روزنامه هفت صبح| روز گذشته به منظور بررسی اثرات تثبیت جمعیت بر طرح‌های جامع شهری نشستی به‌نام «شهرسازی روی آب» برگزار شد و رئیس گروه شهرسازی جامعه مهندسین، رئیس نهاد راهبری و پایش طرح‌های جامع شهری و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در آن سخنرانی کرده و به نکات قابل توجهی اشاره کردند؛ نکاتی مثل اینکه نسخه 63 سال پیش در شهرسازی اجرا می‌شود، 5 میلیون تهرانی ساکن بافت فرسوده در خطر زلزله هستند و 30‌درصد جمعیت ایران حاشیه‌نشین شده‌اند. خلاصه‌ای از این نشست را در اینجا بخوانید.

سهراب مشهودی، رئیس گروه شهرسازی جامعه مهندسین مشاور:
در دهه 1350 حدود 280 هزار حاشیه‌نشین در ایران وجود داشت. حدود 60 سال است که در ایران این نظر حاکم است که اگر ما حاشیه‌نشین‌ها را به‌عنوان شهروند بپذیریم، نوعی تشویق شکل می‌گیرد و حاشیه‌نشینی ادامه پیدا می‌کند لذا تصمیم بر این شد که این اتفاق رخ ندهد. در پی همین تصمیم، یک‌سری ناآرامی‌ها قبل انقلاب رخ داد که شهرداری اراک توسط حاشیه‌نشین‌ها به آتش کشیده و در تهران چندبار جاده‌ها مسدود شد. هم‌اکنون گفته می‌شود 13 تا 19 میلیون حاشیه‌نشین داریم. یعنی اسکان غیررسمی از 4 تا 5‌درصد به 25 تا 30‌درصد رسیده و به آن‌ها می‌گوییم شما شهروند نیستید.

جمعیت شهرهای بزرگ ایران تا 289‌درصد بیش از برآوردها افزایش داشته است. یعنی برای حدود 2‌برابر جمعیتی که یک شهر، مختص آن‌ها طراحی شده بود، هیچ تمهیداتی نیندیشیده بودیم. ما هیچ‌وقت فکر نکردیم که اگر 50 سال یک اتفاق رخ ندهد، یعنی آن اتفاق شدنی نیست.

ما همزمان با اینکه 19 میلیون حاشیه‌نشین داریم، 2/5میلیون واحد خالی هم داریم. دولت ما بزرگ‌ترین مالک زمین در ایران است. حدود 75 تا 80 درصد زمین‌های ایران دولتی است که حدود 50 تا 60‌درصد این‌ها لم‌یزرع است و عجیب اینکه مدیریت آن بر‌عهده وزارت کشاورزی است! مردم از سر اجبار ناشی از گرسنگی، خشکسالی و سرریز جمعیت روستاها به حاشیه شهرها می‌آیند و چون زمین‌های بایر دولتی را به آن‌ها نمی‌دهند، می‌روند زمین‌های کشاورزی شخصی را خریداری می‌کنند و کاملا عکس هدفی که دولت باید دنبال کند، رخ می‌دهد و حفاظت از اراضی به ضد خود تبدیل می‌شود.

نگاه دنیا به شهرسازی متفاوت شده است و می‌گویند به‌جای یک برنامه‌ریزی سنتی، باید گوش به زنگ تحولات باشیم تا بتوانیم به آن پاسخ دهیم. ما در مراغه یک خیابان که دچار بار ترافیکی بود را تا 50‌درصد (2برابر خواسته مدیریت ترافیک شهر) تعریض کردیم و فکر می‌کردیم هیچ‌وقت مشکل ترافیکی نخواهد داشت درحالی که تنها سه سال بعد آن، خیابان دچار ترافیک شد چرا که ما فکر نمی‌کردیم که مردم خود را با تغییرات شهر تغییر می‌دهند.

متوجه شدیم که 15‌درصد، خارج از محدوده شهر ساخت‌و‌ساز شده است. هم‌اکنون این شاخص به 30‌درصد رسیده است. دلیل این موضوع کوچک بودن شهرها نبود چون در همان زمان 23‌درصد ساخته نشده بود. یعنی یک‌سری توانسته بودند با احتکار زمین کاری کنند که 15‌درصد بیرون شهرها زندگی کنند. اشکال بزرگ محدوده کشیدن برای شهرها همین ماجرا‌ست.

هر انسان ایرانی حق دارد 250 لیتر آب مصرف کند و مهم نیست این انسان بیرون یا داخل شهر باشد. نمی‌شود که بگوییم هر انسانی که خارج محدوده شهر است نباید به او آب بدهیم. آب مانند برق شبکه‌ای شده است و می‌توان به‌راحتی آن را منتقل کرد تا در جایی‌که امکان کشاورزی وجود دارد، مسکن ساخته نشود.

دولتی که در وعده ساخت 4 میلیون مسکن خود موفق نبود خیلی راحت می‌تواند با یک اقدام کوچک 3/5میلیون واحد مسکن در دوره باقی مانده خود بسازد. به این صورت که به آن 19 میلیون نفری که در زمین قولنامه‌ای خانه ساخته‌اند سند بدهد تا آن‌ها به محض گرفتن سند، وام استحکام‌سازی بگیرند. در پی همین اقدام شهرداری‌ها موظف به ارائه خدمات شوند.

امیر منصوری، عضو هیات علمی دانشگاه تهران:
بارها مسئولان گفته‌اند ایده‌آل سرانه فضای سبز در جهان مثلا 13 متر است و ما آمده‌ایم این سرانه را از 7 متر به 10 متر رسانده‌ایم. باید از این‌ها پرسید که شما در مورد کجا حرف می‌زنید؟ در زابلی که آب برای نوشیدن وجود ندارد، سرانه 13 متری یعنی چه؟ در بابلسر که از دیوارها هم سبزه می‌روید فضای استاندارد 13 متر یعنی چه؟ نقطه خطای ما دقیقا اینجا‌ست که در یک بستر نسبی، مطلق‌اندیشی کنیم. تراکم جمعیت برای یک شهر، امر نسبی است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.