روزنامه هفت صبح، نگین باقری| از روزی که همایون شجریان مقابل دوربین عادل فردوسیپور نشست و مصاحبه این دو با هم منتشر شد ما برای اولینبار با یک همایون جدید آشنا شدیم. پسر ارشد استاد آواز ایران که معمولا به قول خودش «مصاحبهگریز» بوده، بالاخره پازل مبهم تصویر خود را با چند سوال و جواب مختلف شخصی و غیرشخصی کامل کرد.
ما بالاخره فهمیدیم او و «یار» جدیدش، سحر دولتشاهی چطور با هم آشنا شدند، بالاخره از علایق او سر درآوردیم، فهمیدیم عاشق بوکس و کمدی و سرعت و مسی است و خبردار شدیم که قرار است این چرخه آواز پدر فرزندی در ادامه بین او و «یاسمین» هم ادامه داشته باشد. خلاصه برای اولینبار یک همایون شجریان جدید دیدیم که تیشرت اسپرت و شلوار کتان پوشیده، از چارچوب خشک و رسمی خود خارج میشود، شوخی میکند، خاطره پلیاستیشن بازی کردنش را میشنویم و برایمان به سبک عجیب دو انگشتی ارگ میزند.
این مصاحبه که در سایت فوتبال 360 منتشر شده قرار است قسمت دومی هم داشته باشد که شامل موتورسواری این دو نفر، داخل رینگ بازی کردنشان و حتما ماجراهای دیگری باشد. تا همین جای کار چند بخش جالب داشته که 15 مورد گزینششدهاش را میخوانید.
* {فردوسی پور: تو از اولینباری که روی صحنه آواز خواندی خیلی کم مصاحبه کردی. یکبار یک یوتیوبر ترک، یکبار یک تلویزیون لسآنجلسی و یکبار هم تلویزیون کرد ست} همایون شجریان: آنها هم از دستم در رفته. احساس میکردم حرف خاصی برای گفتن ندارم.
* { عادل فردوسی پور: استاد شجریان بسیار فوتبالی بود دیگه؟} همایون شجریان: به شدت. والیبال هم بازی میکرد. پدر به بوکس علاقه بسیار داشت و فرم بازی «محمد علی کلی» را میپسندید، من اما مایک تایسون را بیشتر دوست داشتم. من و پدر علایق متفاوتی داشتیم برای مثال بابا رونالدو را خیلی بیشتر از مسی دوست داشت ولی من اصلا عضو حزب مسی هستم. بابا عاشقِ ماشین آمریکایی بود و من ماشینهای آلمانی را ترجیح میدادم.
* {بازی ایران و بوسنی بود که فکر کنم با اصغر فرهادی با هم تماشا کردید.}همایون شجریان: آقای فرهادی داشتند یک مستند درباره پدر تهیه میکردند که البته نیمهکاره ماند. در بخشی از آن مستند از تماشای فوتبال ما فیلم گرفتند. در آن بازی قوچاننژاد که گل زد خیلی بالا و پایین پریدم. من موقع دیدن فوتبال بسیار بالا و پایین میپرم و گاهی بیشتر از بازیکنان توی زمین مصدوم میشوم. در این سالها دو بار فرصت داشتم که به همراه پدرم به استادیوم بروم که یکی از آنها بازی میانِ ایران و آلمان بود. ما در اتاق خبرنگاران فوتبال را تماشا کردیم.
من مدتی بوکس کار کردم، اما از آنجا که ممکن بود به خوانندگیام صدمه وارد کند، آن را حرفهای ادامه ندادم و تنها گاهی بازی میکنم.
* { عادل فردوسی پور: طرفدار چه تیمی هستی؟} همایون شجریان: یک بازی با کیفیت و خوب بیشتر از هر چیز به من میچسبد اما شاید بیشتر علاقهام به پرسپولیس باشد.
* من طرفدار مسی هستم. او به هر تیمی برود من هم طرفدار آن میشوم. در بازی فینال جامجهانی اخیر من طرفدار آرژانتین بودم و دخترم یاسمین از بچگی، به خاطر اینکه مادرش فرانسه زبان بود، طرفدار فرانسه بود. من هم که دوست ندارم بگویم بالای چشمت ابروست در این مورد اصلا با هم کنار نیامدیم.زمانی که بازی به ضربات پنالتی کشیده شد نتوانستم بازی را تماشا کنم و به کوچه رفتم گفتم به خیابان میروم و نتیجه را به من اعلام کنید که خوشبختانه آرژانتین قهرمان شد.
