روزنامه هفت صبح| یک: حرفهای نقلشده از فرمانده جدید مازندران، بازتابهای متعددی داشته است. اینکه گردن نابهنجارها را به حکم قانون بشکنید و جوابش با من، چنان آکنده از خشونت است که مرز قاطعیت را پشتسر میگذارد. دقیقا نمیدانیم منظور از نابهنجارها کیستند؟
روابط عمومی نیروی انتظامی مازندران گفته که منظور سارقان و اراذل هستند. بههرحال نابهنجارها در دیکشنری رسمی معنای دیگری دارنداما بهتر است به همان توضیحات روابط عمومی نیروی انتظامی بسنده کنیم و به این نتیجه برسیم که منظور فرمانده محترم همان اراذل و اوباش هستند.
چون واقعا در همین یک ماهه گذشته و در همین تهران زورگیرها بهشدت فعال شدهاند. دوستی میگفت در خیابانی مثل قبا در منطقه پاسداران در همین چند روز گذشته مدام زورگیرها مشاهده شدهاند آن هم در حالیکه قبا خیابانی سنتی و قدیمی است. امیدوارم اگر قرار بر خشونت کلامی و خطونشان قاطعانه هم باشد، در مرحله اول با زورگیرهایی باشند که با سلاح سرد و گاه در روز روشن امنیت عمومی مردم، کودکان و زنان آنهم با هر نوع پوشش را مختل میکنند.
دو: دیگر یاد گرفتهام که در زورآزمایی سیاسی و اجتماعی میان بخشی از طبقه متوسط با اصولگرایی غیرقابل انعطاف گروه پایداری، آن گروهی که بیشترین بهره را در حضور پررنگتر سیاسی بهدست میآورند گروههای نزدیک به انصار حزبالله هستند که مطالباتشان عموما در عرصه اجتماع و مسئله پوشش زنان متمرکز است.
اتفاقاتی که در برخی دانشگاههای تهران رخ داده و برخی محدودیتها نشانه این قدرتنمایی محافل و مسئولین نزدیک به این گروه سیاسی سنتی و رادیکال است. گروهی که از اواخر دهه شصت در سپهر سیاسی ایران مشاهده شد و حالا اولین مدیریتها و مسئولیتهایشان را در دوقطبی پیشآمده تجربه میکنند.
سه: تصاویری که از میزان خسارت سیل رودخانه کرج منتشر شده ، نشان میدهد که بازگشت آب تهران به حالت عادی واقعا جای تقدیر دارد. راستش فکر میکنم عدم پرداختن به این فاجعه خودش راهی بود تا التهاب در پایتخت افزایش پیدا نکند. بههرحال حادثه غریبی بود. امیدوارم خبرهایی از دو مفقود این سیل ترسناک هم به دست بازماندگان برسد. بهخصوص یک مادر 46ساله که تصاویرش در برخی از فیلمهای خبری این اتفاق هم ثبت شده است.



