روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی | گزارش تازهای که درباره آمار کشوری ازدواج و طلاق منتشر شده با یک حاشیه جدید و نسبتا متفاوت همراه بوده است. جایی که به میزان طلاق در گروههای شغلی مختلف پرداخته شده و پزشکی به عنوان طلاق خیزترین صنف معرفی شده است اما واقعا پزشکان بیشتر از گروههای شغلی دیگر طلاق میگیرند؟
ماجرا از جایی شروع شد که یکی از کاربران توئیتر همراه با آمارهای تازه ثبت احوال درباره تعداد طلاقهای کشوری، نوشتهای منتشر کرد که میگفت «بیشترین طلاق بین گروههای مختلف شغلی با ۲۵-۳۰درصددر بین پزشکان رخ میدهد و در این بین روانپزشکان بالاترین نرخ طلاق را دارند. بعد از روانپزشکان بیشترین آمار طلاق بین گروههای پزشکی به جراحان و بعد از آنها به متخصصان داخلی و متخصصان کودکان مربوط است.»
اینجا بود که پای تحلیلهای بیشتری به ماجرا باز شد. بعضیها فشار روانی زیاد شغل پزشکی را به میان کشیدند و گفتند بیخود نیست که گرایشهای جراحی هر سال داوطلبهای کمتری دارند. عدهای هم به ساعتهای طولانی درس خواندن و کار کردن پزشکان اشاره کردند و گفتند این عوامل میتواند هر ازدواجی را به تلخی بکشاند اما متفاوتترین واکنش به آمارهای مربوط به طلاق پزشکان و اساسا طلاق بین گروههای تحصیل کردهتر، موفقتر و ثروتمندتر را حامد قدوسی اقتصاددان برجسته ساکن آمریکا نشان داد.
او در این مورد نوشت: «میل عمومی اینه که تفاوت نرخ طلاق بین گروههای مختلف اجتماعی را به عنوان «مشکل گروه با نرخ بالاتر» تفسیر کنند. ولی قضیه خیلی پیچیدهتره: تصمیم برای جدایی یک مسئله «بهینهسازی پویا» است و مطلوبیت انتظاری از Matching بعدی را هم در دل خودش داره.
یعنی فرد حساب میکنه که بعد از پایان رابطه فعلی، چه قدر شانس داره که جفت و جوری بهتری پیدا کنه؟ اگر موقعیت شخصی و حرفهای و اجتماعی شخص بهش امکانهای بیشتری برای یافتن شریک بعدی بده، تو تعادل نرخ جدایی تو اون گروه بالا میره بدون اینکه لزوما وضع زندگی قبلی اونها بدتر از گروههای دیگری باشه که کمتر جدا میشوند.
بسیاری از نظریههای اولیه در مورد رفتار انسانی وقتی با داده کاملتر آزمون شد، تغییر کرد. وقتی مسئله به وضوح جنبه چند پریودی (پویا) داره، هر فرضیهای بدون لحاظ کردن رفتار دوره بعد از جدایی ناقص و احتمالا غلطه. مدل تئوری مینویسم که این خطا را برجسته کنیم.»
به بیان سادهتر دکتر قدوسی میگوید که پزشکان به خاطر قرار گرفتن در موقعیت شغلی مناسب مطمئن هستند که در صورت اجبار به طلاق می توانند جفت و یا همسر مناسبی دوباره برای خود پیدا کنند و یا به زندگی متفاوتی پای بگذارند. البته به این ایده آقای دکتر ایراداتی هم وارد شد مانند اینکه برای اثبات ادعای او باید تحقیقی درباره وضعیت بعد از طلاق پزشکان هم وجود داشته باشد.
جالبتر اینکه وضعیت میزان طلاق گروه پزشکی در کشورهای دیگر هم مطرح شد مثلا آمارهایی که نشان ميداد در آمریکا پزشکان و جراحان در بین گروههای شغلی یکی از کمترین آمارهای طلاق را دارند در مقابل این بارمنها (متصدی بار در الکل فروشیها) هستند که بیشترین جدایی را ثبت کردهاند و بعد از آنها کسانی هستند که خدمات عمومی و اجتماعی ارائه میکنند.