* {عادل فردوسیپور:آدمها یک نوع سبک زندگی دارند ولی تو از یک طرف عاشق سرعتی، عاشق بوکسی و از طرف دیگر سبک موسیقیات به شخصیتت نمیخورد.} همایون شجریان: من واقعا خطر را دوست دارم. مثلا همه تعمیرات خانه را خودم میکنم. همه نوع موسیقی گوش میکنم. اگر روزی بخواهم بشکن بزنم شهرام شب پره هم گوش میدهم. خطر کردن از نوع بوکس و سرعت هم جسارت آواز خواندنم را بیشتر کرده.
* خود من و همه روابطم بر پایه شوخی و طنز است. اتفاقا بیاستعداد هم نیستم. یاسمین در بچگی سخیفترین طنزهایی که در سینمای ایران ساخته میشد دوست داشت. همه سینماها و فیلمهای طنز را با هم میرفتیم. خیلی وقتها آدمها با تعجب به من نگاه میکردند که تو اینجا چه کار میکنی؟
* {پدر نظری درباره تلفیق موسیقی داشتند؟} نه ایشان خط و ربطی به من نمیدادند. بیشتر میخواستند که تجربیات خودم را داشته باشم. مثلا یکبار به من گفته بود که ساز درامز را دوست داشتند در کارهایشان اضافه میکردند. ولی آهنگ آرایش غلیظ را دوست نداشت و چیزی نگفتند. یکجا هم که خیلی ازم تعریف کرد، اوج آهنگ «چرا رفتی» است که گفتند: بابا خیلی اوج آن را خوب خواندی.
* {فردوسیپور: من کنسرت سی آمدم و چقدر فوقالعاده بود. فکر میکنم ارتباط با سحر دولتشاهی آنجا خیلی جدی شد.} کنسرت سی برای ما تجربه تازهای محسوب میشد. شاید 50 تا 60 درصد از بچههای سینمایی دوستان نزدیک من هستند. بعد از کنسرت سی بود که من و سحر یار هم شدیم.
* یاسمین پیانو و آواز را خیلی حرفهای کار میکند. بخشی آواز ایرانی و بخش بیشتر آواز انگلیسی و فرانسوی زبان.
* {عادل فردوسیپور: من احساس میکنم ممکن است تو سورپرایزی داشته باشی و یک روز با یاسمین کار مشترکی ارائه دهی} آره حتما.
* { عادل فردوسیپور: من جدی حسودیم میشه چه ژن خوبی دارید شما. تو که برای خواندن سبک خاصی مجبورش نمیکنی؟}همایون شجریان: نه اصلا. راجع به هیچ چیز اجبارش نمیکنم.
* { در بخشی از مصاحبه، مستند شش قرن و شش سال پخش میشود که نشان میدهد محمدرضا شجریان درباره خواندن کارهای عبدالقادر مراغی از سوی همایون شجریان میگوید: کاری که این فرزند خلف آواز کرده (همایون)، من که باباش هستم انگشت به دهان ماندهام که چطور خوانده. ممکن بود که در جوانی میتوانستم این کار را اجرا کنم اما خواندن آن کار من و توان امروزم نبود.}
سال گذشته در لحظه اعلام کنسرتهایم، چهارصد هزار نفر برای دیدنِ کنسرت وارد سایت بلیتفروشی شدند که خود جمعیتی چهاربرابر بیشتر از استادیوم آزادی است. چون در ایران تا امروز نشده شاید کار پیچیدهای به نظر بیاید ولی همه چیز آن فراهم است و اصلا کار سختی نیست.
یک بار در مسیر کردستان جایی توقف کردیم که غذایی بخوریم. حین غذا خوردن، یک نفر نگاه کرد، کنجکاو شد و آمد جلو و نیم متری من ایستاد. در سکوت به من نگاه کرد و پرسید شجریانی؟ گفتم: بله. گفت: نه نیستی. موقع رفتن از او خواستم با هم عکس بگیریم. با اکراه آمد ایستاد و گفت شما از آقای شجریان باشخصیتتر هستید.



