روزنامه هفت صبح| اندي وارهول، خسرو و ميوه‌فروشي؛ اين سه كلمه در ظاهر بي‌ارتباط با هم زماني براي شما معني پيدا مي‌كند كه هنرمندي به نام خسرو حسن‌زاده را بشناسيد و بدانيد حالا كه درباره او مي‌نويسيم در كماست. خسرو حسن‌زاده نقاش بسيار معروفي است و ماجراي وضعيت سلامتي او را ديروز يكي از كاربران توئيتر براي اولين بار مطرح كرد و نوشت كه ماجراي مسمومیت با متانول به یکی از هنرمندان کشور هم آسیب رسانده و منجر به نابینا شدن او شده است.

این کاربر که خود را مجموعه‌دار آماتور هنر معرفی کرده نوشته بود: «خسرو حسن زاده، آرتیست معروف هم گرفتار الکل تقلبی شده و با مسمومیت متانول رفته در کما، بینایی‌اش که کلا از دست رفته و وضعیت کبد و کلیه و مغزش هم تعریفی نداره.» او در دهه 80 شمسي مورد توجه بسياري از رسانه‌ها قرار گرفت و 15 سال از عمرش را همزمان با نقاشي، در ميوه‌فروشي گذراند. همان زمان هم نقل می‌شد که بعد از پایان کار در این مغازه، تازه تابلوهای سفید را بيرون می‌آورد و نقاشي را آغاز مي‌كند.

خودش تعريف كرده است كه تمام ايده‌هايش را از ارتباط با محيط و مردم به دست مي‌آورد و كارهايش در سبك عامه‌پسند قرار مي‌گيرد. اندي وارهول كه نامش را بالاتر نوشتيم،‌ نقاش بسيار معروفي در همين سبك است كه حسن زاده نام يكي از نمايشگاه‌هايش را با نام او تركيب كرد: اندي وارهول نجاتم داد!

به‌واسطه درگير بودن 15 ساله او با شغل ميوه‌فروشي، يكي از نشريه‌هاي خارجي او را به نام نقاش ميوه فروش معرفي كرده بود، او هم با ديدن اين تيتر تصمیم گرفت میوه فروشی را رها کند و همه وقت خود را به نقاشی اختصاص دهد. او متولد سال 42 است و از كودكي استعداد و علاقه زيادي به كشيدن پرتره داشت.

سال 62 و در بيست سالگي به پيشنهاد يكي از دوستانش تصميم گرفت كه در كنكور هنر ثبت‌نام كند. او و دوستش شنيده بودند كسي هست كه برای آمادگی شرکت در کنکور هنر کلاس برگزار می‌کند. استاد این کلاس‌ها آیدین آغداشلو بود و كلاسي داشت كه در آن شاگردانش باید یکی از تابلوهای هنرمندان بزرگ را کپی می‌کردند.

همان زمان خسرو حسن‌زاده از آغداشلو خواست كه به او نقاشي را آموزش دهد. بعد از اينكه از سربازي برگشت به دانشگاه رفت، اما بعد از يكسال متوجه شد كه دانشگاه چيزي به او نمي‌دهد و آن را رها كرد. بعد از رها كردن رشته هنر، سراغ ادبيات رفت و تحصيلات دانشگاهي‌اش را در همين رشته ادامه داد.

او قبل از آنكه در كلاس‌هاي آغداشلو شركت كند، در زمان جنگ از خرمشهر تا خرم‌آباد تعداد زیادی نقاشی دیواری از شهدا كشيده بود. خودش تعريف مي‌كند كه در بخشی خدمت می‌کرد که کار آن کشیدن پرتره شهدا بود و وقتی شهیدی را می‌آوردند پرتره او را روی دیوارهای اطراف می‌کشیدند. برای کشیدن تصاویر روی دیوار هم از رنگ پلاستیک استفاده می‌کردند. حسن‌زاده آن زمان وانتی داشت که همیشه پر از رنگ بود و این رنگ‌ها را بسیاری از اوقات به مردم روستایی می‎دادند تا در خانه‌هايشان از آن استفاده کنند و نیم دیگر آن برای کشیدن نقاشی دیواری استفاده می‌شد.

یکی از آرزوهای او این است که بتواند روزی به جای نقاشی کردن بنویسد. تجربه‌ مختصري هم در اين زمينه داشت و دو سال نوشت، ولی نتوانست ادامه دهد؛ چون کسی برای ادبیات پول نمی‎دهد. مدتی هم با روزنامه خرداد همکاری داشت و مقالاتی درباره هنر برايشان مي‌نوشت.

سال 1999 در لندن اولين نمايشگاه خارجي خود را برگزار كرد و موزه انگلستان مجموعه آثار او را خرید. بعد از آن هم نمایشگاه‌های مختلفی در پاریس و لندن برگزار كرد و شهردار پاریس که کارهای او را دیده و پسنديده بود،‌از خسرو براي گذراندن یک دوره تحصیلی در سیته دعوت کرد و پنج ماه را آنجا گذراند.

حسن‌زاده نمايشگاه‌هاي زيادي در ايران،‌ كشورهاي مختلف آسيايي، اروپايي و حتي آفريقا داشت. بیشتر موضوع کار او زنان انتخاب مي‌شوند و دليل آن هم ارتباط خسرو با مادرش است. او چهار پرتره از مادرش کشیده که هرکدام از آنها در یک موزه خارجی نگهداری می‌شود. موضوعاتی مثل عاشورا که برای همه مردم قابل لمس است هم بين كارهاي او ديده مي‌شود.

چهره هنرمندان سينماي قبل از انقلاب، تختي و هر چهره ديگري كه مردم با آن ارتباط برقرار كنند در ميان انتخاب‌هاي او قرار مي‌گيرند. حسن‌زاده در لندن هم استوديو داشت، اما علاقه‌اي به ماندن در آن نداشت، چون فكر مي‌كرد پرتره‌هايي كه مي‌كشد متعلق به ايران است و بايد همينجا آنها را بكشد. آثار او را نمي‌توان در سبك معيني دسته‌بندي كرد، اما به عنوان هنرمند نوپاي سنت‌گرا شناخته مي‌شود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.