روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور| ابوالفضل حاجی زادگان، پژوهشگر اجتماعی اخیرا گزارشی منتشر کرد که به تغییرات فضای اینستاگرام ایرانی بعد از فوت مهسا امینی پرداخته است. این پژوهشگر از سه سال پیش، پژوهشی را درباره اینستاگرام ایرانی آغاز كرد که تا به حال سه گزارش از آن را در سالهای 98، 99 و 1400 منتشر کرده است. حالا آنچه قرار است بخوانید چکیدهای از یافتههای چهارمین سال از پژوهش اوست که نکات قابل توجهی را در بر دارد.
مثلا این نکته که تعداد صفحات اینستاگرامی در سال جاری با وجود محدودیتها افزایش پیدا کرده ولی صفحات غیراخلاقی در آن با کاهش زیادی همراه بوده است. از همه جالبتر اینکه امسال صفحات طنز کمتر از سال گذشته شده. این در حالی است که از سه سال پیش این صفحات همیشه روند رو به رشدی داشتهاند.
تحقیقات آماری او این ادعا را مطرح میکند که اعتراضهای آنلاین و سازماندهی اعتراضهای آفلاین را نمیتوان ناشی از پروژههای از پیش طراحی شده بیگانگان و فریب خوردن «کاربران جوگیر» از «سلبریتیهای بیسواد» دانست، بلکه این کاربران هستند که با تقاضا، میتوانند محتوای اینستاگرام ایرانی را کنترل و حتی سلبریتیهای پرمخاطب را تبدیل به کنشگران سیاسی کنند.
بهرغم شدت یافتن محدودیتهای مختلف علیه فضای ایرانیِ اینستاگرام، در سال ۱۴۰۱ تعداد صفحههای ایرانیِ فعال با بیش از ۵۰۰ هزار دنبالکننده در اینستاگرام، با افزایش ۱۷درصدی نسبت به سال گذشته، به عدد ۲۶۵۴ حساب رسیده است.همانطور که در جدول میبینید، طی یکسال گذشته، سهم صفحههای «طنز و سرگرمی»، «مد و زیبایی» و «هرزه نگاری» در بین صفحههای پرمخاطب اینستاگرام ایرانی بهطور محسوسی کاهش پیدا کرده است؛ کاهش سهم صفحههای «طنز و سرگرمی» هم اتفاق جالبی است که در طی یکسال گذشته در اینستاگرام ایرانی رخ داده است. در سوی دیگر، افزایش سهم صفحههای «آموزشی» و «کسبوکارهای اینستاگرامی» در سال ۱۴۰۱ نیز کماکان ادامه پیدا کرده است.
از سال 98 به سمت سال 1401 در هم تنیدگی صفحههای ورزشی، سینمایی و موسیقی بیشتر شده است؛ به این معنی که این سه نوع صفحه پرمخاطب که از آنها به عنوان سلبریتی هم یاد میشود به صورت تدریجی به موضوعهایی فراتر از حرفه خود پرداختهاند. در بین 10سلبریتی ایرانی که بیشترین میزان مرجعیت را در بین صفحههای پرمخاطب اینستاگرام دارند، 8نفرشان علاوهبر محتواهای مربوط به حرفه و تخصص خود، محتواهای دیگری هم در صفحه اینستاگرامی خود منتشر میکنند که مرتبط با دغدغهها و مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مخاطبانشان است. بیایید نام این نوع سلبریتیها را «سلبریتی-کنشگر» بگذاریم.
در این رتبهبندی، علی کریمی، علی دایی، گلشیفته فراهانی، جواد عزتی، امیر جعفری، بهرام افشاری، مهناز افشار، مجید صالحی، پرویز پرستویی و رضا صادقی با بیشترین رجوع کاربران مواجه بودهاند. در طی یکسال گذشته، تعداد دنبالکنندگان صفحههای پرمخاطبِ برانداز، ۴۹درصد افزایش پیدا کرده است.
این شاخص برای تحولخواهان یا مروجان ایده تغییرات اساسی بدون براندازی ۴۳درصد، برای غیرسیاسیها ۲۲درصد، برای اصلاحطلبها ۱۸درصد و برای اصولگرایان ۱۶درصد بوده است. این اعداد نشان میدهد در طی سالهای گذشته ایده اعتراض به شرایط سیاسی موجود به نوعی تبدیل به یک کالای پرمتقاضی در اینستاگرام ایرانی شده است.
صفحههای افراد یا گروهها یا سازمانهایی که بهطور حرفهای به فعالیت سیاسی مشغولاند، از سال ۹۸ تا سال ۱۴۰۱، تقریباً تغییر چندانی نداشته و در حدود ۲درصد ثابت باقی مانده است. به بیان دیگر، حرفهایهای سیاست ایران -در گرایشهای سیاسی مختلف- توانایی و مقبولیت کافی برای نمایندگی کردن نگرشها و مطالبات سیاسی مردم ایران را ندارند.
