روزنامه هفت صبح| یک: از دو سال قبل نوشته بودیم که والیبال و بسکتبال ایران راه افول را در پیش گرفتهاند و نسل طلایی در حال محو شدن است. تاکید مبالغهآمیز بر استفاده از مربیان ایرانی و محدود شدن به سیاستهای روزمره و معمولی موجب شد تا این افول شیب بیشتری بهخود بگیرد. در همین یک هفته گذشته قهرمان بسکتبال ایران دوتا شکست رفت و برگشت مقابل حریف لبنانی تحمل کرد و تیم والیبال شهداب هم دوتا شکست از پلیس قطر و سانتوری ژاپن را در کارنامه خود ثبت کرد.
شواهد کاملا ملموس هستند. برای جایگزینی نسل طلایی نیازمند یک سیستم کشف استعداد هستیم و استفاده از دانش مربیان مطرح اروپایی. شک نکنید وگرنه در هر دو رشته از حلقه مدعیان اصلی قهرمانی (حتی در آسیا) دور خواهیم شد و به امید سکوی سوم به زندگی ادامه خواهیم داد.
دو: در صنعت سریالسازی آمریکا، مجموعههای متنوعی از آثار سطحی و چرند ساخته میشود. اما در همین صنعت گاه با مجموعههایی روبهرو میشوید که به لحاظ وسواس، دقت در جزئیات و خلاقیت در روایت و اجرا تو را شگفتزده ميکنند. سه سریال ساکسشن، خانم میزل شگفتانگیز و بری، هر سه در سیزن اختتامیه خود قرار دارند و هر قسمت این فصل آخر را به یک آتشبازی هنر و ظرافت و سلیقه بدل ساختهاند. اینکه این ایدهها چگونه به ذهن نویسندهها خطور میکنند و چگونه راه به اجرای نهایی پیدا میکنند، نشانهای از سلامت و قدرت صنعت سرگرمی در این حوزه است. خیلی کار داریم به سطح آنها برسیم.
سه: تصمیمات احمقانه حتی در غولهای بزرگ فوتبال اروپا هم اتخاذ میشوند. تصمیمات سه باشگاه بزرگ انگلیسی و آلمانی در عزل سرمربیهای بزرگ و مشهورشان نشان از درجهای از حماقت است که مدتها بود در فوتبال اروپا ندیده بودیم. عزل توخل از چلسی، کونته از تاتنهام و ناگلزمان از بایرنمونیخ آنهم در میانه فصل و با بهانههای احمقانه.
حالا هر سه باشگاه در حال دست و پنجه نرم کردن با عواقب چنین تصمیماتی هستند که مطمئنا دهها میلیون دلار ضرر به منافع اقتصادی این باشگاهها وارد خواهد کرد. محرومیت تاتنهام و چلسی از راه یافتن به قهرمانی باشگاههای اروپا و احتمالا از دست دادن فرصت برای حضور در لیگ اروپا و همچنین احتمال از دست دادن قهرمانی بوندسلیگا آنهم بعد از هفت قهرمانی پیاپی از سوی بایرنمونیخ نمونهای از تبعات این تصمیمگیریهای احمقانه بوده است.
چهار: بارشهای خارقالعاده موجب شده تا دامنههای زاگرس یک بهار شگفتانگیز را تجربه کنند. تصاویر آبشارها و رودخانهها و کوهستانهای دزفول و ایذه و کوهرنگ و دورود و یاسوج، تصاویر ذهنی ما از سوئیس و آلپ را به چالش کشیده است. بهار 1402 را در ذهن داشته باشیم. در همین تهران خودمان هم درختان در شکوفایی بهاره خود سنگینتر و پربارتر از هر سال هستند و به تهران بهعنوان سرسبزترین شهر بدون رودخانه جهان، اعتباری دوباره بخشیدهاند.



