روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| درست در اوج احساسات متناقض از کارنامه تیم ملی فوتبال ایران در بازیهای جامجهانی تصویری منتشر شد که هاجیمه موریاسو، سرمربی تیم ملی ژاپن را در حال تعظیم به تماشاگران ژاپنی نشان میداد. این تصویر کافی بود برای اینکه یک بار دیگر بخشی از فرهنگ ژاپنی توی سر ایرانیها کوبیده شود و از ما خواسته شود شبیه آنها باشیم. اینبار مسئولان ایرانی هدف قرار گرفتند و حتی در یادداشتهای مطبوعاتی هم به آنها گفته شد ژاپنیها را الگوی خود قرار دهند و از مردم عذرخواهی کنند.
گذشته از اهمیت عذرخواهی مسئولان از مردم بابت اشتباهات ریز و درشتشان که الحق امری کمیاب در ایران محسوب میشود بعضیها فرصت را غنیمت شمردند و یادآوری کردند که هدف آقای موریاسو از آن تعظیم معذرتخواهی بابت صعود نکردن تیمش نبوده بلکه او خواسته از تماشاگران ژاپنی تشکر کند و در ژاپن هر تعظیمی به معنی معذرتخواهی نیست، نشان به آن نشان که موریاسو بعد از تمام شدن تعظیمش دستش را گذاشته روی قلبش!
جدا از اینکه واقعا منظور سرمربی ژاپن از خم شدن جلوی تماشاگران چه بوده ما تصورات زیادی درباره مردم سرزمین آفتاب داریم که آنهایی که در این کشور زندگی کردهاند آنها را بیشتر یک افسانه میدانند تا واقعیت. در واقع به نظر میرسد برندینگ ژاپنیها آنقدر خوب بوده که نه فقط ما بلکه خیلی از مردم جهان درباره آنها افسانهسرایی میکنند. البته این را بگوییم که آنچه در ادامه میخوانید تلاشی برای زیر سوال بردن فرهنگ ژاپنی نیست فقط اشارههایی است به اینکه ژاپن هم مانند هر کشور توسعه یافته یا در حال توسعه دیگری ویژگیهای خوب و بد را توامان دارد.
مردمانی آرام و مهربان
درباره اینکه ژاپنیها خیلی خشونت پرهیز و مهربان و اصطلاحا گوگولی هستند زیاد میشنویم. شاید قربانی شدنشان در جنایتهایی مانند بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و عقبنشینی همه جانبهای که بعد از آن کردند و تلاشهای بعدیشان برای دوری از منازعات سیاسی در این تصور نقش داشته باشد اما این همه واقعیت نیست.
آنها در روزگاری نه چندان دور در حق مردم کشورهای اطرافشان چنان جنایتهایی رقم زدند که بخشی از آنها با عنوان «هولوکاست آسیایی» در تاریخ ثبت شده است. یک قلم اینکه در جریان حمله ژاپن به چین، ژاپنیها در مجموع ده میلیون چینی را مستقیم یا غیرمستقیم کشتند. صدها هزار نفر از این چینیها زنده به گور شدند. گزارشی میگوید که دهها هزار سرباز هندی هم در همین راستا کشته شدهاند. تازه این جدا از خشونتی است که آنها در حق کرهایها نشان دادند.
با همه اینها در حال حاضر آنقدر در مورد صلح دوست بودن ذاتی و تاریخی ژاپنیها گفته میشود که خیلیها فکر میکنند این کشور ارتش ندارد در حالی که نه تنها چنین نیست بلکه اتفاقا ژاپن یکی از کشورهایی است که در زمینه تولید و صادرات سلاحهای جنگی جایگاه خوبی دارد. البته ژاپن در حال حاضر از نظر امنیت در یک سوم بالایی ردهبندی کشورهای جهان قرار گرفته اما همچنان از هر سه زن ژاپنی یکی مدعی است که در زندگیاش خشونت خانگی و اجتماعی را تجربه کرده است، مانند بسیاری از کشورهای جهان.
بنیان محکم خانواده
یکی دیگر از نکتههایی که در مورد فرهنگ مردم ژاپن با تحسین گفته میشود خانواده دوستی آنها و حفظ سنت احترام به خانواده است. واقعیتهای آماری اما میگویند که اتفاقا ژاپن از نظر تعداد طلاق دستکمی از بقیه کشورهای توسعهیافته ندارد و اتفاقا بالاتر از چندتا از آنها مانند سوئیس و اسپانیا و بریتانیا و… قرار میگیرد.
