روزنامه هفت صبح، نگین باقری|‌ در روزهای گذشته با انتشار خبر مهاجرت ۱۶ هزار پزشک در چهار سال گذشته، موضوع مهاجرت پزشکان به بحث روز تبدیل شد. روزنامه دنیای اقتصاد بود که اولین بار نوشت بر اساس منابعی که به دست آنها رسیده در یک سال گذشته ۱۶۰ متخصص قلب از کشور رفته‌اند و در همین مدت هم ۳۰ هزار نفر از کادر درمان، درخواست سوءپیشینه به مقصد عمان داده‌اند. حالا که دوباره همه درباره مهاجر فرستی پزشکان حرف می‌زنند می‌شود یک سوال جدید طرح کنیم:

آیا این اولین بار است که ما با موج مهاجرت پزشکان روبه‌رو می‌شویم؟ نه. حداقل آمار و تجربه زیسته پزشکان به ما اینطور می‌گوید. «پیش از انقلاب، ما شاهد چند برهه‌ تاریخی مهم بوده‌ایم که منجر به مهاجرفرستی پزشکان شده.در مقابل در جنگ تحمیلی و دهه هشتاد یک موج برگشت پزشکان هم شکل گرفته است.» این را یکی از استادان اخلاق پزشکی دانشگاه تهران هم تایید می‌کند. دکتر حمیدرضا نمازی که با هفت صبح مصاحبه کرده، به دهه ۱۳۵۰ اشاره دارد که بر اساس روایات باقی مانده در تاریخ پزشکی در این دوره میل به خروج از کشور بالا رفته بود.

چرا؟ «به دلایل مختلف. مثلا می‌گفتند که بیمارستان‌های خصوصی آن زمان دانشجوی home train قبول نمی‌کردند. یعنی کسی که همه تحصیلاتش را در داخل کشور گذرانده استخدام نمی‌کردند. حالا ممکن است کلا دو یا سه دانشگاه و یا بیمارستان بودند که چنین سیاستی داشتند، ولی این انگاره را می‌ساختند که پزشکی جذب می‌شود که یک دوره‌ای یا کلاسی در خارج از کشور گذرانده باشد.»

گفت‌و‌گو با چند جمعیت‌شناس متعدد ما را به اینجا می‌رساند که آمار مطمئنی که بتواند نوسان مهاجرت پزشکان را نشان بدهد وجود ندارد. همچنین مدیر رصدخانه مهاجرت دانشگاه شریف تایید می‌کند که در زمینه مهاجرت پزشکان فقر اطلاعاتی وجود دارد که از قبل از انقلاب تا همین امروز را در برمی‌گیرد. به همین خاطر هم معمولا باید مهاجرت آنها را بخشی از آمارهای مهاجرت نخبگان درنظر گرفت. در این زمینه چه آماری داریم؟ در دوره ۱۰ساله ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ حدود ۷۰۰ هزار نفر از نخبگان علمی و مدیریتی از کشور خارج‌ شده‌اند.

تنش‌های سیاسی در دهه ۵۰ منجر شد که این آمار به مرور بالاتر برود. بعد از انقلاب فرهنگی موج مهاجرت نخبگان برای اولین بار رکورد زد و یک دفعه تعداد مهاجران به ۸۵۲ هزار نفر در سال ۱۳۶۵ رسید. در این سال‌ها باز نرخ مهاجرت نخبگان با نوساناتی همراه بوده اما مهمترین تغییر سال ۲۰۱۷ افتاده یعنی درست همان سال تصویب برجام که نمودارها کاهش سرعت نرخ مهاجرت نخبگان را نشان می‌دهند. ولی دوباره از سال ۲۰۲۰ نرخ مهاجرفرستی و همچنین دانشجو فرستی از ایران افزایش یافته است.

حالا چرا پزشکان می‌روند؟ شاید یکی از دلایل دم دستی کاهش رونق بیزینس پزشکی باشد. در دهه های شصت ،‌هفتاد و هشتاد طبقه پزشکان از موفق ترین طبقات اجتماعی ایران در عرصه کسب‌وکار بودند ودرآمدهای نجومی همراه با پرستیژ اجتماعی بسیار بالا برای آنها در نظر گرفته می شد.

در واقع با یک طبقه الیت سروکار داشتیم با سازوکاری خودکفا در عرصه صنفی. اما از دهه نود حملات برنامه سازان و طنزپردازان و فیلم های سینمایی برای کاهش جایگاه پزشکان آغاز شد و با همراهی افکار عمومی هم همراه شد که گویی می خواستند این طبقه جاه طلب و موفق را به زیر بکشند. بحران‌های اقتصادی و سیاست های ضد انحصار در عرصه پزشکی دورنمای این حرفه را کمی تیره‌تر کرد و در نهایت مسئله مالیات‌های سنگین دیواره‌های اطمینان را از اطراف پزشکان زایل کرد.

دکتر حمیدرضا نمازی در این زمینه می‌گوید مهاجرت پزشکان دلایل متنوعی دارد که به هم پیوسته و مرتبط هستند ولی لزوما همه دلایل در مسائل اقتصادی خلاصه نمی‌شود. این استاد دانشگاه یکی از این دلایل را پیشرفت‌های تکنولوژیک کشورهای دیگر می‌داند. «دیرماندگی تکنولوژی در ایران که تا اندازه‌ای هم تحت تاثیر تحریم‌ها بوده منجر شده گروهی از متخصصان به کشورهای دیگر مهاجرت کنند.»

