روزنامه هفت صبح| یک: آقای فتح‌الله‌زاده مرد باحال و بامعرفتی است. یادم است چند سال قبل چقدر سر آن عنوان شوالیه اذیتش کردیم و در نهایت وقتی خبرنگارمان برای مصاحبه با او رفت، یکدست کامل لباس اصل پرسپولیس را برایم کادو فرستاد. چون می‌دانست پرسپولیسی هستم. جدا از با‌معرفت بودن آقای فتح‌الله‌زاده، ‌ایشان بسیار خوش‌سخن و با‌نمک هم هستند. حضورشان در برنامه فوتبال برتر و وعده‌هایشان ما را از دنیای واقعی و مسائلی که با آنها دست به گریبان هستیم برای مدتی خارج کرد.

دو: خانم خزعلی ابراز نگرانی کرده از بالا رفتن آمار طلاق و گفته‌اند که باید روال‌ها را تغییر داد و مشاورین در کنار زوج‌های در حال متارکه قرار بگیرند تا از طلاق جلوگیری کنند. والله همه این کارها خوب است و دستشان درد نکند اما بالا رفتن آمار طلاق ربط چندانی به فقدان این تمهیدات یا کم‌کاری مشاورین ندارد. دلایل طلاق چیزهای دیگری است که حتما خود خانم خزعلی هم بر آنها مسلط هستند.

سه: من از سریال روزی روزگاری مریخ در مجموع راضی بودم. دستشان درد نکند. لحظات خنده‌داری داشتند، چفت و بست داستان سریال، آن هم یک سریال کمدی علمی تخیلی قابل فهم و قابل قبول بود، بازیگرها بانمک بودند و در هر قسمت حداقل یکی دو سکانس خنده‌دار وجود داشت. دست پیمان قاسم‌خانی و مهراب و دیگر دوستان درد نکند.

راستی شنیدیم که پیمان در حال مهاجرت از ایران است. امیدواریم این دور بودن از فضای داخل، ‌ما را از بهترین نویسنده آثار کمدی سینمایی و تلویزیونی محروم نسازد. کاش مثل بیضایی حسرت دوطرفه به وجود نیاید. نه ما بیضایی را در کنارمان داشتیم و نه بیضایی طی 13 سال گذشته آن تاثیر شگفت قبلی را بر فضای فرهنگی ایران داشت. بیضایی رفت و در این میان همسر جوانش خوشحال‌تر از همه بوده است.

چهار: همان‌طور که دیروز نوشته بودیم و تیتر یک روزنامه شد سرمای شدید قطبی از سمت شمال شرق و شمالغرب ایران را فرا گرفته است و احتمالا آثار این سرما را از امشب در تهران هم تجربه خواهیم کرد.

پنج: یکی از دوستان خواننده روزنامه درباره عبارت طبقه متوسط شهری که مدام در مطالب ما تکرار می‌شود سوال کرده‌اند. راستش طبقه متوسط شهری اینجا در ایران معنای اقتصادی لزوما ندارد. برعکس دیگر جوامع. اینجا طبقه متوسط شهری مراد از طبقه‌ای است که نگاه مثبتی به هنجارهای تمدنی غرب دارد و می‌خواهد بخشی از آن هنجارها را در زندگی روزمره خود لحاظ کند و خب این موجب یک چالش طولانی و پایان‌ناپذیر با بقیه طبقات اجتماعی در ایران می‌شود. ماجرا از همان سال‌های دهه بیست شروع شده است و همچنان ادامه دارد.

شش: شرایط فیلترینگ و کاهش پهنای باند اینترنت همچنان ادامه دارد که جلوی بسیاری از کسب‌وکارهای اینترنتی را گرفته است. می‌دانم که ملاحظات امنیتی وجود دارد و قبلش هم فشار مراکز مذهبی اما وزیر جوان این وزارتخانه که در استرالیا هم تحصیل کرده می‌داند که نمی‌شود ایران را آن‌طور که دوستان در مراکز مذهبی می‌خواهند به یک اکوسیستم بسته اینترنتی تبدیل کرد. جناب وزیر می‌دانند که ایران برای تجارت به کشورهای پیرامونی وابسته است.

شش میلیون ایرانی هم در خارج از کشور هستند که می‌خواهند با داخل کشور ارتباط داشته باشند. از طرفی قرار است که وضعیت عادی بشود. پس چرا این فیلترینگ کنترل شده جهت‌دار را ادامه می‌دهید. بابا ما که یک میلیارد و 400میلیون نفر نیستیم مثل چینی‌ها. اقتصاد در این کشور نیازمند حضور در اکوسیستم‌های دیگر است. وزیر جوان حرف گوش‌کن سربه راه کابینه، ‌یک فکری بکن. هیچ‌کس از این همه سر به راهی سود نکرده است.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.