این وضعیت باعث شده تا بخشی ازکاربران سیاسی ایرانی اینستاگرام بیش از پیش بر سایر صفحههای پرمخاطب ایرانی اینستاگرام که عموما متعلق به سلبریتیها هستند، فشار آورده تا در صفحههای پرمخاطبشان، اعتراضات آنها را بازتاب بدهند و حتی نمایندگی کنند. در نتیجه بخش قابل توجهی از صفحههای سینمایی، ورزشی و موسیقی -اتفاقاً آنها هم تا حدود زیادی بنا بر ملاحظات حرفهایشان- به مطالبه دنبالکنندگانشان پاسخ مثبت دادهاند.
در واقع، بحران نمایندگی سیاسی است که سلبریتیها را در جایگاه نمایندگی مطالبات سیاسی مردم ایران قرار داده و باعث ظهور پدیده «سلبریتی-کنشگر» شده است. به این معنا، این بخش کاربران معترض است که عاملیت دارند و از فرصتهایی که سلبریتیها برایشان فراهم میکنند نیز استفاده میکنند. چند مثال که نشان میدهد برآیند اراده جمعی کاربرها، بهمراتب تأثیر مستقیمتر و جدیتری بر روی رفتار اینفلوئنسرها میگذارد و نه برعکس:
یک: در فاصله سالهای ۹۸ تا ۹۹ که علاوهبر اعتراض سیاسی، تولید محتواهای طنز و سرگرمیِ مستقل از رسانههای رسمی نیز کالای پرمتقاضیای در اینستاگرام محسوب میشد، حسن ریوندی با بیش از ۶ میلیون افزایش تعداد دنبالکننده، از رتبه سوم در سال ۹۸، به رتبه نخست پرمخاطبترین اکانت ایرانیِ اینستاگرام در سال ۹۹ تبدیل شد. تا سال 1400 هم جایگاه خود را حفظ کرد اما در طی یکسال گذشته که کالای «اعتراض به شرایط سیاسی موجود» تبدیل به پرمتقاضیترین کالای اینستاگرام ایرانی شده است، جایگاه حسن ریوندی در صدر این رتبهبندی متزلزل شده و بسیار محتمل است که بهزودی به رتبههای پایین سقوط کند.
دو: رامبد جوان که در سال ۹۸ دارای دومین صفحه پرمخاطب ایرانی اینستاگرام بود، بهمرور زمان بعد از اینکه پاسخ قابل قبولی به انتظارات ناراضیان سیاسی اینستاگرام نداد، امسال به رتبه دهم سقوط کرده است.
سه: خانم بختیاری که در سال ۹۸، دارای چهارمین صفحه ایرانیِ اینستاگرام بود، بعد از چند موضعگیری بحثبرانگیز در فاصله سه سال، از رتبه چهارم به رتبه نوزدهم پرمخاطبترین صفحههای اینستاگرام ایرانی سقوط کرد.
در فاصله سالهای ۹۸ تا ۱۴۰۰، سهم زنان از افراد پرمخاطب اینستاگرام ایرانی، از ۳۲ درصد به ۴۲ درصد افزایش پیدا کرده بود. اما در طی یکسال گذشته، تغییر محسوسی در توزیع جنسیتی افراد پرمخاطب رقم نخورده است.
در حالی که در فاصله سالهای ۹۸ تا ۱۴۰۰، سهم صفحههای پرمخاطب داخل ایران از ۷۶ درصد به ۸۱ درصد رسیده بود، در یکسال گذشته، تغییر معناداری در این زمینه رخ نداده است.
بر عکس سلبریتیهای داخلی اینستاگرام ایرانی، هیچ کدام از صفحههای خارجی که مرجعیت بالایی در بین صفحههای پرمخاطب اینستاگرام ایرانی دارند، سیاسی نیستند. ناسا، نشنال جئوگرافیک، لئوناردو دیکاپریو و الن دیجنرس بیشترین مرجعیت را در بین صفحههای سینمایی دارند؛ کایلی جنر، کندال جنر و کیم کارداشیان بیشترين مرجعیت را در بین صفحههای مد و زیبایی دارند؛ جنیفر لوپز، سلنا گومز و آنجلینا جولی بیشترين مرجعیت را بهطور توأمان در بین صفحههای سینمایی و مد و زیبایی دارند؛ لیونل مسی و کریستیانو رونالدو بیشترین مرجعیت را در بین صفحههای ورزشی دارند و خابی لیم، دوئین داگلاس جانسون، دیوید بکهام و صفحه رسمی اینستاگرام در بین بخشهای متنوعی از صفحههای پرمخاطب اینستاگرام ایرانی مرجعیت دارند.



