روزنامه هفت صبح| یک: ‌دوست روانشناسی دارم که می‌گوید در تربیت بچه مهم این است که خود والدین چه شخصیتی دارند. این حتی مهم‌تر از سیستم‌های تربیتی است که به کار می‌برند. طبیعی است که شخصیت والدین خود برگرفته از برآیند تربیت و شخصیت پدر و مادر و تاثیرات محیطی و اجتماع است. اما در نهایت بچه‌ها بیشتر از آنچه شبیه چیزی شوند که ما دوست داریم بشوند، ‌شبیه خود ما می‌شوند. یعنی درک درونی آنها از رفتارهای ما در لحظات خاص زندگی به آنها یک نقشه راه مي‌دهد. چه دوست داشته باشیم و چه نه!

البته که نسبی است. در یک نتیجه‌گیری رندانه می‌توانیم بگوییم مسئولین حکومت و اداره‌کنندگان جامعه و سرپرستان شهروندان‌،‌ ممکن است که روی سیستم‌های تربیتی و تنبیهی برای شهروندان تاکید داشته باشند اما در یک مقیاسی دیگر، شهروندان به سمت رفتاری می‌روند که از این سرپرستان سختگیر احساس می‌کنند.

میزان بروز رافت یا سنگدلی‌،‌ ظرافت یا زمختی‌،‌ مراعات یا رواداری‌، همه و همه تابعی از رفتارهای بلند‌مدت سرپرستان و متولیان جامعه می‌شوند هرچند که تربیت و تنبیه و مجازات هم تاثیر دارد. در فیلم مستندی که درباره حادثه مدرسه کلمباین ساخته شده بود این نظریه مطرح می‌شود که چرا با توجه به اشتراکات شدید فرهنگی و اجتماعی در آمریکا و کانادا میزان خشونت این‌قدر در آمریکا شدیدتر و غلیظ‌تر است و فیلمساز در نهایت به این مسئله می‌رسد که مهم‌تر از همه مسائل از‌جمله مسئله اقتصاد، ‌مشکل این‌جاست که در آمریکا خشونت به رسمیت شناخته شده است و در کانادا نه!

خشونت را به رسمیت نشناسیم. ترویج شجاعت به‌عنوان عنصری حیاتی و تمدن‌ساز با تبلیغ خشونت (چه کلامی و چه فیزیکی) متفاوت است. مسئولین کشور، ناخدایان رسانه، ‌صدا و سیما و مجریان عزیز، خطبا و علما،‌ هرچقدر رواداری و رافت را بیشتر تبلیغ کنند،‌کمک می‌کنند تا جامعه از این سیکل خشونت خارج شود. حاکمیت در رده‌های دولتی و فرهنگی نیاز به متولیانی دارد که بر شخصیت جامعه تاثیر مثبت بگذارند.

نه فقط با ایده‌ها و شیوه‌های کنترل و محدودسازی و این‌طور چیزها. بلکه با شخصیت و پرسونای خودشان. نه الزاما با سختگیری و توبیخ و ترشرویی (که البته همه آنها گاه لازم هم هستند) که با نمایش رفتارهای بلند‌مدت خود که بر روان جامعه تاثیر مثبت خود را بگذارند.

دو: این دوست روانشناسم عقیده دارد که هرچقدر وجود یک مادر سختگیر برای تربیت فرزند نعمت است، ‌پدر سختگیر کنترل‌گر موجب رشد دروغ‌گویی و پنهان‌کاری در میان فرزندان می‌شود. دیگر تفسیر و تحلیلی برای این یکی ندارم. این فقط یک فرضیه است و اصراری هم برآن نیست.

سه: فیلم آناتومی یک سقوط که خردادماه نخل طلای کن را برد و به سادگی قابلیت نمایش در تلویزیون ایران را هم دارد،‌ برخلاف انتظار اثری معمولی بود که درآن جلسات یک دادگاه جنایی،‌ به ‌یک نوع تراپی و حضور در مطب روانکاوی تبدیل شده بود و پروسه پیدا کردن نشانه‌ها و مدارک جنایت تبدیل شده بود به یک سری بحث روانکاوانه با یک گره‌گشایی کم‌نمک و مستعمل. تصمیم سینمای فرانسه برای فرستادن یک فیلم دیگر به اسکار به‌عنوان نماینده سینمای این کشور کار کاملا درستی بوده است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.