روزنامه هفت صبح | یک: این یک ایده خام است و تاکیدی هم روی آن ندارم اما فکر کنم بعضی از چهرهها و آرایش موها و ریشها در ایران مانعی برای حرکت در فضای کسبوکار بشوند. در واقع موی بلند بهدقت آرایششده و یا جمعشده بالای سر برای آقایان احتمالا زیبا و چشمنواز است اما فکر کنم بین آن آدم و همکارانش و یا مخاطبان و مشتریانش فاصله و دافعه ایجاد کند. مطمئنا در یک مجلس مهمانی میتواند امتیاز آن آدم محسوب شود اما در محیط کار شاید نتیجه معکوس داشته باشد.
کلا اگر در چشمنوازی و آراستگی در میان مردان، زیادهروی انجام شود بازخوردهای منفی زیرپوستی ایجاد میشود. گفتم که فقط یک فرضیه است و تاکیدی روی آن ندارم. چیزی است که احساس میکنم و ممکن است مبنای علمی هم نداشته باشد. در فوتبال بهعنوان یک ورزش ذاتا خشن، نشانههای آراستگی که بر ثروت، بر تمایل خودپسندانه در جلوهگری و بر نوعی خودنمایی دلالت دارند، موجب سخت شدن کار آن بازیکن میشوند.
انگار انگیزه طرف مقابل را دوچندان میکنند. بلایی که دفاع خشن کریستالپالاس بر سر داروین نونز آورد و دست آخر به اخراج نونز ختم شد یا در بازی چلسی و تاتنهام کشیدن موی سر کوکوریا دفاع چپ جدید چلسی و یا موضع خشن و خصمانهای که مدافعان رودرروی جک گریلیش اتخاذ میکنند، فکر کنم بخشی از آن ناشی از تظاهرات ظاهری این فوتبالیستها باشد. میتوانید مرا به عقبمانده بودن متهم کنید.
شخصا مخالفتی با این نوع آراستگی مو و چهره ندارم، فقط در حال تبیین بازتابهای آن هستم.
بهنظرم گرت بیل هم در دورهای با تاکید غیرلازم بر بستن تل بالای سر، چهرهای فانتزی و غیرجدی از خود نشان داده بود که کارش را در میدان سخت کرده بود. نیمار هم مکافات این نوع پرداختنهای افراطی خود به مو و سر و شکل را بارها پس داده است و مدافعان با خشم و خشونتی دوچندان او را هدف میگیرند. گویی یک جنگ طبقاتی در جریان است! باز هم میگویم این فقط یک ایده است کما اینکه زلاتان همینطوری موهای نمایشی برای خود ساخته اما چه کسی جرأت دارد مزاحم او بشود؟ چراکه در چهره او هیچگونه حالت خودنمایی اشرافی بهچشم نمیخورد.
اینها را گفتم که بعضی بازیکنها در فوتبال ایران هم علاقه عجیبی به گوجه بستن موهایشان در بالای سر خود پیدا کردهاند. اولا سلیقه خودشان بوده و به ما چه و خیلی هم خوشتیپ میشوند و حتما نامزدهای محترمشان هم از این نوع آرایش مو مشعوف میشوند اما این نوع تزئین مو نوعی تخاصم در بازیکن روبهروی شما ایجاد میکند که زیاد حاصلش خوب نخواهد بود.
دو: مواجهه رئیس پلیس راهور تهران با مجری برنامه زنده تلویزیون روی خط تلفن از آن ماجراهای جالب توجه بود. دو نهاد حاکمیتی همدیگر را متهم به کمکاری و یا سوءاستفاده میکردند. مجری تلویزیون بهدرستی در مورد ترافیک وحشتناک شمال تهران طی سه روز گذشته از سردار احمدی پرسوجو کرد و سردار هم طبق فرمول فرمانده خود یعنی سردار هادیانفر در حرکتی به سمت جلو، محوطه جام جم متعلق به تلویزیون و خروجیهای متعددش را یکی از دلایل ترافیک شمال شهر تهران دانست. خب حرف سردار با دقت در تمامجوانب، چندان منطقی بهنظر نمیرسید اما متهم کردن تلویزیون آنهم با آن شدت و حدت مجری را دستپاچه کرده بود و خب تماشاگران که هاجوواج ناظر این اتفاق بودند.



