روزنامه هفت صبح | یک: علیرضا دبیر بهعنوان رئیس فدراسیون کشتی، این وظیفه را بهعهده گرفته که هر هفته وقت و اعصابمان را همزمان به یغما ببرد. دو هفته رسانههای مختلف و فضای مجازی درگیر نماز مستحبی بودند که دبیر در میانه یک جلسه ادا کرد و کلی انتقاد شد و بعد هم کلی مطلب از سوی طرفداران آقای دبیر که تاکید و پافشاری داشتند بر اخلاص ایشان و اینکه او راضی به پخش این صحنه نبوده و هیچ نوع شائبه ریاکاری هم در میان نیست. ما هم گفتیم چشم.
در همین هفت صبح هیچ موضعی نگرفتیم و همه توضیحات دوستان و طرفداران استاد دبیر را هم عینا نقل کردیم. گفتیم لابد همانطور است که از آقای دبیر نقل میشود و پای هیچ شائبهای هم در میان نیست و آقای دبیر حق دارد که بهعنوان یک بنده مومن هرجا که دلش بخواهد نماز مستحبی خود را بخواند حتی وسط یک جلسه مهم کاری.
اما یکدفعه فیلمی از ایشان منتشر شد که در وسط یک جلسه در مازندران با ادبیاتی نابهنجار یک فرد اهل رسانه را با تحکم از جلسه اخراج میکند و حراست را به کمک میگیرد و اعلام میکند من رئیس این جلسه هستم و از این حرفها. خب برادر عزیز تو اگر آنقدر مخلص هستی که وسط یک جلسه کاری نماز مستحبت را فراموش نمیکنی، چرا باید در مقابل یک انتقاد یا حتی طعنه اینقدر شدید و غلاظ و متفرعنانه عمل کنی؟
چهخبر است؟ از اعمال قدرت لذت میبری؟ ما با علیرضا دبیر که وسط جلسه نماز خودش را میخواند هیچ مشکلی نداریم. خیلی هم عالی. اما آن نماز با چنین برخورد زشتی منافات دارد. این را مطمئن هستیم. حالا هم از شما جناب دبیر استدعا داریم یکی دو هفته به خودتان استراحت بدهید، حرکات شاذ انجام ندهید تا ذهنمان کمی آرام بشود. بعدش در خدمت اکشن بعدی شما خواهیم بود.
دو: وحید قلیچ تمام اصول سنتی طرفداری و هواداری را زیرپا گذاشت. رفت اردوی استقلال، از ساپینتو تمجید کرد، به یحیی طعنه زد، پنالتی استقلال را صددرصد خواند و برای طرفدارهای پرسپولیس هم رجز خواند! چهخبر است آقای قلیچ؟ این چه حرکتی است؟ منصف باشید و منطقی اما چرا اصول بازی را بر هم میزنید؟
طرفداری و هواداری یک آیین قدیمی است. نمیشود که اینطوری همهچیز را به بازی بگیرید. شما شهرت و جایگاه اجتماعیات را چه بخواهید و چه نخواهید مدیون حضور درون دروازه پرسپولیس هستید. نکند فکر میکنید لئو یاشین هستید؟ منصف باشید و از پرسپولیس انتقاد کنید و حتی از ناداوری بگویید اما رفتن به اردوی تدارکاتی حریف و به آنها روحیه دادن دیگر خیلی آماتوری محسوب میشود.
سه: روایتهایی از داستان باغ شازده ماهان در فضای مجازی شنیده میشود. همان تنش در ماهان کرمان میان یک گروه از مسافرین زاهدانی با گروهی از مسافرینی که از هرمزگان آمده بودند و تنشی که بهخاطر تذکر حجاب شکل گرفته بود و به مرگ یک خانم میانسال اهل رودان هرمزگان بر اثر هیجان ناشی از این برخوردها منجر شده بود. نمیخواهم داستان را دوباره روایت کنم.
داستان زشتی است. سرشار از بیعاطفگی و خیرهسری. امیدوارم عقلا و خردمندان راهی پیدا کنند که چنین حوادثی شکل نگیرند. اینجا تنش میان تهرانی پولدار مرفه و طبقه سنتی مقید نیست. دو سری هموطن یکی اهل سیستان و بلوچستان و یک گروه هم اهل هرمزگان. این تنش را کنترل کنید. کشور را دوپاره نکنید.



