روزنامه هفت صبح| یک: این روزها مد شده است که سینمای دهه شصت و دستاوردهایش را به سخره بگیرند و انگ نفتی بودن و انحصاری بودن به آن بزنند. اما فکر میکنم تیم محمد بهشتی و انوار و اسفندیاری همان روش را برای سینمای ایران به کار بستند که عالیخانی و گروهش در دهه چهل در عرصه اقتصاد و صنعت در پیش گرفته بودند. بهشتی و تیمش گروهی از سینماگران را تحت حمایت خود گرفتند و با تزریق پول و امکانات و پشتیبانیهای لجستیکی و رسانهای، یک سینمای قدرتمند را پایهریزی کردند.
کما اینکه عالیخانی هم با دستچین کردن و انتخاب گروهی از صنعتگران و بازرگانان، اولین قدمهای ایران صنعتی را برداشت. این رانت حمایتی، این طبقه سرمایهدار رانتی و سینماگر رانتی، برخلاف اسم و عنوان و تیترشان، اتفاقا بسیار مفید و کارآمد از آب درآمدند! هم اقتصاد دهه چهل ایران رونق گرفت و هم در دهه شصت یک سینمای قدرتمند و درجه یک داشتیم.
هر دو روش مشکلات خاص خود را هم داشت. مثلا بروز انحصار و یا بیعدالتی در تقسیم امکانات و یا وامدار شدن سینماگر و یا کارخانهدار به سیستم حاکم. اما در نهایت نتایج هردو تصمیم قابل توجه بودهاند. خود مسئولان فارابی در مورد سینما خودشان را دیکتاتورهای دلسوز مینامیدند. حاصل کار آنها بسیار از محصولات سینمای بخش خصوصی قبل از انقلاب بهتر و برتر بوده است.
دو: پدرم اصالتا اهل سلماس بود و خانه پدریاش آنجا اما شناسنامهاش را خوی نوشته بودند. دو شهر در کنار هم و با فاصله 45 کیلومتری. یکی با بافتی امروزی و دیگری با ساختاری قدیمی. خوی و سلماس مثل همه شهرهای نزدیک و مجاور هم در استانهای مختلف هستند. ارتباطی نزدیک که گاه سویههای غیردوستانه هم میگرفت.
مثل گلپایگان و خوانسار و یا انزلی و رشت. به هرحال سلماس شهری است پرنور و زیبا و با صفا و همیشه از رفتن به سلماس استقبال میکردم. جاده بین سلماس و خوی آکنده است از مزارع گلهای آفتابگردان که منظرهای خارقالعاده در پیش چشم شما ایجاد میکنند. این مزارع زیبا را به خوی مربوط میکنند اما اهالی سلماس هم به آن مینازند.
تفاوت بافت شهری بین سلماس و خوی باز هم به یک بلای طبیعی مربوط است. در سال 1309 زلزله سنگینی در سلماس روی میدهد که منجر به کشته شدن 4000 نفر از اهالی شهر میشود و ویرانی کامل سلماس. پس از آن بود که این شهر دوباره ساخته شد. بافت شطرنجی و زیبای شهر دستاورد مهندس اسدالله خاورزمینی است. امیدوارم مهندسین شهرساز در بازسازی ویرانیهای خوی (که البته ابعادش بسیار کمتر از زلزله مهیب سلماس است)، از ظرافت و سلیقهای در اندازه مهندس خاورزمینی برخوردار باشند.



