روزنامه هفت صبح، نگین باقری| آن روز صبح، حدود ساعت 11، بین آن همه کشتی عظیم باربری که وارد بندر انزلی میشد کسی نمیدانست 25 روز گذشته بر کاپیتان کوچکترین کشتی این حوالی چه گذشته. چند قرص روده چطور پایش را به اداره اطلاعات روسیه باز کرده و در این مدت چگونه به زندگی در کنار دزدها و مواد فروشهای روس ادامه داده.
کاپیتان علیرضا رمضانی سهشنبه هفته قبل از مسیر بندر انزلی وارد کشور شد. سفارت ایران در روسیه و به دنبالش کنسولگری در بندر آستراخان اول میگفتند که او به خاطر چند قرص سه چهار روز بازداشت بوده اما حالا به هفت صبح توضیح میدهد که بازداشتش 25 روز طول کشیده. در کدام بازداشتگاه؟ اداره اطلاعات روسیه شهر آستراخان. منطقه مهمیدر روسیه که حدودا 200 کیلومتر تا ساحل خزر فاصله دارد و کشتیهای ایرانی از مسیر رود ولگا خودشان را به این شهر تجاری میرسانند.
کاپیتان قصه ما در یکی از روزهای مرداد ماه که حافظهاش یاری نمیکند دقیقا چه روزی بوده، از بندر انزلی دل به دریای خزر میزند و از مسیر رود ولگا بعد از 72 ساعت به بندر آستراخان میرسد. این تیم کوچک با کشتی خود در بشکههای بزرگ پوره سیب میبردند، رب گوجه و الیاف مصنوعی.
صبح به بندر میرسند و مثل همیشه هنگام ورود منتظر میشوند که بازرسیهای کشتی تمام شود. روال مرسوم این است: گارد امنیتی روسیه یک بازرسی دارد که در آن پاسپورتهای تیم را مهر ورود میزند. یک بازرسی هم گمرک انجام میدهد که تازه بعد از همه اینها میشود بار را تخلیه کرد. همین کار تخلیه بار، 4 روز طول میکشد و فرمانده و افسر دوم و دیگر اعضا همه این مدت روز را روی همان کشتی منتظر میمانند. از اینجا داستان اصلی شروع میشود.
حادثه در روز چهارم
«روز چهارم بود که یک نفر با یک احضاریه در دست از کشتی بالا آمد و آن را دست من داد». این را رمضانی تعریف میکند. طبق احضاریه، کاپیتان خودش را تا 24 ساعت آینده باید به بازپرسی میرساند. او و یک نفر از ایجنت کشتی در روسیه به اداره مورد نظر میروند و از 11 تا 16 منتظر میمانند تا کارشان راه بیفتد. درنهایت گفته میشود که قرصی در کشتی پیدا کردهاند که ورود آن به فدراسیون روسیه ممنوع بوده و برای همین جهت تکمیل تحقیقات باید کاپیتان را بازداشت کنند.
علیرضا رمضانی توران پشتی به هفت صبح اینطور میگوید که همسرش به دلیل ناراحتیهای روده او، یک بسته قرص دیفنوکسیلات که نصفه هم مصرف شده و خالی بود، توی کیف او قرار میدهد و همین باعث میشود تحقیقات مفصل روسها 25 روز طول بکشد. همانجا در اداره بازپرسی کاپیتان به همسرش زنگ میزند و ماجرا را توضیح میدهد، موبایلش را میگیرند و سرانجام راهی زندان میشود. جایی که شکایتی از اوضاع نگهداری آن ندارد و فقط از خوردن این همه غلات به عنوان وعده غذایی ناراضی بوده.
از اینجا به بعد، سفارتخانه باخبر میشود، سرکنسولگری را مطلع میکند و کشتی بعد از تخلیه با یک فرمانده دیگر به انزلی برمیگردد. در این فاصله دادگاه کاپیتان برگزار و در نهایت با حکم عدم تعقیب آزاد میشود. جالب اینکه روز آزادی کشتی جهان دوباره با یک بار دیگر به آستراخان برگشته بود و کاپیتان توانست با همان کشتی و هدایت خودش به انزلی برگردد.
مشخصات کشتی داستاندار
کاپیتان رمضانی متولد سال 1360 است که 16 سال میشود در سمتهای مختلف از ملوانی تا افسردومی و فرماندهی روی کشتی کار کرده. در این سالها هم با کشتیهای مختلف به سمت، روسیه، آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان بار برده اما به هیچ کشوری اندازه روسیه سفر نکرده.
او میگوید که در این سالها بارهای مختلف به آستراخان رفته ولی در بیشتر موارد کالایی که از روسیه به ایران آورده چوب بوده؛ چوب روسی که معروف است به « نراد». کاپیتان 5 سال پیش به درجه فرماندهی ارتقا یافت و سه سال گذشته سکان همین کشتی «جهان یک» را هدایت کرده.
او در توصیف «جهان یک» میگوید که یک کشتی کوچک و از دسته تناژ پایینهای بندر انزلی است. در سایت marinetraffic نوشته شده که ژاپنیها این کشتی 76 متری با 12 متر عرض را سال 1990 ساختهاند و اسم آن در این سالها بارها عوض شده. گفتوگو با ملوانان مختلف نشان میدهد که این وظیفه ایجنتهای کشتی در روسیه است که آنها را از لیست داروهای ممنوعه، با خبر کند. ایجنتها شبیه کارگزاری کشتیها در خشکی هستند.
آنها به عنوان مامورهای بارگیری و نماینده کشتی در بندر یا شرکت حمل و نقل، مسئولیتهای مهمی دارند که یکی از آن جلوگیری از چنین اتفاقهای مشابه است. یک شرکت کشتیرانی به هفت صبح توضیح میدهد که بر اساس یک قانون نانوشته ما میدانیم که ورود همه قرصهای کدئین دار و داروهای روانپزشکی هم به این کشور ممنوع است اما تاکنون ضابطه مشخصی نداشتیم که با این دردسرها روبهرو نشویم. برای همین اگر این سختگیریها ادامه داشته باشد کنسولگری مجبور میشود هر روز وقت خود را صرف آزاد کردن تعداد زیادی از فرماندهها و کاپیتانها بگذراند.



