روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور | «در صفحه اینستاگرام من بعضی فکر می‌کنند که می‌خواهم اثبات کنم خانم‌ها برترند. یا فکر می‌کنند من سر جنگ با آقایان دارم. در صورتی‌که مشاغل جنسیت ندارند و زن و مرد می‌توانند در کار، یکدیگر را کامل کنند. اما انگار این‌طور جا افتاده است که من می‌خواهم خودم را اثبات کنم و به‌دنبال مقایسه مردان و زنان هستم.

همه این‌ها به‌خاطر شغلی ا‌ست که انتخاب کرده‌ام.» این‌ها بخشی از صحبت‌های پریا شفازاده است؛ زنی تراشکار که در کارگاه پا به‌پای همسرش پشت دستگاه تراش می‌ایستد و کار می‌کند. او تنها یکی از زنانی ا‌ست که با وجود کلیشه‌ها جنگیده و توانسته در حرفه‌ای که همیشه عاشقش بوده مشغول به کار شود.

۶ سال اصرار برای تراشکاری
پریا شفازاده ۲۹‌ساله و اهل مراغه است. دختری ریزنقش که در نگاه اول فکرش را هم نمی‌کنید چه شغلی دارد. دو خواهر و یک برادر دارد و خودش فرزند آخر خانواده است. پدر و پدربزرگش چاقوساز بودند و به گفته خود پریا، پدربزرگش از چاقوسازان معروف مراغه بوده است. او تنها فرزند خانواده است که راه پدرش را ادامه داده و اگر دست تقدیر راهش را جدا نمی‌کرد حالا او هم چاقوساز شده بود. از کودکی پدرش او را به مغازه خودش می‌برد و از همان زمان با این رشته آشنایی پیدا کرد.

در دانشگاه معماری خواند اما همچنان راهش را از تراشکاری و چاقوسازی دور ندانست و تصمیم گرفت پیش پدرش چاقو طراحی کند. او در گفت‌و‌گویی که هفت صبح با او داشته می‌گوید: «ترم‌های آخر دانشگاه قرار شد پیش پدرم شروع به کار کنم و دسته چاقو طراحی کنم. اما همان موقع‌ها ازدواج کردم و به کرج آمدم و نشد این کار را شروع کنم.»

حسین شهرجردی، همسر پریا، مانند خودش تراشکار است و شغل پدری‌اش را ادامه داده. پریا درباره آشنایی با همسرش می‌گوید: «با این‌که خانواده جفت‌مان در این‌ حرفه هستند اما آشنایی ما کاملا اتفاقی بود. خواهرم تهران زندگی می‌کرد و من برای کار پیدا کردن به تهران آمده بودم. حسین همسایه خواهرم بود و ما اتفاقی آشنا شدیم. چیزی که توجهم را درباره حسین جلب کرد دستان کاری‌اش بود و مرا یاد پدرم می‌انداخت.»

آن‌ها بعد از ازدواج در کرج کارگاه تراشکاری خریدند. ۶‌سال اول ازدواج، پریا علاقه داشت در بخش طراحی با همسرش کار کند و هنوز درباره تراشکاری اطلاعات چندانی نداشت. با این حال همسرش به دلیل محیط مردانه حاکم در کارگاه و مرسوم نبودن این کار بین زنان هم سن و سال او، موافقت نکرد. او در این‌باره توضیح می‌دهد: «دو سال و نیم پیش با اصرارهای شدید من برای آمدن به کارگاه، موفق شدم در قسمت سی‌ان‌سی تراش، اپراتور شوم.

دستگاه سی‌ان‌سی یک دستگاه تراش خودکار است. یعنی یک دستورالعمل به آن می‌دهی و با زدن یک دکمه خودش تراشکاری را انجام می‌دهد. کار من زدن آن دکمه بود و همسرم به دستگاه برنامه می‌داد. او اوایل باور نداشت که من بتوانم قطعه را به دستگاه ببندم و این کار را انجام دهم. دو هفته بعد از ورود من به کارگاه، همسرم برای کاری یکی دو ساعت بیرون رفت و وقتی آمد، دید که من خودم دستگاه تراش دستی (manual) را روشن کردم.

