روزنامه هفت صبح| یک: وقت گیر آورده بودم و رفته بودم کمی بدوم. دو تا از کارکنان باشگاه داشتند با هم درددل میکردند. از اشتیاقشان برای رفتن به کربلا. یکی میگفت مشکلات این سوی مرز است، رد که بشوی همهچی حل است… یکی آمد تا پولی را با کارتخوان بوفه غذاخوری باشگاه جابهجا کند. پول را بریزد و نقد از متصدی آنجا بگیرد که رفیق هم بودند. اما مسئول بوفه اجازه نداد. میگفت که تراکنش بالا برود، میآیند مالیات میگیرند.
اما آن یکی میگفت آخه سرتاپای تراکنش تو مگر چقدر است که بخواهند مالیات بگیرند… بحثشان شد، دوستیشان بههم خورد و مشتری با دلخوری از آنجا رفت. مسئول بوفه هم زیرلب غرغر میکرد که چه توقعاتی دارند، بیخود نیست که میگویند زیاد دوستی کنی توقع بالا میرود. ضربالمثلش را تصحیح کردم: لطف مکرر میشود وظیفه. شادمان پاسخ داد: بله. بله. خدا را شکر که شما میفهمید.
بحث بر سر جاوید و طلا هم در باشگاه گرم بود. احتمالا در باشگاههای زنانه بحث بر سر جاوید و بهمن داغ است. سریالها را دقیق پیگیری میکنند.
دو: کارنامه ورزشهای قهرمانی ما چندان روشن نیست. این میتواند به پاشنه آشیل دولت رئیسی در میان مردم و افکار عمومی بدل شود. دولت برنده باید تیمهای ورزشی قدرتمندی هم داشته باشد. مشکلات فوتبال، شایعه برخورد فیفا، ناکامی والیبال و بسکتبال و نتایج زیر متوسط کشتی فرنگی نشاندهنده نمرات بد ورزش قهرمانی در ایران امروز است. باید یک فکری در این مورد کرد. از جمع ۸ کشتیگیر فرنگی، تنها یک نفر راهی فینال شد.
سه: جایزه بازیگری بخش افقهای جشنواره ونیز برای محسن تنابنده، هرچند در بخش اصلی جشنواره ونیز نبود اما بههرحال اعتبار و آبروی بازیگران سینمای ایران را افزایش داد. مهمترین جایزه بازیگری در سینمای ایران به شهاب حسینی اختصاص دارد، برای فیلم فروشنده و جایزهای که از کن گرفت. جایزه بازیگر آواز گنجشکها در برلین، جایزه بازیگران درباره الی در برلین؛ جایزه نوید محمدزاده از بخش افقهای ونیز برای فیلم بدون تاریخ بدون امضا، جایزه نیکی کریمی در نانت و سنسباستین برای فیلم سارا، جایزه ترانه علیدوستی در لوکارنو برای من ترانه ۱۵سال دارم، جایزه عزتالله انتظامی برای فیلم گاو از جشنواره شیکاگو؛ شماری از مهمترین جوایز بینالمللی بازیگری سینمای ایران در جشنوارههای معتبر جهانی هستند.
چهار: گفتم قبلا که مشتاق تاریخ بوکس سنگین وزن شدم. وقتی فیلمها و مصاحبههای قدیمی را مرور میکنم از تیزهوشی و شیوه پاسخگویی محمدعلی کلی بهوجد میآیم. او احتمالا بهترین بوکسور تاریخ نیست یا حداقل رقبای گردنکلفتی برای این عنوان دارد (مثل مایک تایسون و یا جولوئیز). دوره نخست حضور او در بوکس حرفهای بینظیر و صاعقهوار بوده است اما بعد از محرومیت سه سالهاش بهخاطر خودداری کردن از رفتن به جنگ ویتنام، دیگر آن صلابت قبل را نداشت و شکستهایش از کن نورتون و جورج فریزر و لری هولمز حاصل همین دوران است هرچند سه بار در همین دهه هفتاد تاج و تخت قهرمانی جهان را دوباره به دست آورد.
اما آنچه محمدعلی کلی را از یک قهرمان معمولی فراتر میبرد، کاراکتر اجتماعیاش بینظیر او بوده است. گستاخ، سرگرمکننده، نمایشی و فوقالعاده زیرک و عمیق. در گفتوگویی مصاحبهکننده تلویزیونی از او میپرسد در تمریناتت روی چه شیوهای تمرکز داری . به دویدن یا بدنسازی و یا… کلی هوشمندانه پاسخ میدهد مهمترین تمرین من فرار کردن از نایت کلابها و دخترهاست و این که به عنوان یک قهرمان ورزشی ساعت ۹ شب در تختخوابم باشم!



