روزنامه هفت صبح| یک: این را یک بار تعریف کردم اما حالا بد نیست دوباره مرورش کنیم. سال 95 بود که رفتم دیدار مدیر مسئول متنفذ یکی از روزنامههایی که دهه هشتاد درآنجا با پست معاونت سردبیری مشغول به کار بودم. در این ملاقات آقای مدیر مسئول خاطرهای تعریف کرد. گفت که چند روز قبل سفیر آلمان اینجا بود و به من گفت که کلید حل بسیاری از مشکلات شما در سطح بینالملل بهبود رابطه با عربستان است.
گفت که شما هنوز بر این ایده عربستان به مثابه گاو شیرده و بدون اختیار غرب اصرار دارید اما در دهه نود میلادی و آغاز هزاره سوم و با بالارفتن ناگهانی قیمت نفت و چند برابر شدن ثروت کشورهای نفتی منطقه، آنها متوجه شدند که میتوانند با بهره جستن از قواعد اقتصاد آزاد درآمریکا، در بسیاری از صنایع کلیدی این کشور سرمایهگذاری کنند.
این آقای سفیر ادعا میکرد 850میلیارد دلار سرمایهگذاری فقط در بین سالهای 2000 تا 2012 توسط عربستان و امارات در اقتصاد آمریکا انجام شده و آنها را تا حد یک شریک اقتصادی بالا آورده است. مضاف بر این که بالارفتن سهم آرامکو در اقتصاد سرمایهداری غرب، منجر شد تا سعودیها بیشتر همچون یک شرکت سهامی در میان ثروتمندان غربی عمل کنند…نمیدانم این روایت چقدر دقیق است و اصلا چقدر منطقی اما در مجموع حرکت ایران در رفع تنش با عربستان حرکتی منطقی است. هرچند عربستان از این رفع تنش استفاده بیشتری خواهد کرد….
دو: علیزاده، فعال رسانهای مقیم لندن که گرایشات رادیکال ضد اصلاحطلبان را در فضای مجازی رهبری میکند دیروز در توئیتی نوشته بود: «چهارشنبه: چادر جمیله علمالهدی آبروی ایران را برد
پنجشنبه: علیز باید از فجازی برود
جمعه: سخن فرمانده پلیس درباره سارقین را تقطیع و به حجاب ربط دهیم
شنبه: با تغییر مکان جلسه، سعودی ایران را ذلیل کرد.
این لیست اردوکشیهای اصلاحطلبان/اعتدالیون فقط در ۴ روز گذشته است.تا انتخابات،۴۰۲ روزهای سختتری در انتظار افکار عمومی ایران است. اینها که شش ماه پیش تلاش کردند خیابانهای ایران را به صحنه جنگ داخلی تبدیل کنند و شکست خوردند حالا هر روز فضای مجازی را با یک بهانه واهی به صحنه جنگ رسانهای تبدیل میکنند. ماشین رسانه اصلاحطلبان-اعتدالیها به راستی یک ماشین جنگی است. ماشین جنگی که وظیفهاش تجزیه اجتماعی و فروپاشی فرهنگی ایران است که وظیفهاش رساندن افکار عمومی ایران به نقطه جوش است. برای جلوگیری از نابودی و تجزیه ایران، این ماشین جنگی باید متوقف و منهدم شود.»
خب درست میگوید. اما در سالهای قبل در دولت روحانی و حتی دولت دوم احمدینژاد رسانههای اصولگرا با همین شدت و حتی بیشتر از این یک نفس دولتهای وقت را میکوبیدند. یک نفس. بدون توقف. اصلا این نوع مچ گیری کم مایه را که این روزها در مورد حرفهای خانم علمالهدی مشاهده میکنیم و کار به حساب کشی از سن همه درختان کشیده شده است، توسط گروههای رسانهاي اصولگرا به راه افتاده بود و حالا به یک نوع بیماری مسری بدل شده است.
سه: تیتر زدهاند که سرعت اینترنت ایران حتی از مالدیو و آنگولا هم کمتر شده است! این چه ادبیات تفاخر آمیز خودپسندانهای است که در مورد کوچک بودن جغرافیایی کشورها و یا آفریقایی بودن آنها به کار میبریم! زشت است به خدا. در دهه هفتاد در مورد کشور کومور و در دهه نود در مورد کشور جیبوتی این نوع واکنشهای سخیف خودپسندانه را در میان مسئولین ایرانی و رسانهها مشاهده کرده بودیم. حتی گروهی فکر میکردند که اگر کیروش را یک مربی موزامبیکی بنامند او راتحقیر کردهاند! خجالتآور است این نژادپرستی ابلهانه.
چهار: بورس ایران جای عجیبی است. همان تالار بزرگ سعادتآباد را میگویم. هر وقت دلار افت میکند و برابری پول ایران بهبود پیدا میکند و به معنایی شرایط اقتصادی تثبیت میشود بورس سقوط میکند. در حالیکه همه جای دنیا سقوط بورس به معنای ویرانی اقتصادی است اما یاللعجب که در ایران کاملا برعکس است. یعنی صبح که میخوانی دلار سه درصد سقوط کرده و ریال اوضاعش خوب شده، مطمئن هستی که بورس با سر به سوی زمین در حرکت است!



