روزنامه هفت صبح| یک: یکسال پیش در همین ستون در خاطرهای نوشتم که وقتی برای گرفتن داروهای فرزندم به داروخانه چسبیده به ساختمان مطب رجوع کردم از حجم داروهایی که توسط دکتر به تمام مریضهایش تجویز شده بود حیرت کرده بودم. در حالی که عموما سرماخوردگی داشتند. رقم نسخهها بین 500 هزار تومان تا 800 هزار تومان بود و پر از داروهایی در فرمتهای مختلف از قرص جوشان تا اسپری و شربت و قطره و قرص و آمپول.
همان جا نوشتم که به نظرم این حجم دارو غیرطبیعی هستند و بلافاصله توسط دوسه تا از خوانندههای داروساز و پزشکمان مورد شماتت قرار گرفتیم که شما از پزشکی مگر چه میدانید که خب حق با آنها بود و ما هم پیگیرش نشدیم. حالا در این غائله داروخانهها، مشخص شده که چه قراردادهایی بین معدودی از پزشکان و معدودی از داروخانهها بسته میشود و چه رقمهای سنگینی ماهانه به شکل قراردادهای ثابت ردوبدل میشوند. در این میان احوالات بیماران در اولویت آخر قرار میگیرد. به این نتیجه رسیدم که مطمئنا تخصص پزشکی ندارم اما تخصص فهم وقوع یک اتفاق غیرمعمول و مشکوک را دارم.
دو: دوستی که در نمایندگی یک شرکت خارجی در تهران کار میکند میگفت که شرکت برای مدیرش هرچند سال تا سقف صدهزار دلار اتومبیلی ابتیاع میکند تا مدیر مربوطه با آسایش و به شکلی تجملی تردد کند. وقتی امسال به آنها گفتیم که با صدهزار دلار در تهران خبری از بامو و بنز مدل جدید نیست و میتوانیم حداکثر یک ماشین کرهای مدل 2018 بگیریم باور نمیکردند و این فرضیه را مدنظر قرار داده بودند که در تهران در حال کلاهبرداری از آنها هستیم!
سه: هنوز دلیل حکم جنجالی سعید روستایی را نفهمیدم. فیلمی ساخته که بدون مجوز رفته در جشنوارهای خارجی … نه پردهدری داشته و نه تبلیغ ضد نظام درآن بوده و نه هیچ چیز دیگر. اینکه فیلم بدی بوده یا فیلم خوبی و اینکه در مورد خانواده نظرش منفی بوده یا مثبت و یا اینکه نقش پدر را تحقیر کرده و از اینجور چیزها که اصلا نیازی به حکم قضایی ندارد.
من هم از اینکه در فیلم پدر تحقیر شده شاید ناراضی باشم و از فیلم هم خوشم نمیآید اما سعید روستایی فیلمش را ساخته و اتفاقا از نقش پدر در خانواده بدش میآمده. به هردلیلی… اینکه دیگر نقض قانون محسوب نمیشود. این دیگر از اختیارات اولیه یک سینماگر است. مجازات نمایش بدون مجوزش را هم که دریافت کرد و فیلم اکران نشد و روستایی هم از قرار تا مدتها فرصت فیلمسازی نخواهد داشت.
دیگر احکام قضایی برای این فیلم چرا باید صادر شود؟ جنجالی بیهوده که اسکورسیزی مهمترین سینماگر آمریکا و از معروفترین سینماگران زنده را نیز به میان کارزار کشیده است. خوشبختانه متن خبر اولیه حذف شده است و این امید را زنده کرده که شاید تجدیدنظری در این مورد صورت گرفته است اما….مهمترین نیاز ایران فعلی، کنترل تندروی است. تندروها را با هر میزان حسن نیت که ممکن است داشته باشند از مصادر تصمیمگیری دورکنید. ممنون.



