روزنامه هفت صبح| یک: تبلیغ یک اثر و یک محصول در ایران اقتضائات خاص خود را دارد. اینکه چقدر باید به قول دوستان ترکوند و چقدر باید چشمها را خیره کرد، چقدر باید فضا را در دست گرفت و در ضمن چقدر باید مواظب عواقب تبلیغاتمان هم باشیم. یک برآیندی باید میان این ویژگیها وجود داشته باشد. خب مثلا تبلیغ آن بستنی مشهور و آن خانم خیلی برازنده در جاده هنگام رانندگی، پرسروصدا از آب در آمد اما عواقب خودش را هم داشت و دردسرهایی که برای شرکت تولیدکننده محصول بهدنبال خود آورد.
تبلیغ سریال جدید رضا عطاران و استفاده از پارودی صحنه مشهوری از مالنا با این تفاوت که به جای خانم مونیکا بلوچی، آقای رضا عطاران نشستهاند و به جای انبوه آقایان فندک به دست این خانمهای جوان هستند که برای روشن کردن سیگار عطاران فندک میزنند، ممکن است جلب توجه کند… بله جلب توجه هم کرده اما واقعا سریالی با بازی رضا عطاران به این حجم اوردوز تبلیغانی احتیاج داشت؟ آن هم در کوران هجمههایی که علیه ویاودیها پیش آمده است؟ به نظرم یک خرده زیاده کاری بود و تبعات خاص خودش را هم خواهد داشت.
دو: حجتالاسلام قرائتی در مراسم تجلیل از او در صداوسیما باز هم نشان داد که چقدر بامزه و شوخ طبع است. کلی همه را خنداند. مضاف بر اینکه ما به یمن شوخیهای آقای قرائتی خنده آقای جبلی را هم دیدیم.
سه: دیروز که از برنامه صداتو و اجرای خوب محسن کیایی تعریف میکردم یادم رفت این را بگویم که این اصطلاحاتی مثل هلپر و آنلاک و اینطور استفاده بیمحابا از این کلمات کار صددرصد اشتباهی است. یعنی چه که مثلا ژوله و بحرانی داور نیستند و فقط هلپر محسوب میشوند؟ هلپر؟ واقعا؟
چهار: در مشهد یک پل عابر پیاده را به خاطر ختم شدن به یک مرکز تفریحی شامل چند کافیشاپ بستند و بعد هم اعلام کردند که چیدن صندلیهای رستورانها و کافی شاپها در بیرون مغازه و در خیابانها ممنوع است. در رشت و اصفهان و شیراز هم طرحهایی برای برچیدن پیادهروهای شلوغ و به قولی «پاتوق» در جریان است تا از چگالی گناه کم کنند.
در کتاب تجربه مدرنیته نوشته مارشال برمن، یکی از مظاهر دنیای مدرن که بهخصوص در پاریس قرن نوزدهم برای اولینبار ظهور میکند همین بلوارها و رستورانهایی است که موجب معاشرت و برخورد آدمها با یکدیگر میشود و پیادهروهایی که به هنگام عصر مملو از آدمها هستند. خب از قرار معلوم در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران میخواهند این خصیصه را از بین ببرند.
پنج: آقا این جملات پیمان طالبی خطاب به اختلاسگران روی آنتن زنده تلویزیون مورد تحسین قرار گرفت. خیلی هم عالی. اما این جملات نوعی معانی و مفاهیم متفاوت را القا میکنند. مثلا آنجا که در آخر خطابه پرشورش میگوید: «لعنت به کسی که خودش اینجاست و شعار فقط میدهد ولی بعضا خانوادهاش آنور آبها دارند کیف میکنند» کلا بیان کانسپت «اینجا» به عنوان جایی که پر از سختی است در برابر «آنجا،آن سوی آبها» جایی که برای کیف کردن است، آن هم روی آنتن زنده، جالب و عجیب بود.



