روزنامه هفت صبح| «خبر خوب برای اصفهانیها! میزان ریزشهای آسمانی استان اصفهان برای نخستینبار در سال آبی جدید از اول مهر تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۱، ده درصد بیشتر از میانگین درازمدت ۵۴ساله و ۱۷درصد بیشتر از سال پیش است. میزان ذخیره آب در سد زایندهرود هم ۱۹درصد بیشتر از سال گذشته شده است.»
این یکی از تازهترین توئیتهای محمد درویش است، فعال محیطزیست. اما خبری که درویش درباره وضعیت خوب بارشها در اصفهان میدهد تنها خبر آبی خوبی نیست که به مردم اصفهان داده میشود، بلکه آنهایی که اصلا در جریان آمارهای مربوط به بارشها نیستند و در شبکههای اجتماعی هم حضور ندارند با چشم خودشان میتوانند ببینند که چطور طی روزهای گذشته باز شدن دریچههای سد زایندهرود، حال و هوای روزهای قدیم را برای مردم اصفهان زنده کرده است.
شاید بدبینانه باشد یا فکر کنید میخواهیم این خوشیها را با یادآوری نگرانیها کم کنیم اما دقیقا همین وضعیت خوب بارش و تصمیمهایی که همزمان با آن گرفته شده، باعث شده که خیلی از فعالان محیطزیست بپرسند آیا ممكن است تمام تلاشهایی که طی سالهای طولانی بابت تغییر رویکرد به مصرف آب در اصفهان شده، نقش بر آب شده باشد؟
مثلا همین دیروز معاون حفاظت و بهرهبرداری شرکت آب منطقهای اصفهان اعلام کرده که به مناسبت همین بارشها، خروجی سد زایندهرود با هدف توزیع آب کشت پاییزه دوم برای شرق اصفهان افزایش پیدا خواهد کرد. این یعنی خیال کشاورزان شرق اصفهان فعلا از بابت آب راحت خواهد بود.
طبیعتا همین دست تصمیمها هم برای کشاورزان استان بالادست یعنی چهارمحال و بختیاری به شکل دیگری گرفته خواهد شد، در حالیکه کشاورزی غیراصولی همیشه یکی از اصلیترین متهمهای خشکی زایندهرود بوده است. موضوعی که البته باغداران و کشاورزان اصفهان و چهارمحال به هیچ وجه دوست ندارند بشنوند و ترجیح میدهند که انگشت اتهام کاملا به سمت صنایع بزرگ مانند فولاد و ذوبآهن گرفته شود اما مرور آنچه در تمام سالهای گذشته بر زایندهرود گذشته حق را کاملا به آنها نمیدهد.
چاههای عمیق و محصولات آببر
ممکن است بگویید که در تمام صدها سال گذشته کشاورزی و باغداری در بالادست زایندهرود رونق داشته و اصلا همین موضوع باعث توسعه تجمعهای انسانی در این مناطق شده اما واقعیت این است که از یکجایی بهبعد این تعادل به شکل عجیبی بههم خورده. مثلا بهعنوان یک نمونه نهچندان کوچک و بسیار تاثیرگذار، در بالادست سد چمآسمان بین سد زایندهرود و سد چمآسمان حدود 120 کیلومتر، باغهای متعددی در استان اصفهان و چهارمحالوبختیاری با حفر چاه در حریم و بستر رودخانه ایجاد شده که حتی تا ارتفاع 600 متر آب را به بالای کوهها پمپاژ کرده و باغ و ویلا میسازند و این عین نقض قانون است.
در «قانون توزیع عادلانه آب» میبینیم که ایجاد هرگونه حفر چاه و دخل و تصرف و برداشت آب و شقِ نهر روی رودخانهها ممنوع است اما تصرفات بسیاری در کل حوضه بهویژه بالادست ایجاد شده است. چه در استان اصفهان و چه در چهارمحال و بختياري. خیلیها ماجرا را به سالهای ریاست جمهوری احمدینژاد مربوط میدانند
وقتی که او در سفری به چهارمحال و بختیاری میگوید که چون آب از استان شما سرچشمه میگیرد متعلق به شماست و این میشود سرآغاز اعطای مجوزهای متعدد برای برداشت آب، کاری که باعث میشود اهالی استان پاییندست یعنی اصفهان هم بیکار ننشینند و رقابت برای برداشت آب و آبیاری باغها و زمینهای کشاورزی علیه زایندهرود اوج بگیرد.
آیا واقعا ماجرا از آنجا شروع میشود یا در دولتهای قبلی هم این مشکل وجود داشته؟ وقتی منحنی رسم میکنیم، میبینیم برداشت از زایندهرود فراز و نشیبهای معناداری دارد؛ یعنی یکجاهایی منحنی جهش پیدا میکند. میبینیم که یک نقطه عطف سال 64 است که به عدهای زمین واگذار میکنند اما نقطه عطف بسیار بزرگتر سال 85 است که با فاصله خیلی زیادی یکباره مصرف در بالادست بالا رفته، اتفاقی که زمینهچینی آن وقتی شروع شد که اسفندماه سال 83 یعنی چند ماه قبل از شروع به کار احمدینژاد مصوبهای در مجلس تصویب میشود که مدیریت یکپارچه و ملی حوضههای آبریز به مدیریت استانی تبدیل شود.
