روزنامه هفت صبح| یک: ‌ به عنوان یک طرفدار سرسخت فوتبال منتظر آغاز جام‌جهانی و پیگیری بازی‌های تیم ملی هستم اما کتمان نمی‌شود کرد که این جام جهانی شرایط عجیبی دارد که بخش بزرگ آن به خاطر خود محل برگزاری و زمان برگزاری بازی‌هاست. ساعت بدن ما خودش را برای جام جهانی در پاییز آماده نکرده است. در هوای 30درجه شرجی که برای اروپایی‌ها رسما شکنجه محسوب می‌شود (خیلی به ظرفیت‌های تکنولوژیک برای سرد کردن محیط دل نبندید)

نکته دوم این‌جاست که بدترین دوره‌های جام جهانی مطمئنا جام جهانی 1994 آمریکا ،‌2002 کره‌جنوبی و ژاپن و 2010 آفریقای جنوبی بوده است‌. یعنی جام‌هایی که در خارج از اتمسفر اروپا و آمریکای جنوبی برگزار شده‌اند. این واقعیتی است و ربطی هم به این ندارد که مثلا ما فریفته جهان صنعتی هستیم و از این جور چیزها. نه. واقعا کسی هست که از جام جهانی 2002 راضی باشد؟‌کسی هست که حذف ناعادلانه اسپانیا و ایتالیا توسط کره‌جنوبی آزارش نداده باشد؟

انگار در چنین محیط‌هایی آن انضباط آهنین فیفا کمرنگ می‌شود و فرصت زدوبند شکل می‌گیرد. یا در جام جهانی آفریقای جنوبی که در هوای زمستانی نیمکره جنوبی برگزار شد و شرایط جغرافیایی‌اش بازیکنان را به‌خصوص تیم‌های نیمکره شمالی را گیج کرده بود. حالا در قطر در هوای شرجی 30 درجه‌،‌ آیا فیفا می‌تواند از زدوبندهای احتمالی جلوگیری کند؟‌ همین ابتدا شایعه رشوه 8 میلیون دلاری میزبان به تیم اکوادور منتشر شده که البته قبول دارم شایعه ضعیفی است و بعید است به سرانجامی برسد.

به این نارضایتی‌ها مسئله تحولات و اعتراضات این روزهای ایران را هم اضافه کنید و حوادث تلخی که رخ داده که داستان کاملشان را هرروز در صفحه 2 می‌خوانید… با این حال باز هم این یک جام جهانی است.اتفاقی که هرچهارسال یک بار رخ می‌دهد. شاید نباید مثل من این گونه سرسپرده فوتبال بود. شاید منطقی‌تر این باشد که در شرایط فعلی فوتبال را در اولویت‌های بعدی قرار دهیم اما اعتراف می‌کنم که بر‌حسب تجربه دیده‌ام فوتبال همیشه می‌تواند اولویت‌های اول و یا حداکثر دوم باشد. در هر شرایطی!

دو: راستی وزیر محترم آموزش و پرورش به عنوان نتیجه گیری از اعتراضات و ناآرامی‌ها فرموده‌اند: «باید بتوانیم لایه باور دانش‌آموزان را تغییر دهیم…. بنابراین درخواست ما از حوزه‌های علمیه کمک به انجام چنین تغییری است.»

سه: روزی درباره گزاره‌های آخرالزمانی تئوریسین‌های جوان و بنیادگرا و پاکدست باید تحلیلی ارائه بدهیم. این تلاششان برای خلاصه کردن دنیا در قوانین و نتیجه‌گیری‌های چند خطی. مثل کاری که نوابغ فیزیکدان حداقل دو قرن است که مشغول به آن هستند یعنی دست یافتن به نیروهای بنیادین جهان. و خب این دوستان امروز ما نه فیزیکدان هستند و نه نابغه.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.