روزنامه هفت صبح| یک: ‌ حاکمیت باید ویترین خود را شفاف کند. این ویترین در حال حاضر به هم ریخته است. باید مشخص شود که مثلا در مورد حقوق زنان ویترین بر مبنای اظهارات آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه محترم مشهد شکل می‌گیرد که دیروز گفتند: «زنان بدحجابی که در خیابان به‌طور عمدی کشف حجاب می‌کنند، نه یک مسئله فردی بلکه یک شبکه به‌هم پیوسته‌اند که به‌طور مستقیم با شبکه‌های معاند و گروهک‌های نفاق ارتباط دارند»

فرضیه‌ای که به شکل مشخصی از سوی طیفی از روحانیون مثلا نماینده رفسنجان یا نماینده همدان مورد پشتیبانی قرار دارد. با همان لحن مهاجم و از موضع بالا. من اینجا اصلا در جایگاهی نیستم که در مورد قانون حجاب اظهارنظر حقوقی و یا فقهی کنم. مسئله من ویترینی است که جمهوری اسلامی از خودش بروز می‌دهد. در همین دیروز ما سخنان متفاوت حجت‌الاسلام ابوترابی را هم داریم که بر مسئله کاهش سرمایه اجتماعی تاکید کرده و این‌که اعتماد میان گروه‌های مختلف اجتماعی به حداقل رسیده.

و یا سخنان آیت‌الله نوری همدانی که گفته‌اند:‌«حجاب و عفاف دو مقوله متفاوت هستند بنابر‌این نباید این دو مقوله با یکدیگر خلط شوند، خیلی‌ها حجاب ندارند اما عفاف دارند. الحمدلله زنان کشور ما عفیف هستند. ما مسئولیت داریم این پوششی را که اسلام لازم دانسته رعایت کنیم و در این راه با دقت گام برداریم.»

و خب حجت‌الاسلام رئیسی نشان داده که در بسیاری از مباحث پیگیر ایده‌های امام جمعه محترم مشهد هستند. ایده‌هایی که در ستاد امر به معروف هم پیگیری می‌شوند و از دلایل برخی از اعتراضات و اتمسفر این روزهای ما هستند. همین جا این را هم اضافه کنیم در روزی که یک اعدامی از میان بازداشت‌شدگان حوادث اخیر داشتیم به نظر می‌رسد این مسئله باید مشخص شده باشد که بخشی از اعتراضات در واکنش به سیاست‌های اجتماعی دولت در مورد پوشش زنان بوده است. محق بودن یا غیرمحق بودن این اعتراضات و به بیراهه رفتن یا نرفتن آنها اصلا سوژه این بحث نیست. فقط دولت آقای رئیسی باید متوجه باشد که ریشه اعتراضات سیاست‌های دولت در زمینه پوشش بانوان بود. این نکته فراموش نشود لطفا.

دو: خیلی خوشحالیم که در مورد آن عکس کذا از مرحوم رستم قاسمی اسیر موج نشدیم و خود را کنار کشیدیم. خیلی خوشحالیم که تصمیم درستی گرفته بودیم.

سه: در مورد حضور آقای زاکانی در دانشگاه شریف هم خدمتشان عرض کنیم که اصلا لحن ایشان را درک نکردیم. لزوم این نوع بیان با طعنه و تعریض را نفهمیدیم. متوجه نشدیم که شهردار چرا باید با آن کلمات و به بهای دست زدن طرفدارانش صحبت کند. منکر زحمات زاکانی در شهرداری نیستیم و برخی از ثمراتش را به عینه می‌بینیم اما فلسفه آن لحن را درک نکردیم. از آن‌سو دانشجویانی که برای سوال کردن انتخاب شده بودند و قرار بود سوالات چالشی بپرسند چرا سوالاتشان این‌قدر ضعیف بود؟‌

چهار: آقای خیابانی در برنامه فوتبال تلویزیون حضور یافتند به عنوان مهمان و در پیش‌بینی بازی‌های یک چهارم نهایی حذف هلند را پیش‌بینی کردند و در دقایقی بعد هلند را شایسته قهرمانی دانستند که می‌تواند به این عنوان دست پیدا کند!‌ او در مقابل اظهار شگفتی مجریان در مورد این تناقض فرمودند «خب حرف مرد دوتاست.» خوب است که حرف مرد در مواجهه با واقعیات و در تطبیق با شرایط و الزامات روز عوض شود اما نه به این سرعت!

پنج: یکی از عجایب فوتبال ما در این یک دهه گذشته نیمکت تراکتورسازی بوده است و مربیانی که به سرعت برق و باد عوض می‌شوند و می‌روند و اصلا تو نمی‌فهمی چه اتفاقی افتاده است. ما اصلا نمی‌دانیم تصمیم‌گیر اصلی در باشگاه تراکتور کیست.

شش: خانم ملایی قهرمان قایقرانی آسیا شکایت کرده‌اند که موفقیت‌های پی در پی ایشان در سطح آسیا اصلا مورد استقبال مسئولان و حتی رسانه‌های جمعی قرار نمی‌گیرد. این ضعف بزرگ تلویزیون ماست که قدمی در راه نشان دادن موفقیت‌های قهرمان‌های ورزشی زنان برنمی‌دارد.

مثلا خانم ملایی چه کار باید بکند که در برنامه‌های ورزشی تلویزیون مطرح شود؟ ته دلم این نگرانی را دارم که نکند دولت خیلی هم با این حضور بین‌المللی ورزشکارهای زن موافق نباشد؟ ‌یعنی ته دل مثلا آقای هاشمی گلپایگانی با چنین موفقیت‌های بین‌المللی صاف است؟‌ یا بزرگ‌ترهای این ایده‌ها و دیدگاه‌ها‌. مثلا حجت‌الاسلام صدیقی یا آیت‌الله علم‌الهدی؟‌چه می‌دانم والله.

هفت: و بالاخره این‌که کریستین استوارت رئیس کمیته داوران برلین شد. چرا؟‌ با چه معیاری؟‌ فقط به خاطر جلوه و مو و میان؟‌ این چه کاری است آخر عزیزان برلینی؟‌

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.