روزنامه هفت صبح| یک: برای خرید یک شال گردن وارد مغازهای در مرکز خرید میدان آرژانتین شدم. داشتم ناامیدانه شالهای بسیار گران مغازه را زیر و رو میکردم که چشمم به یک کاپشن آبی رنگ روی دیوار افتاد و قیمت یک میلیون و 900هزار تومانیاش. در مغازهای که قیمت شال بالای یک میلیون تومان بود، دیدن چنین کاپشنی عجیب بود آن هم در چنین مغازه لوکسی. برای این که از شر ماجرای شال خریدن و انبوه شالهای گران قیمت ریخته شده روی ویترین و تصور جمع کردن دوباره آنها توسط فروشنده پیر و آراسته و بداخلاق خلاصی پیدا کنم با اشتیاقی ساختگی گفتم: این کاپشن به این قشنگی یک میلیون و نهصد هزار تومان؟
پیرمرد با لحن خسته و بیحوصله خود و انگار که متوجه شده من خریدار شال گردنهایش نیستم، گفت کدام «یک میلیون و 900هزار تومان»؟ گفتم روی دیوار همین یک کاپشنه دیگه. همینو میگم. با همان لحن خسته در جوابم گفت: نوزده میلیون تومان و بعد شمرده برایم تکرار کرد: نوزده میلیون تومان! و بعد رویش را برگرداند. یک «خیلی ممنون» گفتم و از مغازه آمدم بیرون. هرچند در آخرین لحظه غرغر زیرلب نامفهومی را از فروشنده شنیدم. راستش میتوانم تصور کنم که متن آن چی بوده است.
دو: بندیکت، پاپ سابق کاتولیکها دیروز در 95 سالگی درگذشت. پاپ آلمانی که به توجه و دلبستگی بیش از حد به ظواهر و تجملات و تشریفات مشهور بود و 9 سال پیش تصمیم به بازنشستگی گرفت و پاپ فرانسیس آرژانتینی جانشین او شد که به ساده زیستی مشهور است. داستان این تغییر و تحول را که در سال 2013 رخ داده در فیلم محبوب دوپاپ حتما دیدهاید. نقش پاپ بندیکت مرحوم را آنتونی هاپکینز با ظرافت و زیبایی بازی کرده بود.نقش پاپ فرانسیس را هم جاناتان پیرس ایفا کرده بود.
سه: استاندار مازندران گفته که ترویج سگ گردانی کار سرویسهای اطلاعاتی است. آن هم قطعا. استاندار محترم استان زیبای مازندران مطمئن هستند که سرویسهای اطلاعاتی در پکیج فعالیتهایشان علیه ایران یک رسته و شاخهای را هم استخدام کردهاند و به کار گرفتهاند تا سگ گردانی را در مازندران ترویج کنند. جناب استاندار خسته نباشید. استاندار محترم مازندران یک سال پیش برای پیشبرد پروژه پتروشیمی میانکاله در صف اول قرار داشتند و مخالفانش را با شدت و غلظت مورد خطاب قرار میدادند که بعد مشخص شد در این یک مورد و لابد استثنائا حق با مخالفین پتروشیمی میانکاله بوده است.
چهار: یک تئوریسین جوان و مطرح اصولگرایان، ایده خلاص شدن از شر بانکهای خصوصی را مطرح کرده و این که حاکمیت خلق پول را به انحصار خود دربیاورد و سیاست پولی را در خدمت سیاست صنعتی قرار دهد. این یک ایده اقتصادی است و احتمالا کارشناسان امور بانکی باید دربارهاش گپ و گفت کنند اما یکی دیگر از مواردی است که در حاکمیت و نیروهای نزدیک به آن، صدای انحصار و متمرکز کردن شنیده میشود.
و خب این انحصار مشخص نیست در تعویض دولتها و حکومتها چه سرنوشتی پیدا میکنند. مثلا اگر دولتی در انتخابات بعدی بر سرکار بیاید که با دولت فعلی زاویه عملکرد داشته باشد چه اتفاقی بر سر این تئوری خواهد افتاد؟ آیا در دولت بعدی هم این انحصار دولتی بر بانکها مورد توجه این تئوریسینهای خوش قلب هست یا نه؟ یا این که کلا مبحث تغییر رویکرد در دولتها را باید کنسل شده در نظر بگیریم؟



