روزنامه هفت صبح| یک: آقا در مورد سقوط بورس که کلا بیش از یک ماه است ادامه دارد، خواستم نکتهای را عرض کنم. وقتی بورس سبز میشود برخی روزنامهها و سایتهای عزیز اصولگرا درباره آن تیترهای درشت میزنند و در صفحه اول پایکوبی میکنند و آن را از دستاوردهای دولت قلمداد میکنند و نشانهای از رونق اقتصاد و پاداش اعتماد به دولت و اینطور چیزها، اما وقتی بورس اینگونه با سر به سمت کف زمین حرکت میکند اصلا و ابدا.
استدلالها به این سمت میرود که دولت نقشی در بالا و پایین رفتنهای بورس ندارد و« دند» خود مشتریان بورس و سهامداران «نرم» که باید با دقت در بورس حرکت کنند و سهام بخرند و سرمایهگذاری کنند و اصلا بورس چه ربطی به دولت دارد؟ اصلا بورس چه ارتباطی با رونق و کسادی اقتصاد دارد؟ و از اینجور حرفها. خیلی هم ممنون!
دو: این برداشت را داریم که آقای نوروزی نماینده رباطکریم گرایشات تند سیاسی و اجتماعی دارند. اما دیروز موضعی از ایشان در مجلس دیدیم که دقیقا خلاف آن گرایش مرسوم برخی عزیزان در تقسیم مردم به شهروندان درجه یک و دو داشت. حسن نوروزی دیروز گفته است:« اگر واقعا طلب وصول شده ارزی ایران از عراق را به حجاج دادهاند، حرکتی ضدانقلابی و خلاف کردهاند.
این پول برای کل مردم است و باید در جهت اهداف پایدار ملت ایران هزینه شود. دادن این منبع ارزی به حجاج، ایجاد تورم میکند، چون آنها این ارز را در داخل، تبدیل به پول نقد و در بازار هزینه میکنند. از طرفی چون اجناس در عربستان گرانتر است، حجاج خریدهای خود ازجمله هدایایشان را از ایران خریدهاند. از اینرو بهتر است این بدهی دریافتی را در راههای پایداری همچون آب تهران هزینه کنیم که مردم تهران آب نیتراتدار نخورند.»
ممنون آقای نوروزی.
سه: دلخراشترین تصویری که در فضای مجازی دیدیم حمله یک کوسه یا نهنگ قاتل به یک توریست شناگر در سواحل مصر در دریای سرخ بود و عجیبترین هم بلعیده شدن دو کایاکسوار توسط یک نهنگ در روز روشن که خب از قرار نهنگ عزیز لحظاتی بعد دو طعمه بزرگ خود را به آب پس داده و آنها زنده ماندهاند.
چهار: آقا یک سایت خبری زحمت کشیده و میزان هزینههای ازدواج محمدرضا گلزار را بر پایه فیلمها و تصاویر منتشر شده از این اتفاق برآورد کارشناسی کرده و به عدد 3 تا ده میلیارد تومان رسیده! این سایت و کارشناس محترمشان زحمت کشیدهاند اما چنین بازه بزرگی از 3 تا ده میلیارد تومان دیگر اسمش برآورد نیست. تمام ازدواجهای مجلل در همین بازه قیمتی قرار میگیرند.
پنج: تیم ملی با همه ستارههایش میخواهد با افغانستان و قرقیزستان بازی کند؟ خب این فرصت باید به تیم امید داده میشد. الان طارمی و آزمون چرا باید در چنین تورنمنتی شرکت کنند؟ بعد میگویند چرا طارمی به حضور در چنین بازیهایی اعتراض کرده. خب طرف آقای گل پرتغال است و حالا باید به شکل غیرمنصفانهای در مسابقاتی که کیفیت بالایی ندارد و هیچ الزامی هم برای حضور نبوده، خودش را محک بزند.
شش: این کلیدواژه مجوز و انحصار تبدیل به راهکار دوستان نزدیک به دولت در عرصه فرهنگ شده است. برای هر چیزی حتی اینفلوئنسر گردشگری باید مجوز گرفت و مجراهای فرهنگی را باید در انحصار قرار داد. دیروز یکی از سایتهای اصولگرا به جد خواهان این شده بود که پخش فیلمها و سریالهای روز خارجی تحت سیطره صداوسیما باشد و ابتکار این کار از پلتفرمها و دیگر کانالهای سینمایی گرفته شود.
بهنظر میرسد تلقی دوستان از سروسامان دادن به هر چیزی در همین دو کلیدواژه« مجوز» و« انحصار» تجمیع شده باشد. خب فکر کنم بخش مهمتری از این ماموریت موکول باشد به تولید آثار جذاب فرهنگی و سینمایی و ادبی و موسیقایی. که مثل اینکه دوستان زیاد در این حوزه حوصله ندارند و آن بخش سیاستگذاری در جهت کنترل و انحصار را بیشتر دوست دارند. عاقبتش هم مشخص است البته.



