روزنامه هفت صبح| یک: يکی از دلایلی که من نمیتوانم در جشنواره فجر حاضر باشم ربطی به مسائل سیاسی روز ندارد. سال پیش هم نتوانستم در جشنواره باشم و نتیجهاش این شد که نتوانستیم به سبک سالهای قبلتر واکنش دینامیک به آثار حاضر در جشنواره داشته باشیم. دلیلش هم واضح است. قرار گرفتن سینمای جشنواره در پردیس ملت به شکلی است که اگر برای دیدن فیلمی آنجا رفتی دیگر تا آخر باید همانجا بمانی.
ترافیک عصرگاهی در این محدوده و در کنارش پارک کردن ماشین در پارکینگ محدود این سینما، برای من که باید بعد از دیدن فیلم مورد علاقهام دوباره به سمت دفتر روزنامه برگردم، فرایندی غیرممکن را شکل میدهد. زمانیکه سینمای جشنواره در برج میلاد قرار داشت یا بهتر از آن در پردیس چارسو این رفتوآمد با سرعت بسیار بیشتری انجام میشد. خلاصه خواستم بگویم هیچ کنش غیرسینمایی در عدم حضور شخص من در جشنواره و یا بازتاب خفیف آن در صفحه اول وجود ندارد.
دو: اعلام شد که یک روزنامه مشهور اصولگرا به هفتصبح تاخته که چرا خبر مربوط به عملیات چریک فلسطینی که علیه 8 اسرائیلی در شمال بیتالمقدس شکل گرفته بود را در صفحه اول پوشش ندادهایم. راستش نرفتم اصل این مطلب را بخوانم چون حدس میزنم ادبیاتش باید برانگیزاننده و عصبیکننده باشد اما یک توضیح به خوانندگانمان بدهیم.
به این صورت که این ماجرا و این عملیات به شکل مفصل در صفحه 14 آن شماره روزنامه پوشش داده شد و در صفحه اول به این خاطر که کلا سوژههای سیاسی در اولویتهای اول ما نیستند این خبر هم در تیررس دید ما قرار نگرفت. اما همه این توضیحات را دادیم تا به این برسیم که بهتر بود بنا بر اقتضائات ژورنالیستی این اتفاق در صفحه اول هم پوشش داده میشد که خب از چشممان دور ماند. پیش میآید دیگر.
سه: حجتالاسلام کاظم صدیقی در مراسم تودیع و معارفه فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: شما با خدمت هم نمیتوانید مردم را راضی کنید، با یک بهانهای تمام رشتههاي ما با یک لحظه غفلت پنبه میشوند و نمیماند. مردمی که تا دیروز زندهباد میگفتند، امروز مردهباد میگویند؛ دلمان خوش نباشد به اینها، دلمان خوش باشد به اینکه خدا را راضی کردم.
این نگاه عجیبی است؛ هم نمیشود صراحتا از آن ایراد گرفت چراکه مسئله مهم و لایتناهی رضایت خداوند را پیش کشیده و هم از آنسو حاوی نگاهی است که در آن عقاید شهروندان میتواند نادیده گرفته شود. حجتالاسلام صدیقی روحانی خوشقلب و محترمی هستند و از بد حادثه در جایگاه مهمی هم قرار گرفتهاند اما دقیقا نماینده دیدگاهی هستند که ذرهذره کار را برای حاکمیت سختتر و سختتر میکنند.
همین نگاه است که موجب شده برخی مسئولان و یا نمایندگان در مقابل افکارعمومی و انتقادات اینگونه خود را بیتوجه نشان ميدهند و به آن افتخار هم میکنند. دعوت به بیتوجهی به رضایت مردم نمیدانم چقدر در میان مسئولان طرفدار دارد اما دل بستن به این ایدهها آن صبغه جمهوریت را زیرسوال میبرد. امیدوارم در میان مسئولان کسانی باشند که درگیر چنین تئوریهای عجیبی نشوند. مطمئنا پلیس یکی از مهمترین وظایفش راضی کردن عموم مردم است. بدون شک.



