روزنامه هفت صبح| یک: دو سال پیش در همین ستون نوشتم که دوران خوش ورزش ایران کم کم رو به افول میرود. سالهای سیادت نسبی در فوتبال و والیبال و بسکتبال درآسیا. راستش موج علاقه به ورزش قهرمانی با حضور تیم ملی فوتبال در جام جهانی به سال 1377 و مدالهای رنگارنگ المپیکی در سال 1379 بارور شد و در فعل و انفعالات مستمر بین سالهای 2010 تا 2020 یک دوره طلایی از ورزش قهرمانی را تجربه کردیم.
سالهایی که هم فوتبال و هم والیبال و بسکتبال از نسلی زبده از بازیکنان حرفهای و همراهی مربیان بزرگ خارجی برخوردار بودند. نوشتیم که یک نسل درجه یک در این رشتهها در حال افول هستند و بعید است به این زودی جانشینان مناسبی پیدا کنند. شیب این اتفاق از یکی دو سال گذشته شروع شده بود. بعد از فوتبال و ناکامیهای زنجیرهایاش، والیبال و حالا هم بسکتبال رقابت برای سیادت درآسیا را به حریفان دیگر واگذار کردهاند.
بهخصوص ژاپنیها که در هر سه رشته ایران را با اختلاف فاحش شکست دادهاند. پیروزی سه بر صفر مقابل تیم ملی در جام ملتهای َآسیا در سال 2018، شکست پرسپولیس در فینال باشگاهی آسیا مقابل کاشیما آنتلرز، شکست قاطعانه سه بر صفر مقابل تیم والیبال ژاپن در جام جهانی و همین طور جام ملتهای آسیا باز هم با نتیجه سه بر صفر و حالا شکست سنگین بسکتبال ایران مقابل تیم ملی ژاپن بااختلاف سیامتیاز. با این افت باید خو بگیریم.
هرچند برای برخی از دوستان که مفهوم موفقیت در رقابت را با مفاهیم متعالی دینی گره میزنند، این شکست و پیروزیهای ورزشی چندان اهمیتی ندارد. خدا یک قدی به یک بازیکن داده و توپ به سرش میخورد و به درون دروازه میرود! اما مفهوم موفقیت در ورزش، مسئله قهرمانی و مسئله برنده شدن در رقابت، مسئلهای بسیار حیاتی و کلیدی است.
درست در دورانی که یک برگ برنده بزرگ فرهنگیمان یعنی سینما دچار چالش از سوی همان دوستان آن مدلی شده است، برگهای برنده شادمانی و غرور اجتماعی در عرصه ورزش را نیز داریم به زمین میاندازیم. البته که این روند فراز و نشیب دارد اما در نهایت با یک سیر و شیب مشخص در حال طی کردن روند نزولی است.
دو: برگ برنده وضعیت فعلی ورزش ما جرقه و درخششی است که در عرصه ورزش بانوان شکل گرفته و شعلهاش هنوز خاموش نشده است. موفقیتهای پیاپی ورزشکاران زن در این روزها در تکواندو و دوومیدانی و والیبال و هندبال و بقیه رشتهها کاملا مشهود است. میوه کارهای ریشهای و زیربنایی که در سالهای قبل شکل گرفته بود. اما راستش به ادامه این ماجرا خوشبین نیستم.
آیا واقعا در میان دولتمردان، در مورد موفقیت بانوان در عرصه ورزش اشتیاقی وجود دارد؟اشتیاق واقعی؟ آیا ارزش خانمی که اورست را فتح میکند و طلای دوی سرعت آسیا را به گردن میاندازد برای دولتمردان ما تثبیت شده و مشخص است؟ من کمتر میبینم. کمتر حس میکنم. اگر پشتوانههای فکری در چهرههای مورد علاقه دولتمردان کنونی را نیز نگاه کنیم، این بیمیلی به مسئله قهرمانی زنان و موفقیتهای بینالمللیشان کاملا مشخص است.
دوستان کلی ایده دارند و با اعتماد به نفس در حال اجرای ایدههایشان هستند. در عرصه اجتماعی و اقتصادی که حاصل کوتاه مدتشان را در حال مشاهده هستیم و همینطور فضای مجازی. احتمالا بدشان نمیآید این ایدهها را در عرصه ورزش بانوان نیز اجرایی کنند. این پیشبینی ماست و متاسفانه مدام پیشبینیهایمان به حقیقت میپیوندند!