بعد هم که حرفهای احمدینژاد در شهرکرد ضربه نهایی را بر پیکر زایندهرود وارد کرد: «…بهاندازهای که کل استان و زمینهای حاصلخیز استان به آب برای کشاورزی نیاز دارند، در اولويت اول از منابع آب استان به همین استان اختصاص پیدا میکند». درست بعد از این حرفها مدیریت حوضه تفکیک شد و رقابتی بین دو استان در بالادست برای توسعه کشاورزی شروع شد.
از طرف دیگر جهاد کشاورزی دنبال این بود که آمار سطح زیر کشت را بالا ببرد، البته همین حالا هم بهنظر میرسد که وزرای کشاورزی بدون در نظر گرفتن اینکه آب برای توسعه کشاورزی نداریم، همین سیاست را ادامه میدهند و مجلس هم در این شرایط بحران آب طرحی را تصویب میکند برای افزایش سطح زیر کشت کشاورزی و تولید مواد غذایی برای تأمین امنیت غذایی.
به بحث مصرف بیرویه آب برای کشاورزی در حوزه زایندهرود که برگردیم میبینیم انصافا کشاورزان و ویلاداران اصفهانی هم در راستای همان رقابت با استان شمالی سنگتمام گذاشتهاند و اتفاقا در بهرهبرداری موفقتر هم بودهاند؛ مثلا یکی از سرشاخههای بزرگ زایندهرود، رودخانه پلاسجان در فریدن است که بین 15 تا 20درصد آب زایندهرود را تأمین میکرده و تونلی بهنام چشمهلنگان روی پلاسجان در منطقه فریدونشهر آب را به این سمت منتقل میکند.
قسمت عمده آب پلاسجان در همان بخش در منطقه داران مصرف میشود، چرا؟ چون کشاورزان سطح زیر کشت را بالا بردهاند. وضعیت مشابه در بخشهای دیگر شمال اصفهان کاری میکند که دوسوم توسعه کشاورزی در بالادست سد را در استان اصفهان داشته باشیم و حدود یکسوم در استان چهارمحال و بختياري. دلیلش هم این است که استان چهارمحال و بختياري در حوضه زایندهرود کوهستانی است و دشت برای کشاورزی کم دارد و در کل هفت درصد حوضه زایندهرود در استان چهارمحال و بختياري قرار دارد.
بههرحال در شهرستانهای چادگان و فریدن زمین بیشتری داشتند، برای همین دوسوم برداشت آب بالای سد زایندهرود در استان اصفهان انجام شده است. اما میرسیم به 120 کیلومتر فاصله سد زایندهرود تا سد چمآسمان که حدود 85درصد در چهارمحالوبختیاری و حدود 15درصد در اصفهان برداشت میشود. آمارها نشان میدهد که توسعه باغات در آنجا بسیار هم بیشتر بوده و حتی به خارج از حوضه هم رفته است.
همه اینها باعث میشود که چندان از توئیت مژگان جمشیدی خبرنگار محیطزیست تعجب نکنیم که نوشته: «اصفهان نماد توسعه نامتوازن در ایران! استانی که ۱۰ساله با خشکسالی مواجه است و دارد در خودش فرو میریزد. پارسال ۵۰۰۰ هکتار و امسال ۱۵۰۰ هکتار فقط برنجکاری داشته! و سرانه فضای سبز شهری اصفهان حتی از شهرهای زاگرسنشین مثل شهرکرد هم بالاتر است! بعد میگویند چرا زایندهرود خشک میشود!»
ویلاهای استخردار در حاشیه زایندهرود
در کنار رونق کشاورزی و باغداری در بالادست زایندهرود اتفاق دیگری هم افتاد؛ با بالا رفتن قیمت زمینها و آبادی باغها کمکم پای لوکسنشینها هم به منطقه باز شد و ویلاهای بزرگ و کوچک درست لب آب یا در قلب باغها سبز شدند. عجیب اینکه به گواه فعالان محیطزیست و اهالی خود این مناطق که در فضای مجازی فعال هستند اغلب این باغها و ویلاها استخر هم دارند!
مثلا محمد مطلق، روزنامهنگار در این مورد نوشته: «سد زایندهرود پس از رهاسازی دوباره وارد استان چهارمحال و بختیاری شده و از شهر سامان عبور میکند و باز به اصفهان برمیگردد. جالب است بدانید در همین یک پیچ حدود 200 میلیون مترمکعب آب یعنی یک سد کرج، ناپدید میشود و از طریق لوله به باغها و ویلاهای رانتی برده میشود.» او برای اینکه بزرگی این عدد بیشتر معلوم شود توضیح میدهد که کل سد زایندهرود سه برابر سد کرج ظرفیت دارد.
خبرها را هم که مرور میکنیم میبینیم موضوع ساخت ویلا در حریم زایندهرود واقعا جدی است و همین پارسال 20 ویلا در مسیر زایندهرود که از قضا متعلق به شرکت آب منطقهای اصفهان بوده (چه پارادوکس غریبی) با دستور دادستانی تخریب شدهاند یا سال قبل از آنهم بیشتر از 10 ویلا با دستور دادستانی تخریب شدهاند تا جاییکه مالکان آنها دست به تجمع هم زدهاند! همه این حرفها باعث میشود که یکبار دیگر بپرسیم حالا که آسمان به مردم حوزه زایندهرود روی خوش نشان داده آیا قرار است آب با خیال راحت حیف و میل شود؟



