روزنامه هفت صبح| یک: آخر هفته تلخی بود. . داستان ایذه، اصفهان، مشهد، بوکان، سمیرم، تبریز و… نفسمان بالا نمیآمد. چهارشنبه تاریک، پنجشنبه تاریک.
دو: نیمه شب پنجشنبه بود که مثل همه این روزهای بیتابی و بیقراری به فیلم پناه بردم. و شانس آوردم که تقدیر یک فیلم 158 دقیقهای را جلوی پایم قرار داد. فیلم تار ساخته تاد فیلد. داستان یک خانم رهبر ارکستر معاصر و مشکلات زندگی خصوصیاش. راستش شکل فیلم بهگونهای بود که تا اواسطش مطمئن بودم با یک فیلم بیوگرافیک درباره یک رهبر واقعی موسیقی و احتمالا بر مبنای کتاب و رمان روبهرو هستم اما بعد متوجه شدم که همهچیز تخیلی است.
در واقع کارگردان دنیایی پیچیده و خودکفا را آفریده با تمام ویژگیها و ریزهکاریهایی که به آن رنگ و بویی واقعی و باورپذیر داده است. نقطه قوت دیگر فیلم حضور درخشان و عجیب کیت بلانشت بود که بعید است هیچ بازیگر دیگری در تاریخ سینما میتوانست از پس نقشی چنین سخت با مونولوگها و دیالوگهای طولانی و گاه دو زبانه و ارجاعات پیاپی به دنیای موسیقی کلاسیک بر بیاید. اما با تمام این احوال تار فیلم کاملی نیست. در یکسوم انتهایی وقتی میخواهد از این دنیای خلق شده به سمت گرههای دراماتیک حرکت کند فیلم سقوط میکند و در لابیرنتی از حوادث قابل پیشبینی گم میشود و با این حال ما را از مغاک پنجشنبه شب و خبرهای بیپایانش نجات داد.
سه: آیتالله علمالهدی گفتهاند که: اینهایی هم که روسری از سر برمیدارند و برای رضایت آمریکا کشف حجاب میکنند، بدانند که آمریکا به آنان به چشم همان روسپیهای کودتای ۲۸ مرداد نگاه میکند. هیچ نقطه نظر خاصی در مورد این جمله نداریم. راستش هرچه بود قبلا گفتهایم. خستهایم. خستهایم.
چهار: دو سه روز قبل متوجه شدم که دکتر فرهود همان پدر علم ژنتیک ایران، که ماجرای ربوده شدنش در دو سه هفته پیش از سوژههای خبری بود، یک مجموعه 9 جلدی بهنام ایران فرهنگی دارد. 9 جلد! عمر پربرکت یعنی اینطور چیزها. زنده باشید دکتر.
پنج: فیلمی آمد از تمرین انگلیسیها در دوحه و گرمایی که آنها را خسته کرده بود و رقابتشان برای این که زودتر خودشان را به خنککنندههای بزرگ تعبیه شده در کنار زمینهای تمرین برسانند. بندهخداها از شمال اروپا و هوای نزدیک به صفر منتقل شدهاند به دوحه در هوای 30 درجه شرجی!
همین آب و هواست که موجب میشود آلمان در بازی دوستانه با عمان تا دقیقه هشتاد منتظر تکگل خودشان بماند و عربستان آنگونه هجومی مقابل کرواسی ظاهر شود و با بدشانسی در یک بازی برتر، یک بر صفر شکست بخورند. بازی ایران و انگلیس ساعت چهارو نیم بعد از ظهر است و شاید این برگ برنده تیم ما باشد. هرچند روایت است که قطریها برای خنک کردن ورزشگاههای مسابقات سنگتمام گذاشتهاند. ببینیم چه میشود. بههرحال یک کورسوی امیدی گشوده شده است.



