روزنامه هفت صبح| یک: در میانه نبرد غزه دو تا ابراز ارادت جالبتوجه داشتیم. یکی عزتالله ضرغامی درباره جولیا بطروس خواننده مسیحی لبنانی که خب سالها قبل یک ترانه بسیار مشهور درباره مقاومت لبنان و در ستایش آن خوانده که اجرای زنده آن بسیار پرطرفدار و پربیننده بوده است و در فضای مجازی بین برخی فعالان اصولگرا هم دست بهدست میشده (از بس که ترانه زیبایی است) و حالا ضرغامی در ادامه ارجاعات پیاپیاش به فرهنگ عامه به او رجوع کرده است.
یک خواننده زن وجیهالمنظر و خوشالحان و البته مسیحی و در ترانهای در ستایش از مقاومت حزبالله مقابل اسرائیل. نفر دوم عبدالرضا داوری مشاور جنجالی محمود احمدینژاد که در تنش میان میا خلیفه و سایت پلیبوی طرف میا خلیفه را گرفته و گفته که چون خانم خلیفه علیه اسرائیل موضع گرفته در کنار او خواهیم بود. بله. خب خانم خلیفه لبنانی هستند و…. چیز و اینطور دیگر. البته قبلها و حالا مدتهاست که دیگر نه! گفتم خدای نکرده اینطور اسمها را میشنوید و کنجکاو میشوید. گفتم که توضیح بدهم.
دو: اما امان از وکلای عزیز. طبقه وکلا واقعا شگفتانگیز هستند. دیروز آقای برهانی برای توئیت ضرغامی (در مورد جولیا بطروس) زود پرونده تشکیل داده و به او اعلام کرده که بهخاطر این توئیت (در ستایش از خواننده مسیحی ) و بر مبنای لایحه حجاب مستوجب مجازاتخواهی بود. به نظر میرسد هدف برهانی از این نوع مچگیریها به رخ کشیدن تبعات سنگین تصویب این قانون (قانون حجاب) برای عموم مردم است چون قاعدتا آنقدر باتجربه هست که بداند این تفسیر و این نتیجهگیری که انجام داده خیلی تخت و ساده است و یک وکیل مجرب میتواند تفاسیر مختلفی از روح قانون (حتی همین قانون) داشته باشد.
اما در حرکتی دیگر یکی از اعضای نسبتا گمنام صنف وکلا گفته که کریستیانو رونالدو بهخاطر بغل کردن محبوبه دختر معلول ایرانی در هتل اسپیناس در ملاقاتی که به درخواست این دختر نوجوان و در هنگام اقامت تیم النصر در هتل اسپیناس صورت گرفت، مستوجب شلاق و زندان است و از اینجور چیزها. راستش این وکیل جوان و همتایان دیگرش خیلی خودشان را با اعلام مفاد قانون خسته نکنند. قانون را که همه میدانیم.
وکلای عزیز برای پیشرفت در حرفهشان باید با روح قانون آشنا باشند. آنها تحصیل کردهاند تا با روح و ماهیت قانون مواجه شوند و آن را یاد بگیرند وگرنه نکتهسنجی این عزیز وکیل را که همه ما میتوانستیم انجام دهیم، نیاز به سالها تحصیل در رشته حقوق نداشت که. یادم آمد زمانی بحث مالکیت معنوی در فضای مجازی و رسانهها پیش آمد. کلی وکیل هموطن آمدند توئیت کردند که همهشان این اصل را در خود داشتند: اثر مال خالق اثر است و وقتی از آن استفاده میکنی باید پولش را بدهی.
خب عزیزان! اینکه کف بازار است و اصلی بدیهی است و اصلا نیاز به تحصیلات حقوقی ندارد. در واقع آیین نامه حقوقی و شیوه استفاده از موارد تولید شده در فضای مجازی آنقدر پیچیده است و آنقدر به اندازه و هدف و جای استفاده ربط دارد که ماجرا را به یک پدیده پیچیده حقوقی تبدیل کرده است. یادم است خانم صنم حقیقی یکبار جزئیات حقوقی استفاده از موارد تولید شده در اینستاگرام را شرح داد که واقعا پیچیده و پر از ریزهکاری بود.
اما خب این وکلای جوان انگار حوصله اینطور کارهای سخت را ندارند. فکر میکنند همین اعلام جرم (مثلا !) علیه چهرهای که حدود 800میلیون فالوئر در جهان دارد برای مطرح شدن کافی است. باشد. لابد بعدها سر فرصت برای تکمیل معلومات حقوقیشان هم تلاش خواهند کرد. حتما یک روزی وکیل بهتری می شوند.



