روزنامه هفت صبح| یک: یادم است که بچههای گروه سیاسی حتی در روزنامههاي اصلاحطلب همیشه طرفدار هیات موتلفهایها بودند. از بس که همیشه پاسخگوی سوالات بودند و همیشه براي خبرنگارها وقت میگذاشتند و بدون هیچ تشریفاتی پای تلفن میآمدند. یک گروه سیاسی با اصالت و قدیمی.
اما این گروه سیاسی با همه مزایایش و همه اصالتش حالا در فضای عمومی مواظب تصویر خود نیست. حرفهایی که مهندس میرسلیم طی یک سال گذشته زدند و آکنده از موارد سوءتفاهمزا بود نمونه کوچکی از این رفتار نامتناسب در فضای سیاسی محسوب میشد. اما حالا آقای بادامچیان به عنوان دبیر کل هیات موتلفه در یک سطح دیگر از ادای سخنان شاذ قرار گرفتهاند. حرفهای ایشان در مورد مهسا امینی حیرتانگیز هستند و… متن حرفها را در صفحه دو بخوانید.
دو: روز بدی برای ورزش ایران بود. بسکتبال ما پس از یک اردوی طولانی و کلی بازی دوستانه مقابل تیمهای بزرگ، در اولین بازی خود در جام جهانی در برابر برزیل همچون گروهی آماتور بیدست و پا بودند که به معنای واقعی کلمه خرد شدند. شکست 100 بر 59 آن هم مقابل برزیل یک شکست باورنکردنی محسوب میشود.
همزمان در ارومیه تیم والیبال ایران در حالیکه حدس زده میشد مبارزهای پایاپای مقابل ژاپن برگزار کند و براي قهرمانی آسیا تاپای جان و با کمک حمایتهای تماشاگران بجنگد به بدترین شکل ممکن نابود شد. سه بر صفر بدون اینکه در هیچ کدام از ستها کوچکترین خطری برای ژاپن بیافریند.
تیمی که مثل تازه کارها هول شده و روحیه خود را از دست داده بودند و مثل نقلونبات سرویس خراب میکردند و توپ بیرون میزدند و گاه اشتباهات بچگانهای که تماشاگران حاضر در استادیوم را از خشم دیوانه کرده بود تا آنجا که در حرکتی قابل فهم به تشویق ژاپنیها پرداختند. یک تیم کم روحیه و شکننده که در هیچ عرصهای قابلیت مقابله با ستارههای ژاپن را نداشتند.
به نظر ماموریت استاد عطایی را تمام شده بیانگارید. این تیم با شرایط فعلی هیچ… هیچ شانسی در المپیک و یا هر مسابقه بینالمللی بزرگ ندارد. بعد از خداحافظی با عطایی عزیز و استاد کارخانه فرهیخته و سخنور، سعید معروف را باید به تیم برگردانید. پاسورهای تیم ملی به لحاظ روحی در شرایط بسیار بدی هستند و در لحظات حساس به تنظیمات کارخانه بر میگردند. ببخشید که لحن این مطلب این قدر تند شد. اعصابمان به هم ریخته بود.



