روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور| دو روز پیش یک مناظره با حضور دو حقوقدان از دو طیف سیاسی مخالف بسیار جنجالی شد. مناظرهای که در آن محسن برهانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران یک طرف میز نشسته بود و طرف دیگر جلیل محبی، عضو هیات علمی مرکز پژوهشهای مجلس. ماجرا از اینجا شکل گرفت که یک روز بعد از اعدام محسن شکاری، متهم ناآرامیهای اخیر، برهانی توئیتی انتقادی درباره حکم او منتشر کرد که محاربه بودن جرم شکاری را زیر سوال میبرد.
به دنبال این موضوع جلیل محبی هم نظرات برهانی را درهمان توئیتر مورد انتقاد قرارداد. این توئیتها ادامه داشت تا اینکه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق نشستی با حضور این دو نفر برگزار کرد. ابتدای مناظره فیلم اعترافات محسن شکاری پخش شد و در ادامه کم کم بحث بین این دو حقوقدان آنقدر بالا گرفت که نقل قولهای مهم آن تا همین دیروز هم نقل محافل بود. خلاصهای از بخشهای مهم این مناظره را میتوانید در ادامه بخوانید.
برهانی
یک جرم حدی مبتنی بر تخریب را طوری تفسیر میکنند که مرز میان جرایم مختلف درنوردیده میشود. ما جرمی داریم به نام سرقت مسلحانه، جرمی داریم به نام قدرتنمایی با چاقو و جرمی داریم به نام محاربه. متاسفانه در بعضی شعب دادگاه توسعه جرم محاربه به مواردیست که اساسا از لحاظ شرعی و از لحاظ حقوقی تخصصا از حیطه ماده خارج است.
هر تشهیرالسلاحی محاربه نیست. مشهود فقها اجماعا این آیه قرآن است که «سلاح میکشد برای اینکه مردم را بترساند.» بر اساس کلیپی که از آقای شکاری نشان داده شد، شاهد گفت که سلاح را در غلاف گرفته بود، خود او گفت دوستم گفت بیا راه را ببندیم و مأموری را بزنیم. آیا هدف ترساندن مردم است؟ پس اولا تشهیرالسلاح در وسط ستارخان بوده یا وقتی که آن را درآورده است؟ چرا برای مردم تشریح سلاح نکرد؟ چاقو را کشید و در رفت. اگر بخواهد لاخافه الناس کند باید طوری سلاح بکشد که مردم ببینند و بترسند و من به هدفم برسم نه اینکه چاقو را نگه دارم به مامور ضربه بزنم و در بروم.
مگر قانون نگفته به قصد جان و مال و ناموس؟ کدام محقق شد؟ هدف نه جان بود، نه مال و نه ناموس. میگویند آنجا مغازهها را بسته بودند، بسته بودن مغازهها به خاطر اعتراضات در خیابان بود، نه به خاطر چاقو کشیدن او. کسی که در مقابل مامور چاقو میکشد، هدف او تقابل با حکومت است نه با مردم؛ چنین اقدامی اساساً از حیطه محاربه خارج است.
محبی
در زمان ۱۳۷۰ ماده ۳۸۳ قانون مجازات اسلامی حاکم بود، این ماده مقرر میکرد که هرکس برای ترساندن مردم دست به اسلحه ببرد محارب است. علیرغم اینکه در میان نظرات فقهی نظرات گوناگونی وجود داشت، اما شورای نگهبان قانون سال ۱۳۷۰ را تایید کرده است.
یعنی در نگارش قانون ما فقه را ملاک قرار میدهیم لکن در هر صورت یکی از نظرات فقهی را انتخاب میکند، لزوماً آن چیزی که انتخاب میکند مشهور فقها نیست.
در ماده ۶۸۷ آمده است که هرکس در وسایل و تاسیسات و … همچنین در علایم راهنمایی و رانندگی مرتکب تخریب شود بدون اینکه هدف او تخریب نظام باشد مجازات زندان از سه سال زندان به بیشتر است. در تبصره آمده است: در صورتی که اعمال مذکور به منظور اخلال در نظم و امنیت جامعه و مقابله با حکومت اسلامی باشد مجازات محارب را خواهد داشت.
