روزنامه هفت صبح، رضا هاشمی/ وکیل دادگستری| در قسمت اول این مطلب، هفته پیش تحلیلی خواندیم درباره چگونگی پرداخت شخصیتهای وکیل در فیلمهای سینمای ایران و اشاره مصداقی به چند فیلم مهم آن هم از قلم یک دوستدار سینما که وکیل باتجربهای نیز هست. این هفته و در این قسمت به محتوا و ترفندهای فیلمنامهای برخی از این فیلمها پرداخته شده است.
بخش دوم: فیلمنامه
در گفتوگو با یکی از کارگردانهای موفق سینمای ایران پرسشی مطرح کردم که چرا در سینمای ایران فضای جلسات دادگاه، شخصیت قضات و وکلا و سیر اتفاقات کوچکترین شباهتی با واقعیت ندارد ؟ پاسخ این بود: «دادگاه و بهطور کلی محاکم قضایی و روند رسیدگی به پروندههای قضایی در ایران و اتفاقاتی که در جلسات دادگاه رخ میدهد جنبه دراماتیک ندارد. وقتی قاضی یا بازپرس به جای شنیدن دفاعیات و اظهارات شاکی یا متهم به آنها میگوید اظهارات خود را مکتوب و طی لایحه به دادگاه تحویل دهید
و به دلیل حجم بالای پروندهها و شلوغی محاکم امکان جدال حقوقی بین طرفین وجود ندارد اساسا لحظه دراماتیک رخ نمیدهد.» این یک بخش از مشکلات به تصویر کشیدن رخدادها در جلسات دادگاه است از سوی دیگر وجود محدودیتها و خط قرمزها باعث شده که نویسنده و کارگردان از واقعیت دور و آنچه در تخیل خود از فضای دادگاه داشته به روی کاغذ بیاورد که این امر سبب تعارض اتفاقات فیلم با قوانین و مقررات جاری کشور شده است. فیلمهای اخیر اکران شده مانند علفزار، مجبوریم و قصیده گاو سفید نیز از این موضوع مستثنا نیستند.
علفزار : داستان فیلم درخصوص یک پرونده تجاوز به عنف است که ظاهراً برداشتی آزاد از یک رخداد واقعی در سال ۹۰ و یکی از شهرستانهای تابعه استان اصفهان بوده. نکته حائز اهمیت به لحاظ حقوقی آن است که پرونده تجاوز به عنف با آن تعداد شاکی و متهم قطعا در زمره یکی از پروندههایی است که به جهت حساسیت موضوع و به جهت تکمیل تحقیقات در مرحله مقدماتی از جمله اخذ دفاعیات متهمین و وکلا، اخذ اظهارات شاکی و شهود، انجام آزمایشات متعدد
عنداللزوم معاینه و تحقیق محلی مدت زمان زیادی در دادسرا و بازپرسی صرف آن میشود. فیلم بدون در نظر گرفتن این موضوع تمام پروسه رسیدگی به پرونده تجاوز به عنف را در یک نصف روز انجام میدهد. اگر شخصی حتی یکبار برای یک موضوع ساده مثل توهین و فحاشی و یا دعوی منجر به ضرب و جرح یا یک تصادف منجر به جرح به دادسرا مراجعه کرده باشد از میزان اطاله زمان و فرایند دادرسی آگاه است. چطور ممکن است فرایند یک جرم مانند تجاوز به عنف در یک نصف روز منجر به اتخاذ تصمیم از سوی بازپرس شود؟
قصیده گاو سفید : قصیده گاو سفید نیز بر اساس یک فرضیه نزدیک به محال ساخته شده است. فرایند رسیدگی به پروندههای قتل عمد نیز فرآیند بسیار طولانی است که بعضا مدت زمان رسیدگی به برخی از پروندهها با توجه به شرایط و پیچیدگیهای آن سالها به طول میانجامد. خانواده مقتول و قاتل در طول این فرایند بارها به مرجع قضایی مراجعه یا در جلسات متعدد شرکت میکنند. دادگاه کیفری استان معمولا جلسات متعددی را برای رسیدگی به پرونده قتل برگزار مینماید. اینکه خانواده قاتل (مینا) در طول این مدت از مراجعه به شعبه خودداری نموده است یا صرفاً یک جلسه برای رسیدگی به این پرونده برگزار شده است و از قضا بر حسب تصادف یکی از قضات پرونده(رضا ) در یک جلسه رسیدگی حضور نداشته است نه غیر ممکنه بلکه بسیار نادر و در زمره امر محال قرار میگیرد و قصه را تبدیل به ممکن باور ناپذیر میکند .
مجبوریم : درمیشیان نیز در آخرین ساخته خود به سراغ یکی از جنجالیترین و حساسترین پروندههای قضایی و موضوعات اجتماعی میرود. فارغ از موضوع فیلم انتخاب لوکیشن دادگاه، نحوه رسیدگی به اتهام دکتر با بازی فاطمه معتمد آریا و اتهام نگار جواهریان در جلسه رسیدگی، دستورات قاضی و نحوه برخورد با طرفین از سوی قاضی منطبق با واقعیت نیست. هرچند این بزرگ نمایی در انتخاب لوکیشن از سوی کارگردان تعمدی بوده و شاید دارای ارزش نمایشی باشد اما به لحاظ تطبیق با واقعیت موجود بسیار دور و غیر واقعی است .
بهرغم آنکه آثار ذکر شده قطعا به لحاظ سینمایی دارای ارزش بوده و جایگاه ویژهای در سینمای ایران دارند اما بهلحاظ حقوقی هیچ یک از این فیلمها کامل و بیعیب و نقص محسوب نمیشوند و سینمای ایران خلأ یک فیلم خوب با مضامین حقوقی و قضایی را شدیداً احساس میکند.