حالا اگر بخواهیم به دنبال جواب سرراستتری برای سوال اول گزارش برویم این است که آیا واقعا آماری که آن کاربر توئیتری منتشر کرد درست بود و اگر بله واقعا چرا؟ رضا لاریپور، مدیرکل روابط عمومی سازمان نظام پزشکی که خودش هم یک پزشک عمومی است در مورد این آمارها به هفت صبح میگوید:
«اول این را بگویم که آماری که دست به دست میشود درواقع بخشی از یک کتاب درسی دانشگاهی است و رفرنس خوب و دقیقی درباره وضعیت ایران محسوب نمیشود. اینکه بین گروههای پزشکی چقدر طلاق وجود دارد موضوعی است که فقط ثبت احوال میتواند در مورد آن نظر بدهد…آنچه باید به آن توجه کنیم بیشتر شدن طلاق بین پزشکان نیست بلکه کمتر شدن ازدواج پزشکان است. این چیزی است که ما به وضوح داریم میبینیم. ما داریم مشاهده میکنیم که نه تنها سن ازدواج بین پزشکان به شدت بالا رفته بلکه اصلا میل به ازدواج بین آنها پایین آمده است.»
او درباره دلیل این ماجرا میگوید: «وقتی یک نفر دیر به درآمد میرسد، دیر به استقلال مالی میرسد. بهترین سالهای جوانیاش را نمیتواند صرف ازدواج و خانواده کند و بعد که درسش تمام شد تازه باید طرح بگذراند و به مناطق دورافتاده برود بدون اینکه درآمد درخوری داشته باشد چطور میتواند مانند بقیه به ازدواج نگاه کند؟
ضمن اینکه جدا از درآمدهای بالا برای گروهی از پزشکان بسیاری از آنها بعد از تمام شدن تمام این مراحل هم باز درآمد بالایی ندارند که جبران این سالها را بکند و شرایطی برایشان فراهم کند که انتخابهای خوبی داشته باشند پس احتمال اینکه تجرد را انتخاب کنند بالا میرود.
ما بارها در این مورد به دولت و نهادهای ذی ربط هشدار دادهایم و مثلا خواستهایم که امکاناتی مانند گذراندن طرح در محل زندگی همسر یا ارائه پروانه طبابت در محل زندگی همسر، تعیین کف و سقف برای شیفت و… برای پزشکان در نظر گرفته شود اما دولت فورا میگوید که با این کار پزشکی در مناطق محروم نمیماند اما همین دولت فکر نمیکند که خب وقتی من پزشک را به مناطق محروم فرستادم برای اینکه همسرش او را ترک نکند و زندگیاش از هم نپاشد حقوق خوبی در نظر بگیرم.
در واقع ما باید ببینیم که نیروی انسانی به عنوان پزشک چقدر برای ما ارزش دارد، سلامت، کیفیت زندگی و خانواده یک پزشک چقدر برای ما اهمیت دارد اگر اهمیت خاصی ندارد که دیگر نباید روی این آمارها تمرکز کرد و هشدار داد و حرف از ازدواج و جوانی جمعیت زد اما اگر اهمیت دارد باید موانع بزرگ برداشته شود.
همانطور که گفتم عواملی که منجر به طلاق میشود مانند هر صنف دیگری در پزشکی هم وجود دارد اما علاوه بر آن، بسیاری از عوامل دیگر هم مخصوص به این صنف است که بالا بودن آمار طلاق یا پایین بودن آمار ازدواج در آن را تعجبآور نمیکند. یک مثال دیگر میزنم، پزشکی یکی از متفاوتترین شغلها در بیدارخوابی است حتی یک آتش نشان هم معلوم است چه زمانی ماموریت است چه زمانی خانه مگر اتفاق خیلی ویژهای بیفتد.
اما برای یک پزشک جراح هر لحظه ممکن است تماس بگیرند او را برای یک جراحی اورژانسی بخواهند یا یک ماما ممکن است مجبور باشد ۷۲ ساعت درگیر خانمی باشد که موقع زایمان مشکلاتی پیدا کرده. خب همسران این افراد تا کجا میتوانند راه بیایند؟ مخصوصا اگر خودشان عضو جامعه پزشکی نباشند که به سختی میتوانند این مشکلات را بفهمند. در چنین شرایطی وقتی حداقلهایی که وزارت بهداشت میتواند تامین کند وجود نداشته باشد طبیعی است که زندگی از هم بپاشد.»



