روزنامه هفت صبح| یک: ماجرا مثل جنگ جهانی سوم است. موج برخوردها و پلمبها و دعواها و مشاجرات و جریمهها و چهره خیابانها و پیادهروها و اینطور چیزها. اینهمه فشار روی اصناف آنهم با ایدههای دوستان جوان و پرشور فلان ستاد متنفذ؟ ریلی؟بگذارید کمی جدی حرف بزنیم: مقامات رسمی و مسئولین و خطبا و نمایندهها و اعضای شوراها باید متوجه باشند که کشور در یک شرایط خاص اقتصادی بهسر میبرد.
سال سخت و عجیبی است که در صورت عدم موفقیت سیاستهای اقتصادی دولت و ادامه تورم و سقوط ریال راه برگشتی وجود ندارد. اصولگرایان باید این سیگنالهای موجود را درک کنند و از این فرضیه که عقبنشینی در فلان مسئله اجتماعی در حوزه زنان، یعنی فروریختن دیوار برلین و اینطور چیزها خودشان را خلاص کنند. فرضیهای که از آنسوی آب مطرح شده و تئوریسینهای اصولگرا در دام آن گرفتار شدهاند. وقتتان را برای موفقیت اقتصادی کشور صرف کنید. اگر این نتیجه حاصل شد و سرمایه اجتماعیتان با بهبود شرایط اقتصادی بازگشت آنوقت سیاستهای اجتماعی پرتنش را پیش ببرید.
دو: چین دقیقا 43 یا 44سال پس از انقلابش، پس از رفع تهدیدهای داخلی و خارجی و تبدیل خود به یک قدرت نظامی بزرگ، متوجه شد که بدون قدرت اقتصادی، فروپاشی را باید در انتظار داشته باشد. همان اتفاقی که برای شوروی افتاد. یعنی توسعه و پیشرفت نظامی و فرهنگی و علمی و ورزشی و در عوض شکست اقتصادی.
چینیها اما فرمول را میدانستند و بدون آنکه در اصولشان تجدیدنظر مهمی انجام دهند، فرعیات خود را ترمیم و اصلاح کردند و حالا یک ابرقدرت بزرگ هستند. راه دیگری برای ایران وجود ندارد. توسعه و موفقیتهای نظامی و ایضا فرهنگی و یا ورزشی، فقط وقتی موجب انسجام کشور میشود که فرایند شکوفایی اقتصادی و به دنبالش مسئله رفاه را نیز همراه داشته باشد. اصولگرایان حتما میدانند که این یکی از آخرین فرصتهایشان برای اثبات تواناییهای حکمرانی آنهاست.
سه: سه سریال ساکسشن (میراث یاوراثت)، بری (BARRY) و خانممیزل شگفتانگیز که همزمان در حال پخش هستند و سروکله بعضی قسمتهایشان در ویاودیها هم پیدا شده است، فارغ از مضامین گاه نابهنجار و سوگیریهای سیاسی و یا جنسی، نشانهای از اوج کمال صنعت سریالسازی در ینگه دنیا هستند. چنان سنجیده و چنان پرظرافت و چنان پیچیده که گاه فراموش میکنی در حال تماشای یک سریال سرگرمکننده صرف هستی.
چهار: اگر بخواهم منصف باشم باید بگویم نتیجه بازی سپاهان با ملوان واقعا غیرمنطقی بود. سیطره سپاهان با بازی تهاجمی و پشتیبانی 40هزار تماشاگر واقعا غیرقابل انکار بود و آنقدر فرصت که برباد دادند. من طرفدار پرسپولیس هستم اما ته وجودم برای سپاهان ناراحت شد. راستش کاری که مغانلو در حق مورایس انجام داد فقط با هنرنماییها و فرصتسوزیهای آرش برهانی در دورهای است که دنیزلی سرمربی پاس بود. آنجا هم دنیزلی و تیم خوبش قربانی فرصتسوزیهای بیوقفه برهانی میشدند.



