روزنامه هفت صبح| یک: بازی ایران و انگلیس تمام شده و من حیران از نمایش بزدلانه تیم خودمان هستم. در نیمه اول. تیمی که هیچ شباهتی با آن تیمهای مصمم سالهای 2014 و 2018 نداشت. تیمی که در فشار افکار عمومی مهاجم خرد شده بود. بلافاصله پس از بازی ایران و اتمسفر آزارنده و وحشتناکش شاهد دیدار سنگال و هلند بودیم.
سنگال همان تیمی که دو ماه پیش با ایران مساوی شده بود چگونه بدون ستاره اصلیاش یعنی سادیو مانه بیپروا به حریف میتاخت. حریفش هم هلند بود با تمام ستارگان. جرئت و شجاعت را به تیم ما برگردانید. میدانم که ماموریت وحشتناکی است و این تیم در دوحه و در میان تماشاگران بیوفا تنها و سرگردان رها شده است.
دو: دیروز برای قراری رفتم به مجموعه کارخانه نوآوری آزادی در اول جاده مخصوص کرج. جنب متروی بیمه. یک کارخانه بزرگ قدیمی که حالا سولههای شش و یا هفتگانهاش به محلی برای خلاقیت فعالیتهای استارتاپی جوانان بدل شده است. شیک و تمیز و زیبا و البته دو سه استودیوی درجه یک هم در این محل راهاندازی شده.
اتفاقی که چندین سال قبل رخ داده اما من به تازگی آن را ملاقات کردم. و راستش از امکانات و خلاقیتی که در این مکان صرف شده و ایجاد شده، لذت بردم. روحیه ایرانی به سرعت میتواند با مظاهر مدرنیته کنار بیاید و این نکته شگفت انگیزی است . این همخواني و همنوایی جوانان طبقه متوسط و ارادتی که به سمت مدرنیته دارند، به سمت مظاهر زندگی نو، همان نکتهای است که باید از سوی مسئولان کشور درک شود.
باید صدایشان شنیده شود. این حجم خلاقیت و کاربردهای شگفت انگیز مظاهر مدرن در چنین مکانهایی یا حتی در معماریهای جدید و یا در نمونههای کوچکی مثل کافی شاپها و مراکز خرید نشانه یک اشتیاق وافر درونی است. مبارزه با این گرایش، تلف کردن انرژی است. آن را درک کنید و به آن بها بدهید.