برهانی
تا اینجا مشخص شد که ۵ اشکال به عنصر مادی جرم وارد بود. از سوی دیگر ما در قانون بیان موخر داریم که سه عنوان را اضافه کرده و تفکیک کرده و مواردی که آقای محبی اشاره کردند را نقض میکند. وقتی قانونگذار بدترین ماده تاریخ را در ۲۸۶ وضع کرد این بیان موخر است و نمیتوان در مواقع لازم به قوانین قبل استناد کرد، بیان ۹۲ بیان موخر است و بیان موخر ناسخ بیان متقدم است. یعنی نمیشود قانونگذار اینها را توضیح دهد و تفکیک کند بعد مجدداً به قبل اشاره و تکیه کرد.
اما در بحث عنصر روانی جرم، ۴ مولفه به عنوان عنصر روانی در جرم در نظر گرفته شده است که از این میان ۲ عنصر لازم و در اولویت است. اول علم به موضوع و دوم رفتار عامدانه. اگر وضعیت روانی خاصی را قانونگذار وضع کرد سوءنیت خاص مطرح است، فرق میان انگیزه و سوءنیت خاص آن است که در میان همه مرتکبین وارد است؛ یعنی من با ارتکاب جرم دنبال چه میگردم.
در ویدئویی که از محسن شکاری پخش شد کجا گفته که مامور را بزنم که ناامنی در محیط ایجاد شود؟ آیا محسن شکاری ناامنی درون محیط را به تبع کشیدن سلاح ایجاد کرد؟ آیا اول راه را بستند، ناامنی ایجاد کردند و بعد چاقو زدند؟ ناامنی که نتیجه محقق شده بود. نتیجه باید به تبع رفتار باشد.
این چه امنیتی است که ناامنی در محیط ۱۴ تا بخیه خورد؟ تا الان ۸ اشکال به این حکم وارد شد، یعنی برای قاضی محترم شبهه نشد؟ آقای قاضی در میان این همه اشکال برای شما تردید ایجاد نشد که نکند محاربه نباشد؟
در بحران است که باید قواعد حقوقی و فقهی را نگه داریم. در بحران است که باید بایستیم و فریاد بزنیم و هزینه بدهیم. نه اینکه با این اشکال حکم بدهید و اجرا کنید و نصف جمعیت ایران بگویند چه شد؟ بگوییم حکم خداست. ما حکم بدهیم و اجرا کنیم و هزینهاش را امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) بدهند؟ ما هم که اعتراض کنیم فحش بخوریم؟
*میخواهید جامعه را کنترل کنید خب با آنها که آدم کشتهاند شروع کنید. چرا با عنوان فقهی کاری میکنید که ما خجالت بکشیم درباره محاربه صحبت کنیم؟ پس بگوییم یک محاربه در فقه است، یک محاربه هم در شعبه 28 دادگاه انقلاب، که آقای عموزاد کشف کرده است.
محبی
قانون قبلی «لاخافه الناس» بود، قانون فعلی برای جان مردم و مال مردم هم اضافه شده است. قانونگذار براساس صلاحدید یک چیزی را تصویب میکند که ممکن است اصلا در آیه و قول مشهور و حدیث نیامده باشد.
میفرمایند جرم منجر به نتیجه است، ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی آورده: «محاربه عبارت از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها است». آن چیزی که مهم است این است که ما الان یک قانون داریم متفاوت از قانون سال ۷۰ که نویسنده قانون هم مشخص است و مشروح مذاکرات هم همینطور؛ بنده با این عبارت به قصد مال، به قصد جان و به قصد ناموس مخالف بودم. من مخالف توسعه اعدام بودم.
آقای برهانی میگوید ماده ٢٧٩ «لاخافه الناس» است و سایر لامها را بیخیال میشوم. او مدام بر «لاخافه الناس» تاکید دارد ولی کلمات «جان، مال، ناموس یا ارعاب» هم وجود دارد. به هیچ عنوان با هر رویکردی نمیتوان «به قصد جان، مال و ناموس» را حذف کرد.
در بحث «شخص خاص» هم شما نمیتوانید مأمور را از مردم تفکیک کنید. حتی مأمور که بدتر است او حافظ جان مردم است، شما با کلمه ناس نمیتوانید مأمور را حذف کنید.
اینکه در بعضی محلات فراخوان میدهند و برخی جرأت نمیکنند همسر و فرزند خود را به آن محدوده بفرستند یعنی ارعاب. چه تعریفی برای ناامنی دارید که بسته شدن خیابان و قمه کشیدن در آن نمیگنجد.



