روزنامه هفت صبح| یک: الان که در حال نوشتن این مطلب هستم 36 ساعت است که دفتر روزنامه آب ندارد. آب این منطقه قطع شده. چندین منطقه دیگر تهران هم با این مشکل دست به گریبان هستند. شاید امروز هم این قطعی ادامه داشته باشد. باز هم خبر آمده که برق دهها اداره و شرکت هم از سوی وزارت نیرو قطع شده است.
باشد. دیگر نباید مته به خشخاش گذاشت دیگر. کمی آب کم است و قطع است کمی هم برق نداریم. خدارا شکر فعلا بنزین داریم و اینترنت هم فعلا وصل است و فیلترشکنها هم در حال کار… اصلا این حرفها چیست که من دارم میزنم؟ آب قطع است دیگر و انشاءالله امروز یا فردا و یاهفته آینده وصل خواهد شد.
دو: این صندلیهای کنسرت علیرضا قربانی در کاخ سعدآباد خیلی دلفریب و دلربا هستند. در فضای باز بنشینی و در آن دوردورها سایهای را ببینی به نام استاد قربانی که در حال آواز هستند و نسیمی به صورتت بخورد و در هیاهوی باد و صدای پرندگان، یک چیزهایی از ترانه را هم بشنوی و مواظب باشی که زیاد وول نخوری که مزاحم صندلی جلوییت بشوی و این شانس را هم داشته باشی که آدم قدبلندی جلویت ننشسته باشد و در این میان به یک میلیون تومان پول بلیتت فکر کنی و هوش و اشتیاق کنسرت گذاران که کم مانده تا اتاق خواب رضاشاه را هم صندلی بچینند.
سه: عکس کنسرت وزارت کشور و حضور بانوان بیحجاب در میان تماشاگران و توئیت زهردار عباس عبدی آنقدر موثر بود که فعلا تالار وزارت کشور را تعطیل کردهاند و کنسرتگزارها همین طور هاج و واج ماندهاند که تکلیفشان چیست. به هرحال گروهی از شهروندان خاص احتمالا شکایت کردهاند و وزارت کشور به تکاپو افتاده است.(مطمئنا مسئولین وزارت کشور هیچ توجهی به شهروند درجه یک و دو نمیکنند و همه شکایتها و خواستهها را در ضریب جمعیتی آنها دخیل میکنند و به آنها توجه میکنند. حتما دیگر! مگر قرار است غیر از این باشد؟)
چهار: خرداد ماه به استاد گلزار اختصاص داشت. آن ماجرای خرداد پرحادثه را فراموش کنید. به هرحال هر نسلی خرداد خاص خودش را دارد و ما فعلا خردادمان گلزاری شده. حداقل از این پس خرداد 1402 برای ما با نوستالژی ازدواج گلزار تداعی خواهد شد. دیگر یک کشور در جریان ازدواج ایشان قرار گرفتند.
خب وقتش بود که ایشان سروسامان بگیرند. قطعه فیلمی وایرال شده که ایشان جملات و ابیاتی را با لحنی شاعرانه و لبخندی طنزآمیز به عنوان عقد آریایی (!) بر زبان میآورند که مطمئنا به عنوان صحنههای به یاد ماندنی برای آیندگان ثبت خواهد شد. حیف که هیاهوی اتومبیلهای دست دوم و قطعی آب نگذاشت ما به اندازه کافی به این وصلت فرخنده بپردازیم. خوشبخت بشوند انشاءالله.