اگر دنبال دلیل دیگری هستید، این استاد دانشگاه به رشد شخصی اشاره می‌کند و می‌گوید که در همه جای دنیا رشد شخصی، انگیزه مهاجران برای خروج از کشور بوده.«ولی این رشد شخصی به معنای این نیست که نظام آموزش پزشکی در ایران، ضعیف است. ما موفقیت این نظام را اتفاقا در مهاجرفرستی آن داریم می‌بینیم.» او تاکید می‌کند که مسائل آموزشی عامل خروج پزشکان نشده و باید آن را در دلایل دیگری جست‌وجو کرد.

این عضو هیات علمی مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی که خود ورودی سال ۱۳۷۲ دانشکده پزشکی دانشگاه تهران است می‌گوید همین امروز اگر برخی از همکلاسی‌های سابق او در خارج از کشور تصمیم بازگشت به وطن بگیرند، نمی‌توانند در ایران کار کنند. به همین خاطر هم درباره رویکردهای رایج به مهاجرت نخبگان صحبت می‌کند و سه رویکرد متفاوت به این موضوع را با مثال‌هایی از ایران توضیح می‌دهد:
ما سه رویکرد در مهاجرت نخبگان داریم. اولین رویکرد این است که جلوی آنها را بگیریم. جلوگیری کردن از خروج این افراد با چک، سفته یا قراردادهای محضری روشی نیست که فقط در ایران انجام شود.

در تمام دنیا با این ایده که نباید با بودجه یک مملکت، نیروکاری و فکری ارزان را برای کشوری دیگر آماده کنیم، تلاش می‌شود تا هزینه رفتن نخبگان طوری حساب شود که ترجیح این فرد بر ماندن باشد. رویکرد دوم return policy است. در دهه ۱۳۸۰ شمسی، چنین رویکردی در کشور حاکم بود. در این دهه زمینه و انگیزه‌‌های اقتصادی و همچنین غیر مادری برای آبادی کشور وجود داشت که منجر شد گروهی از پزشکان به کشور برگردند. به جز دهه ۸۰، یکی دیگر از نمونه‌های مشخص بازگشت به وطن به دلایل وطن دوستی، مهاجرت معکوس پزشکان در دوره جنگ بوده که به هوای کمک به هم وطن یا هدف‌های مدیریتی دوباره به کشور برگشتند.

سیاست سوم network policy است. در این سیاست، شبکه‌ای از اطلاعات پزشکان، اعضای هیات علمی دانشگاه‌های علوم پزشکی، متخصص و دانشجوی پزشکی داریم که در یک نتورک و یا شبکه حضور دارند و در صورت مهاجرت فراموش نمی‌شوند. اگر مهاجرت کنند، چراغشان نمی‌سوزد و ارتباطشان قطع نمی‌شود. ما آدم‌ها را مفت می‌فرستیم بروند انگار که از اول نبوده‌اند. این مشکل فقط هم مربوط به امروز نیست و از زمان دارالفنون آدم‌ها وقتی می‌رفتند که تحصیلاتشان را خارج از کشور ادامه دهند، دیگر معلوم نبود که سرنوشت‌شان چه شده است. چه کرده‌اند؟ علم با یک جامعه علمی معنا پیدا می‌کند ولی آنهایی که از کشور می‌روند دیگر رصد نمی‌شوند.

در کتب تاریخ پزشکی با یک شاگرد اول رشته پزشکی در دهه سی شمسی مواجه شدم که با جست و جوی اسم او به زبان فارسی در گوگل به منبعی نرسیدم ولی وقتی به زبان انگلیسی نام او سرچ می‌شود، محتوای بسیار زیادی از کنگره‌هایش، پژوهش‌ها و سخنرانی‌هایش پیدا می‌شود که این فرد تبدیل به پزشک معروفی در یک قاره دیگر شده و همه جا از اشتیاق خود برای ایران حرف زده است. در کنفرانس‌های خود تصاویر ایران را نشان داده و تا امروز بارها در کشورهای دیگر برای او مراسم یادبود برگزار شده. آن وقت ما هیچ شناختی از او نداریم. به همین دلیل می‌خواهم تاکید کنم که شاید نتوان همه عوامل پزشک فرستادن را کنترل کرد اما با شبکه ساختن از پزشکان و تداوم ارتباط با آنها حتما می‌شود آن را مدیریت کرد.

برای مثال وقتی این نتورک وجود نداشته باشد، پزشکی که خارج از کشور کار کرده، اگر روزی به ایران برگردد، نمی‌تواند با مجوز درمان سوییس در شهر محل تولدش کار کند. ساختن این نتورک بین پزشکان به همین دلیل نیازمند همراهی صنفی بیشتری است.نکته ساختن این نتورک در این است که دیگر پزشکی به خاطر تصمیم خود تحقیر نمی‌شود. امروز تحقیر پزشکی که مانده و تحقیر پزشکی که رفته این شکاف را بیشتر و امکان تامل بر مسئله مهاجرت پزشکان را مخدوش‌تر می‌کند. نباید درباره آنهایی که می‌روند توصیف‌های غیرمنصفانه بکنیم و آنهایی که می‌مانند را با خودتحقیری به روز نبودن دانش متهم کنیم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.