در آن دو هفته از روی دستش نگاه کرده بودم که او چه دکمه‌هایی را می‌زند.» بعد از این اتفاق پریا هر روز از همسرش می‌خواست تا بگذارد پشت دستگاه تراشکاری برود اما همچنان انگار به او باور نداشت و دست به سرش می‌کرد. تا این‌که بالاخره روز موعود فرا می‌رسد: «یک روز سفارشی داشتیم و همسرم وقت نمی‌کرد خودش کار را بزند. از من پرسید که می‌توانم این قطعه را بزنم یا نه. من هم گفتم چرا که نه فقط باید به من یاد بدهی.

با این‌که دستگاه صدای وحشتناکی داشت و جرقه‌هایی که پرت می‌شد من را می‌سوزاند، پشت دستگاه ایستادم و مرحله به مرحله یاد گرفتم. همسرم به من اطمینان داد که نترسم و اگر چیزی خراب شود خودش جبرانش می‌کند. آن روز من نزدیک به صد قطعه زدم و همسرم بعد از چک کردن هر قطعه می‌گفت حلالت باشد. این‌طور شد که من توانستم پشت این دستگاه بایستم و اعتماد بقیه را جلب کنم.»

کار کردن در خفا از ترس قضاوت
وارد شدن، کار کردن و ماندن در حرفه تراشکاری برای زنان کار راحتی نیست، به خصوص با وجود واکنش اطرافیان و فضای مردانه‌ای که در این حرفه وجود دارد. خانواده و اطرافیان پریا شفازاده وقتی می‌شنیدند که او دوست دارد در کارگاه با همسرش کار کند، حمایت خود را نشان نمی‌دادند.

اما این واکنش‌ها فقط به خانواده خلاصه نمی‌شد. او در این‌باره به هفت صبح می‌گوید: «در محیط کارگاه مردان زیادی رفت‌و‌آمد می‌کردند. در همان ابتدای کارم وقتی همکاران همسرم من را دیدند واکنش منفی نشان دادند. واکنش‌هایی مثل «نه خانومت نمی‌تونه»، «اصلا چرا باید بیاد»، «خسته می‌شه» و از این دست حرف‌ها. این مخالفت‌ها آنقدر زیاد بود که همسرم گاهی در کارگاه را می‌بست تا من در خفا کار کنم.» اما خوشبختانه او تشویق‌هایی هم از سمت مردان اطرافش گرفته است:

«اولین‌باری که پشت دستگاه رفتم و آن صد قطعه را زدم، آقایی که سفارش کار را داده بود با دیدن کار من، برایم خم شد و تشویقم کرد و گفت همسر او هم قلاف‌کاری و سوراخ‌کاری انجام می‌داده‌ است. او تنها مردی بود که در کارگاه من را حمایت کرد.» او علاوه بر محیط کار در فضای مجازی هم با واکنش‌های بد رو‌به‌رو می‌شود: «در اینستاگرام هنوز که هنوز است به من توهین می‌شود و انگار که من از فضا آمده‌ام و یک کار عجیب انجام می‌دهم.»

اولین نبود، آخرین هم نیست
شفازاده دو زن دیگر در کرج می‌شناسد که تراشکاری می‌کنند اما سن‌شان از او بالاتر است و پیش‌تر از او در این حرفه مشغول شده‌اند. حالا که صفحه اینستاگرام او نزدیک به ۳۸‌هزار دنبال‌کننده دارد بسیاری از زنان و دختران می‌دانند که انجام این کار توسط یک زن نشدنی نیست. بسیاری از آن‌ها به او پیام می‌دهند که می‌خواهند در کنار همسرشان تراشکاری کنند، برخی مردان می‌گویند همسرشان به این کار علاقه دارد، حتی پدری هم به او پیام داده که دختر چهارساله‌اش با دیدن صفحه او به این کار علاقه‌مند شده و می‌خواهد در آینده تراشکار شود.

شفازاده تعریف می‌کند: «من صفحه‌ام را به قصد بلاگر شدن نساختم. یک بار عکس از خودم در حال تراشکاری گذاشتم و به یک‌باره معروف شدم. قبل از آن نمی‌دانستم خانم‌های دیگری تراشکاری می‌کنند. به‌واسطه این صفحه با جایگاه این حرفه در خارج از ایران آشنا شدم و با زنان تراشکار خارج از کشور ارتباط پیدا کردم. آن اویل خانمی به من پیام داد که می‌خواهد در کارگاه همسرش تراشکاری کند. چند وقت پیش همان خانم برای من عکس فرستاد که کنار همسرش در حال کار کردن است.»

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.