روزنامه هفت صبح| یک: باخت به تونس آنهم 5 روز مانده به بازی ایران مقابل انگلیس در نگاه اول کمی ناامیدکننده است. خب دو گل از حریف خوردیم. یک پنالتی دقیقه 70 روی خطای هند ابوالفضل جلالی که به اخراج او هم منتهی شد و یک گل دقیقه 80 وقتی ده نفره بودیم. کلا در مقابل تیمهای آفریقایی ما دچار مشکلات عدیدهای هستیم.
از این نظر خیلی شبیه آلمانیها هستیم! در دو جامجهانی قبلی فشاری که از سوی نیجریه (2014) و مراکش (2018) تحمل کردیم از فشار مقابل آرژانتین و اسپانیا بیشتر بود. در هر دو بازی که ذکر شد اگر واکنشهای دروازهبانهای ایران و همینطور دفاع جانانه مدافعان نبود با اختلاف چند گل بازی را واگذار میکردیم. هرچند در نهایت یک تساوی از نیجریه گرفتیم و مراکش را هم با یک گل بهخودی شکست دادیم. حتی در جامجهانی 2006 هم نتوانستیم از پس آنگولا بر بیاییم و بازی باخته را به سختی مساوی کردیم.
در این چند ماهه گذشته تونس سومین حریف تدارکاتی ما از قاره آفریقا بود. دو بر یک به الجزائر باختیم، یک بر یک مقابل سنگال مساوی شدیم و حالا که با دو گل به تونس هم باختیم. این را هم در نظر بگیرید که کیروش در این بازی از 23 بازیکن به شکل متناوب در ترکیب مقابل تونس استفاده کرده است. در جامجهانی پیشین هم کیروش در حالی تیمملی را وارد مسابقات کرد که در بازیهای دوستانه در دو دیدار بسیار انتقادآمیز به ترکیه و همین تونس باخته بودیم!
به این ترتیب شاید نتیجه ضعیف مقابل نیکاراگوئه و شکست مقابل تونس، آن تمرکزی که انگلیسیها روی تیم ایرانم پیدا کرده بودند (بعد از دو نتیجه خوب مقابل اروگوئه و سنگال) کاهش دهد و این بهنفع تیمملی خواهد بود. خلاصه خواستم بگویم زیاد از این شکست ناامید نشوید. چهبسا که بهنفع تیم ایران هم باشد. در دیگر بازیهای دوستانه دیروز عربستان با یک گل به کرواسی باخت (مربی عربستان فقط 5 تعویض در این بازی انجام داد) و آرژانتین در همان نیمه اول 4 گل به امارات زد. مسی یک گل و یک پاس گل داد و دیماریا هم دو گل زد و یک پاس گل ثبت کرد.
دو: مهدی نصیری پدیده غریبی است. زمانی در اواخر دهه شصت او نماد اصولگرایی مهاجم بود. او در سالهای 1367 تا 1374 سردبیر و سپس مدیرمسئول کیهان بود و کیهان آن دوران در مسائل فرهنگی از محسن مخملباف تا مرتضی آوینی را مینواخت هرچند با درجات مختلف و شدتهای متنوع. او اما از ابتدای دهه نود در قالب دیگری ظاهر شده است و گاه آن قدر تند میشود (بر ضدمسائل حاکمیتی) که تو غرق در شگفتی میشوی.
دیروز در کانال خود بخشی از این تناقضها و تغییر رویهها را توضیح داده است که در بخشی از آن آمده: «در دهه ۶۰ هیچگاه موافق حرکتهای تندی که علیه شلحجابی صورت میگرفت، نبودم با این استدلال که این اولویت نظام نیست و باید به اموری چون عدالت، مقابله با فساد مالی و اشرافیگری مسئولان پرداخت. عنوان یکی از اولین مقالاتم که در روزنامه کیهان- قبل از ورودم به کیهان- به چاپ رسید، این بود: «آفت جامعه اسلامی: خشونت اجتماعی، عطوفت اقتصادی.» مقصود از خشونت اجتماعی برخوردهای تند با پدیدههایی چون پوشش جوانان و شلحجابی بود و مقصود از عطوفت اقتصادی، ضعف برخوردهای نظارتی و قضایی با مفاسد اقتصادی.
شاید اولین جرقهها که در مورد نقد حجاب اجباری به ذهنم رسید، مربوط به دوران اقامتم در امارات و دوبی (سال ۸۴ - ۸۸) بود که همزیستی دوستانه زنان با حجاب و بیحجاب و راحتی زنان محجبه در خیابان و بازارهای دوبی و دیگر امیرنشینان را دیدم در حالیکه چنین حس راحتی برای زنان محجبه در برخی از نقاط تهران و ایران اسلامی وجود نداشت! ضمنا پدیده زنانی که در پروازهای خارجی و ازجمله پرواز به دوبی با گذشت دقایقی از برخاستن هواپیما کشف حجاب میکردند که گویا از قفسی آزاد شدهاند نیز تامل و تاسفبرانگیز بود.»



