روزنامه هفت صبح| یک: دیروز خبر آمد که فقط در استان آذربایجان غربی 87 واحد صنفی به خاطر مسئله حجاب پلمب شده است و خبرگزاری فارس و تسنیم هم هر روز لیستی از واحدهای تجاری پلمب شده در تهران و شهرهای دیگر را مخابره میکنند. خسته نباشند دوستان. من فقط مدام به آن عبارت «عدهای قلیل از بانوان » فکر میکنم. که خب لابد بیجا میکنم!
دو: خبر افزایش جریمههای رانندگی خبر بسیار مهم و استراتژیکی است. این بخش تنها قسمتی است که میتوان با خیال راحت در مورد افزایش تعرفهها با دولت همراهی کرد. انضباط رانندگی از مهمترین معیارها در آرامش شهروندان و افزایش سرمایه اجتماعی است. مطمئنا جریمه تنها عامل ایجاد انضباط اجتماعی نیست اما مطمئنا نقش بسیار مهمی در این زمینه دارد.
سه: در ترافیک گیر افتاده بودم. خیابان تنگی بود در دروس. داشتم به گوشیام نگاه میکردم و وقت میگذراندم که دیدم چیزی به آینه ماشینم خورد و کله هراسان یک دخترخانم دبیرستانی با مانتوی سرمهای و مقنعه در پنجرهام پدیدار شد که با عجله عذرخواهی کرد و حرکت کرد. سوار بر یک مینی موتورسیکلت بود و از مدرسهاش به سمت خانه بر میگشت! تهران این روزها تصاویر عجیبی را برای شما مهیا میکند.
چهار: بگذارید مطلب امروز را با گلایههای ناصر محمدخانی از وحید قلیچ تمام کنم. راستش به عنوان یک پرسپولیسی هنوز از کار قلیچ عصبانی هستم. بههرحال ناصر محمدخانی گفته:« شاهین (بیانی) به درستی اشاره کرد که این کارها برای جمع کردن فالوئر است و من هم معتقدم وحید به همین خاطر سر تمرین استقلال رفته است اما به چه قیمت؟
آیا هوادار استقلال از دیدن قلیچ سر تمرین تیمش لذت میبرد؟ قطعا این طور نیست! چرا آبروی ما پیشکسوتان پرسپولیس را با این کارها میبرد؟! یک زمانی میگفتیم جوان است یا خام است اما الان چطور؟ خوشش میآید که اینطور مضحکه شود؟ نمیخواستم این حرف را بزنم اما او که میگوید دیگر همبازی قدیمی ندارم لابد فراموش کرده است خود من به علی آقا (پروین) گفتم که اوضاع وحید خوب نیست و در کارگران زمین چمن آب میدهد لطفا کاری برایش انجام بده. علی آقا هم به من لطف داشت و خودش هم انسان بامعرفتی است و او را آورد به عنوان مربی گلرها قرارداد بست.
علی آقا چند سال با وحید به عنوان مربی گلرها قرارداد بست و حتی بیشتر از قرارداد هم پول داد تا خانه تهرانسر را بخرد. حالا وحید دو تا خانه شنیدم دارد، نمک خورد اما نمکدان پرسپولیس و علی پروین را شکست. من اصلا متوجه نمیشوم که چرا به خودش اجازه چنین کارهایی میدهد؟ به هر کسی میرسد مینالد و میگوید مستأجرم یا پول ندارم در حالی که دوتا خانه دارد و ماشین MWM که زیر پایش است حداقل یک میلیارد تومان میارزد!»
این را بگویم که در موقع جام جهانی در برنامهای میزبان وحیدقلیچ بودم و آنجا از نکتهسنجی و حس طنز و شیوه روایت خاطراتش کلی کیف کردیم اما نمیتوانم درک کنم که چگونه به خودش اجازه داد مفهوم کهن و بایسته هواداری را این گونه به سخره بگیرد. به هرحال ناصر محمدخانی آنچه باید میگفت را گفته حتی بیشتر از آنچه لازم بوده.



