرحومه محمدیفر، همسر مرحوم مهرجویی که چند ماه پیش در صفحه خصوصیاش به سرقت با چاقو از منزلش اشاره کرده بود، در حال تقویت این گزاره هستند. این در حالی است که طبق اعلام پلیس، هنوز شواهدی از دخالت اتباع افغانستانی در قتل داریوش مهرجویی و همسرش به دست نیامده است.
رسانههای معاند در حالی به استفاده از این قتل در مواجهه با نظام تمایل دارند که در اغتشاشات اخیر عامل برهمزننده مراسم تحلیل و بررسی فیلم گاو مرحوم مهرجویی در لوکزامبورگ همین جماعت برانداز و تجزیهطلب بودند و تلاش داشتند که مهرجویی را به همراهی با نظام متهم کنند.
برخی از رسانهها با پیوند دادن همزمانی این قتل با موضوع فلسطین یا مواجهه با بدحجابی در جامعه، به مخاطب اینگونه القا میکنند که نظام از بدیهیات جامعه، مانند امنیت عدول کرده و به حاشیههایی، مانند فلسطین، پوشش اجتماعی و… ورود کرده است. لازم است این خط تحلیلی غلط با جهاد تبیین درست افشا و تأکید شود که جمهوری اسلامی با وجود تلاشهای شبانهروزی دشمنان، همچنان از بالاترین ضریب امنیت در سطح منطقه برخوردار است.»



