روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی| هر ایرانی که کد ملی دارد میتواند یکبار در سال به نرخ بانک مرکزی از دولت ارز بگیرد. چقدر؟ 2 هزار واحد ارز. حالا یا به دلار یا به یورو. نرخ امروز دلار بانک مرکزی 40 هزار و 936 تومان و نرخ یورو 44 هزار و 959 تومان بود. این نرخ با بازار آزاد، 8 هزار و 700 تومان برای دلار و 9هزار و 500 تومان برای یورو اختلاف دارد.
البته طمع نکنید. فکر نکنید که میتوانید 17میلیون و 400 هزار تومان با خرید دلار و 19میلیون تومان با خرید یورو سود کنید. شما باید حدود 100 دلار یا 100 یورو را در حساب خود نگهدارید و دستکم شش ماه بعد میتوانید آن را برداشت کنید و ضمنا حدود 4 تا 5میلیون تومان باید کارمزد بدهید. بنابراین سود چنین کاری برای کسی که واقعا به ارز نیاز نداشته باشد و بخواهد دلالی کند، در شرایط فعلی کمتر از 10میلیون تومان است. تازه گفته شده که هر کسی که این کار را بکند ممکن است در فهرست حذف یارانه قرار بگیرد.
اما گرفتن این ارز هم در این روزها چندان کار آسانی نیست. شما باید از طریق بانک ملی اقدام کنید. آن هم از طریق سامانه بام. این سامانه بام با آن اپلیکیشن بام فرق دارد. در واقع با اپلیکیشن بانکداری بانک ملی نمیتوانید اقدام کنید و باید در سایت baam.bmi.ir اقدام کنید.
اما وقتی به این سامانه مراجعه کنید اغلب با پیام «خطای داخلی سیستم» مواجه میشوید. بعد از چند بار تلاش با پشتیبانی بله تماس گرفتم که ببینم ماجرا چیست. او خطا را مربوط به بانک دانست، گفت معلوم نیست چقدر طول میکشد که درست شود و البته قید کرد که به ما گفتند یکی دو روزه درست خواهد شد ولی نشد و گفت شعب بانکی موظف هستند که برای شما حساب ارزی باز کنند و اگر این کار را نکردند به بازرسی بانک شکایت کنید.
بعد از چندین بار دیگر امتحان کردن سامانه بام به یکی از شعب شرق تهران مراجعه کردم ولی متصدی باجه الکترونیک شعبه گفت فقط در شعبه سرپرستی شرق حساب ارزی باز میشود. باتوجه به ساعت کاری این روزهای بانکها یعنی 6 و نیم تا 12 و نیم، صبح خیلی زود یعنی قبل از ساعت 7 به سرپرستی شرق بانک ملی رفتم.
باجهای که شماره مرا خواند با خوشرویی گفت که باید در باجه ارزی کارم را پیگیری کنم. در آنجا مردی کلافه نشسته بود و با مسئول باجه کلنجار میرفت. نفهمیدم برای چه ولی به او گفت چند دقیقهای صبر کند و جویای کار من شد. من مشکل را توضیح دادم و اینجا بود که فهمیدم با نفر قبلی یک مشکل دارم. او کارت ملی من و نفر قبلی را گرفت و به یک جایی زنگ زد. نمیدانم کجا.
بعد از آن بود که به ما گفت که سیف حسابمان ایراد دارد. سیف یا CIF در واقع سامانه مدیریت اطلاعات مشتریان است. در مورد من، دو مورد غلط بود. به عنوان شماره محل کار، شماره موبایل مرقوم شده بود و کد شماره تلفن محل زندگی هم مربوط به شهری دیگر بود در حالی که آدرس مربوط به تهران بود. فرد دیگر هم همین مشکل را داشت ولی با جزئیاتی دیگر. ما به دو شعبه ریالی ارجاع داده شدیم تا این اطلاعات اصلاح شود.
اطلاعات اصلاح شد ولی سیستم بام هنوز هم همان پیام خطا را میآورد. باجه ارزی شلوغ شده بود و تقریبا همه این مشکل را داشتند. تصمیم گرفتم به بازرسی بانک زنگ بزنم. اداره کل بازرسی بانک ملی حرف مرا شنید و گفت به اداره شعب شرق که دقیقا بالای همین شعبه است زنگ بزن. ساعت هنوز هفت و نیم نشده بود و حقیقتا امیدی نداشتم که اصلا کارمندهای بازرسی باشند ولی در سرپرستی شرق هم پاسخگو بودند.
فرد پاسخگو در سرپرستی شرق ابتدا تلاش کرد که تقصیر را گردن همکاران خود نیندازد ولی در ادامه، با کمی عجز و التماس دلش به رحم آمد و به رئیس دایره ارزی بانک زنگی زد و گفت که برای این بنده خدا، یعنی من، حساب باز کنید لطفا! رئیس دایره شناسنامه و کارت ملی مرا گرفت ولی این تمام ماجرا نبود! چندین بار تلاش شد که حساب ارزی برای من باز شود و نشد.
باز هم تماسی گرفته شد ظاهرا با یک اداره کل و مشخص شد که با نام من، دو کد ملی در بانک ملی وجود دارد. چرا؟ معلوم نبود ولی احتمالا به خاطر باز شدن یکی دو حساب حج و عمره در سالیان دور، آن وقتی که یک نفر از فامیل میرفت و برای همه حساب باز میکرد. آن کد ملی غیرفعال شد و حساب من باز شد. حالا آن کاغذ را دارم.
باید در روزهای آینده با کاغذی که در دست دارم به صرافی بروم و ارزم را بخرم. همان جا، صرافی، 2 هزار یورو را به حساب ارزی من در بانک ملی خواهد ریخت ولی اسکناس را به صورت نقدی، حدود یک هفته بعد از خرید میتوانم از بانک بگیرم. من باید از یک آقای اسماعیلی که رئیس دایره ارزی سرپرستی شرق بانک ملی بود سپاسگزار باشم که با حوصله کارم را انجام داد ولی افراد دیگری بودند در همین بانک که با فحش و بد و بیراه، بانک را ترک کردند.
چرا؟ چون حساب برایشان باز نشد. چرا؟ چون رئیس اداره ارزی میگفت ما نیرو نداریم که برای مردم حساب ارزی باز کنیم. صدها پرونده نشانم داد که مربوط به بازرگانان بود و مانده بود و گفت من کار اصلیام این است، نه باز کردن حساب بانکی. از سیستم بانکی عصبی بودم ولی او راست میگفت.
شاید اگر به پشتیبانی الکترونیکی بانک ملی دسترسی داشت و خطاهای سامانه مشتریان خود بانک را به ما میگفت و اصلاح میکرد ما دیگر نباید به شعبه مراجعه میکردیم ولی سامانه بام، به همین شکل ما را به شعب حواله میداد و کار آنها را زیاد میکرد. اگر واقعا قرار است کاری الکترونیکی انجام شد، کل پروسه باید الکترونیکی باشد نه اینکه به خاطر یک خطای سیستم، طرف مجبور شود برود شعبه و سرپرستی و باری شود روی دوش کارمندان.