یک نظرسنجی تازه هم نشان میدهد که بیشتر از ۴۰درصد جوانان بالای ۳۰ سال ژاپنی که ازدواج نکردهاند گفتهاند تمایلی هم برای این کار ندارند. وضعیت زاد و ولد در این کشور مرفه هم چندان تعریفی ندارد و مدتهاست که رشد جمعیت آن نگرانکننده است. بعضیها میگویند دلیل این مشکلات خانوادگی در ژاپن ساعتهای بالای کار است و خیلیها اصلا فرصتی برای صرف خانواده کردن ندارند. اگر بدانیم که ژاپنیها واقعا به طور میانگین روزی ۹ ساعت کار میکنند شاید این ادعا درست به نظر برسد.
از طرفی پژوهشهای زیادی وجود دارد که نشان میدهد سختگیریهای بیش از اندازه و فاصله معنادار والدین با بچهها از نظر احساسی یکی از بحرانهای جدی ژاپن است که تنهایی بیشتر مردم این کشور را رقم زده. پس عجیب نیست که بدانیم دو سال پیش نخستوزیر ژاپن سوگا یوشیهیده یکی از وزیران خود را مامور کرد تا فکری به حال انزوای مردم ژاپن، مخصوصا زنان که در سال کرونا بسیار تنهاتر و منزویتر شدهاند، بکند.
اخلاق مداری درجه یک
گفته میشود که ژاپنیها با ادب و با نزاکتترین مردم جهان هستند مثلا اگر از آنها آدرس بپرسید خیلی بد میدانند که جهت را با دست به شما نشان بدهند اما در مقابل گفته نمیشود که خمیازه کشیدن با صدای بلند و سروصدا موقع غذا خوردن مخصوصا از جانب مردها کاری کاملا عادی است.
نکته دیگری که شاید جایش در بخشی مستقل باشد اما ما اینجا مینویسیم این است که ژاپنیها سردمدار تولید فیلمهای غیراخلاقی در جهان هستند. در واقع پورنوگرافی در ژاپن یک کسب و کار بزرگ و در هم تنیدهای از سرگرمی بزرگسالان با ویژگیهای منحصربهفرد است که از پورنوگرافی غربی متمایز است. صنعت پورنوگرافی ژاپن مدتهاست که به نقض حقوق افراد حاضر در این صنعت متهم است و در مجامع حقوق بشری بینالمللی سیاستگذاران ژاپنی به کوتاهی در برخورد قانونی متهم میشوند.
خطا؟ امکان ندارد
حتما این روایت را شنیدهاید که یک بار قطاری در یکی از شهرهای ژاپن با تاخیری چند دقیقهای وارد ایستگاه میشود آن هم به دلیلی موجه اما این تاخیر کاری میکند که رئیس کل حمل و نقل شهری این کشور یا یک همچین سمتی، از کارش استعفا کند. واقعیت اما کمی متفاوت است. البته اگر بخواهیم نظم و انضباط موجود در سیستم حمل و نقل عمومی در ژاپن را با ایران مقایسه کنیم باید بگوییم این روایتها نوش جان مردم ژاپن.
اما واقعیت این است که در ژاپن هم تاخیر رخ میدهد و حتی اتفاقاتی مانند قطع شدن برق و مشکلاتی از این دست وجود دارند به ویژه بعد از بحرانی که پس از زلزله و سونامی بزرگ سال ۲۰۱۱ برای تاسیسات هستهای فوکوشیما به وجود آمد تا مدتی مشکلات مربوط به برق پیش میآمد. البته نکته جالب در مورد ژاپن این است که تقریبا همه چیز در این کشور خصوصی است و تامین برق منطقههای مختلف هم برعهده شرکتهای خصوصی گذاشته شده و چون آنها با هم رقابت دارند وضعیت با کشوری مانند ایران قابل مقایسه نیست.
اهمیت تحصیلات
یکی دیگر از نکتههایی که در مورد ژاپن گفته میشود اهمیت تحصیلات در این کشور و فراوانی دانشگاه و امکان تحصیل است. در حالی که گزاره اول درست و گزاره دوم کاملا غلط است. در واقع سیستم آموزشی ژاپن از سختترین و پیچیدهترین سیستمهای آموزشی دنیا به شمار میرود و رقابت بسیار سختی بین نوجوانان ژاپنی برای ورود به دانشگاه جریان دارد و کنکورهای پر تعداد و امتحانات پشت سر هم برای ورود به دانشگاه جزئی جدانشدنی از سالهای زندگی یک نوجوان ژاپنی است.



