روزنامه هفت صبح، خاتون محتشمی| «کالج بینالمللی» اسم دهانپرکنی دارد. از آن اسمهایی که میتواند در قدم اول خیلی از افراد را مشتاق مهاجرت کند. اما بهنظر میرسد که این روزها برخی از دفاتر مهاجرتی بخشی از حقیقت را درباره این کالجها از متقاضیان خود پنهان میکنند. چه حقیقتی؟
نام یکی از این کالجهای ایرانی در مجارستان «الف» است. کالجی که یک ایرانی در بوداپست و تهران تاسیس کرده. در تهران دانشجوها را جذب میکند و در بوداپست آموزش میدهد. یکی از دانشجویان سابق این کالج به هفت صبح اینطور توضیح میدهد: «دفتر این کالج ایرانی از شما شهریه یورویی میگیرد و در یک دوره پیشپزشکی، پیشلیسانس، پیش فوقلیسانس یا پیش دکترا شما را ثبتنام میکند.
شما 7 هزار یورو بابت دوره پیشپزشکی میدهید و تصور میکنید که وارد یک دانشگاه خارجی شدید اما اینها فقط یک کلاس کنکور هستند که قرار است فقط و فقط شما را برای آزمون دانشگاه آماده کنند.» با اینکه با ثبتنام در این برنامهها فکر و خیال آقا یا خانم دکتر شدن از ذهن دانشجوها بیرون نمیرود ولی دانشجویانی که از این مسیر به مجارستان رفتهاند میگویند که این کالج فقط یک موسسه در آپارتمانی در بوداپست است که نهایتا چند کلاس زیست و علوم برگزار میکند و کار اصلیاش تقویت زبان دانشجوست.
«برای همین دوره یک ساله و کلاسهای مقدماتی ماهی هزار یورو خرج زندگی و اجاره میدهید، یک سال در بوداپست میمانید و کلاس میروید و وقتی دوره تمام شد، میتوانید آزمون ورودی دانشگاههای مجارستان را بدهید. تازه اینجاست که اگر دانشگاه قبول شوید باید پرداخت خرج دانشگاه را شروع کنید.» تا اینجا شکوه و شکایتی نیست اما از اینجا بهبعد برخی از دانشجویان میگویند که به اشکال مختلف مورد کلاهبرداری این کالج یا موسساتی که آنها را به این کالج وصل کرده، قرار گرفتهاند.
ویزای دانشجویی یا دیگر(other)؛ مسئله این است
برای صحتسنجی این روایتها با 6 دانشجوی این کالج گفتوگو شده است. سه نفر از دانشجویان شاکی میگویند زمان ثبتنام به آنها اطلاع داده نشده که ویزایی که قرار است با این کالج دریافت کنند، متفاوت از ویزای دانشجویی بوده. یکی از این دانشجوها مستقیما از مسیر دفتر این کالج بینالمللی در ایران وارد بوداپست شده و دو نفر دیگر با واسطه دو دفتر مهاجرتی به این کالج رسیدهاند.
هر سه نفر آنها میگویند که زمان ثبتنام به آنها گفته نشده که ویزایی بهنام other میگیرند که امتیازها و شرایط ویزای دانشجویی را ندارد. نفر اول میگوید: «این کالج به هوای اروپا من را به مجارستان کشاند اما نگفت که با این ویزا اجازه کار کردن که ندارم هیچ، حتی نمیتوانستم یک حساب بانکی باز کنم. اگر شما یک بلیت متروی دانشجویی با این ویزا بخرید 100 دلار جریمه میشوید.»
دو دانشجوی دیگر که با واسطه دفاتر مهاجرتی وارد این کالج شدهاند میگویند که این دفاتر موضوع ویزا را از آنها پنهان کردند و کالج هم توضیحی در اینباره نداده است. حتی در دفتر مهاجرتی به یکی از این دانشجوها وعده داده شده بود که کمی بعد از سفر همسر خود را به بوداپست بیاورد ولی به محض رسیدن به مجارستان متوجه میشود که با ویزایی که کالج برایش گرفته نهتنها نمیتواند همسرش را بیاورد بلکه حتی نمیتواند برای کمک هزینه زندگی آنطور که وعده داده شده بود 20 ساعت در هفته کار کند.
سپهر دانشجوی دیگری که قبلا از مسیر همین کالج الف به بوداپست رسیده، میگوید: «من از مسیر یک دفتر مهاجرتی با آنها آشنا شدم. بعد از اینکه مبلغ مورد نظر آنها را پرداخت کردم این کالج با دفتر مهاجرتی من قطع ارتباط کرد و دیگر تا یکسال پولی که من به کالج الف داده بودم به من برنگرداندند. در نهایت هم با وجود اینکه پول هتل و خدمات را پرداخت کرده بودم هیچکدام را ارائه ندادند.»
بررسیهای هفتصبح نشان میدهد که این ماجرا لزوما برای همه به یک شکل تکرار نشده و دانشجویانی هم هستند که از ابتدا نسبت به محدودیتهای ویزایی که کالج «الف» برایشان میگیرد مطلع شدهاند. با این حال شکایت دانشجویان شاکی فقط محدود به ویزا نمیشود.
