روزنامه هفت صبح| یک: مجلس قرار است قوانینی برای اینفلوئنسرها تهیه کند. در گزارش آمده است که در بسیاری از کشورها تبلیغات در فضای مجازی تابع قوانینی است و در ایران نوعی بیسروسامانی وجود دارد. اما قدم بعدی در این مسئله قانونمندی، بلافاصله در ایران به کسب مجوز ختم میشود. کلا مراکز قانونگذاری و نظارتی علاقه ویژهای دارند در بررسی صلاحیت آدمها و تعیین ملاک و شاخصههایی که گروهی از آنها رد بشوند و گروهی رد نشوند.
اینجا قانونمندی مترادف میشود با محدودیت و موانع. بهخصوص اگر کار در حوزه فرهنگی هم باشد. به نظرم این نگاه اشتباه است. این که قوانین را از ابتدا با نگاه بررسی صلاحیت اشخاص شروع کنیم و این که تو خوب هستی و تو خوب نیستی و تو صلاحیت داری و تو صلاحیت نداری. قوانین باید بازار را سروسامان بدهند نه این که به ابزاری تبدیل شوند براي رانت و یا اعمال نفوذ.
دو: مطلب دیروز ابراهیم افشار درباره دسترسی به هفت جلد از یادداشتهای غلامرضا تختی قابلیت پرداخت مفصلتری از سوی ما را داشت که متاسفانه از زیر چشممان در رفت. در اولین فرصت به این غنیمت خارقالعاده ابراهیم افشار بازخواهیم گشت.
سه: یکی از کاربرهای توئیتر(میرجواد بیات) اشاره کرده بود که چرا در استقبال از هیاتهای رسمی برای فرش قرمز یک نوع موکت انداخته میشود و هیچ نشانهای از فرش مشهور ایرانی در این استقبالها نیست. حرف حساب است و به نظرم مسئولین تشریفات ریاست جمهوری باید به این مسئله توجه کنند.
چهار: داشتم برای فینالهای باشگاههای اروپا در اینترنت جستوجو میکردم رسیدم به همان فینال مشهور 2006 که لیورپول بازی باخته سه بر صفر را به تساوی سه بر سه بدل کرد و با ضربات پنالتی بازی را برد. نکته جالب در آن بازی ترکیب خط دفاعی میلان بود: مالدینی، نستا، یاپ استام و کافو! در خط هافبک هم پیرلو و گاتوسو و سیدورف و کاکا! و در حمله هم کرسپو و شوچنکو ! عجب ترکیب دیوانه واری! چطور این تیم آن فینال را واگذار کرد؟
پنج: دوستی میگفت که خانهای را در سال 1400 با قیمت ده میلیون تومان ماهانه اجاره کرده بودم سال بعد شد 16 میلیون و پول پیش هم دو برابر شد. امسال صاحبخانه درخواست 25 میلیون تومان کرده است و پول پیش را باز هم دوبرابر. مگر میشود در عرض دو سال بالای 250 درصد به اجاره یک خانه اضافه شود؟ در جواب کمی تامل نموده و پاسخ دادم: بله میشود.
شش: ترفند پلیس برای حل گره ترافیکی اندرزگو که به خاطر ازدحام جوانان با اتومبیلهایشان شکل میگیرد ناخواسته باز هم برای حل یک مشکل به منافع جمع دیگری از مردم لطمه میزند. مثلا اعلام این که رستورانهای این خیابان باید راس ساعت 23 و 30 دقیقه بسته شوند. یعنی از ساعت یازده مردم که احتمالا در شبهای تابستان برای تفریح به رستوران آمدهاند باید آنجا را ترک کنند چرا که پلیس میخواهد مشکل ترافیکی و اجتماعی خیابان را حل کند.
تصمیم دوم هم بستن دوربرگردانهای خیابان از ساعت 12 شب است تا راه تردد اتومبیلهای دوردورکننده بسته شود! یعنی باز هم اگر شهروند ساکن این خیابان باشی و دلت بخواهد یا مجبور باشی ساعت دوازده شب به بعد براي انجام کاری ضروری و یا تفریحی از خانه خارج شوی مجبوری راهت را دورکنی و به زحمت بیفتی چرا که پلیس میخواهد مشکل اجتماعی خیابان اندرزگو را حل کند!
واضح است که این شیوه اشتباه است. مشخص است که براي حل یک معضل نباید مردم را به زحمت انداخت. مداخله در زندگی مردم به خاطر حل مشکل ترافیکی و اجتماعی یک خیابان نه چندان پراهمیت؟ نکند یک ساکن متنفذ آن خیابان شکایت کرده است؟ ما همیشه طرفدار خدمات پلیس بودهایم اما آخر این چه تصمیمی است؟