اول دکتر شوید بعد کنکور دهید
یکی از این دانشجوها میگوید: «مرحله بعد از کالج، دانشگاه است. این کالجها باید برای ما پذیرش بگیرند. من در دفتر تهران یک بار بابت اپلیکیشن فی (هزینه آزمون ورودی دانشگاه) 700 یورو پرداخت کردم ولی یکبار دیگر هم در بوداپست 200 یورو دیگر بابت همین موضوع از من دریافت کردند که پیش از سفر به مجارستان درباره آن حرفی زده نشده بود.
این هزینه تازه جدا از هزینه خود آموزشهاست که برای آن 7 هزار یورو پرداخت کرده بودم.» تا اینجای کار او 7 هزار و 900 یورو پرداخت کرده ولی در این بین هزینههای دیگری هم برای رسیدن به خاک مجارستان داده که یکییکی گفته میشود.از گفتوگو با یکی از مسئولان این آموزشگاه اینطور بهنظر میرسد که آنها از دانشآموز کلاس نهمی به بالا را میتوانند به مجارستان اعزام کنند. آنها در واقع با مدرک ثبتنام در کالج یک ویزای یکساله از سفارتخانه میگیرند.
یک میلیارد تومان هزینه مدرک پیشپزشکی
این موسسات شما را با یک راهنما (helper) آشنا میکنند که این راهنما قرار است برای شما اتاقی در هتل بگیرد یا خانه اجاره کند. برخی از دانشجویان مشخصا به مشکلی در این زمینه برخورد نکردهاند اما یکی دیگر از این دانشجوها که بهتازگی از بوداپست برگشته، میگوید: «از من 700 یورو دریافت کردند که یک ماه در یک هتل اقامت داشته باشم ولی بعد از یک هفته من را بیرون کردند و گفتند حالا برو دنبال خانه بگرد.
من 28 سال داشتم اما بچههایی که سن کمتری داشتند بعد از یک تا دو هفته از هتل بیرون میشدند و آسیب زیادی میدیدند. ضمن اینکه وقتی نرخ هتلها را میبینید متوجه میشوید که به شما گرانفروشی کردهاند و هتلی که گرفتهاند در حاشیه شهر قرار داشته و خیلی ارزانتر از این حرفها بوده اما ما در ایران همه این پولها را نقدا پرداخت میکنیم و رسیدی نداریم که بتوانیم ادعایی داشته باشیم.»
با این 700 یورو، هزینه این دانشجویی که رویای پزشک شدن داشته به 8 هزار و 600 یورو میرسد. گفتوگو با یکی از مسئولان این کالج نشان میدهد که غیر از این موارد 800 یورو بهعنوان شارژ دفتر و 1100 یورو هم بابت ویزا از شما گرفته میشود. مبلغی که باید به آن 12 هزار یوروی دیگر بابت خرج زندگی ماهانه اضافه کنیم. حدودا میتوان گفت که این یکسال زندگی در کالج ایرانی مجارستان 23 هزار یورو هزینه دارد که از قرار میشود یک میلیارد و 250 میلیون تومان.
یک مرد ایرانی که ساکن بوداپست است و ارتباط خوبی با این دانشجویان کالج داشته میگوید: «اسلواكي، چك، لهستان و روسیه از کشورهایی هستند که با یک مدرک ثبتنام در کالج به ایرانیها، حتی آنهایی که سن بالا دارند ویزا میدهند. مشکل اصلی کالجها نیستند. بلکه دفاتر مهاجرتی اشخاص را شستوشوی مغزي ميدهند و زمینه سوءاستفاده را باز میکنند. با وعده و وعید به او میگویند که شما از طريق كالج ويزا ميشويد و ظرف شش ماه تا يكسال زبان ياد ميگيريد. ولی نمیگویند که اجازه کار نداری یا اطلاعات دیگری که هر مهاجر باید از قبل بداند.»
صنار بده آش
سینا دانشجوی دیگری که قبلا از مسیر همین کالج الف به بوداپست رسیده میگوید: «من از مسیر یک موسسه دیگر با آنها آشنا شدم. بعد از اینکه مبلغ موردنظر آنها را پرداخت کردم این کالج با موسسه من قطع ارتباط کرد و دیگر تا یکسال پولی که من به کالج الف داده بودم برنگرداندند. در نهایت هم با وجود اینکه پول هتل و خدمات را پرداخت کرده بودم هیچکدام را ارائه ندادند.»
در نهایت اگر یکسال با ویزای کالج بوداپست بمانید، این شما هستید که باید درس بخوانید و یک دانشگاه در مجارستان پیدا و در آزمون آن قبول شوید. اگر چنین تصمیمی نگیرید از اینجا بهبعد یا دوباره باید برای تکرار همه این هزینهها دست به جیب شوید و یا مانند برخی دیگر از دانشجویان راه اعلام پناهندگی در پیش بگیرید.
این مسیری است که این روزها بسیاری از دانشجویان ایرانی ساکن مجارستان طی میکنند. البته گروهی دیگر هم همه دردسرهای این مسير را بهجان میخرند تا با آن ویزای شنگن، خودشان را به آلمان برسانند. حالا این دیگر تصمیم و تاثیر قدرت جیب آنهاست که در آلمان دوباره دانشگاهی برای ادامه تحصیل پیدا کنند یا مسیر پاره کردن مدارک و اعلام پناهندگی را در پیش بگیرند.



