روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| دیروز خبرگزاریها از احتمال انقراض خرس قهوهای و سیاه ایرانی نوشتند و گفتند در سایه بیتوجهی متولیان و ناآگاهی مردم ممکن است تا چند سال دیگر خبری از حضور خرس چه قهوهای و چه سیاه در ایران نباشد. برای خیلیها با خواندن این خبرها و هشدارها سوال پیش آمد که اصلا مگر در ایران خرس سیاه داریم یا خرسهای قهوهای که این همه ویدئوهای بامزه از معاشرتشان با جنگل بانهای مازندرانی منتشر میشود واقعا در حال تمام شدن هستند؟ غیر از آنها وضعیت بقیه حیوانات وحشی ایران چطور است و آنها را کجاها میتوان دید؟
از دور بامزه از نزدیک خطرناک
جمعیت خرسهای قهوهای ایران خیلی بیشتر از برادران سیاهشان است و پراکندگیشان هم خیلی بیشتر است. همین اول بگوییم که اگر نگران انقراض آنها شدهاید بد نیست بدانید که خرس قهوهای آسیایی در فهرست سرخ اتحاد بینالمللی( IUCN) در رتبه «کمترین نگرانی» قرار دارد اما از آنجایی که مطالعات کمی در این مورد وجود دارد فعالان محیط زیست ایرانی میگویند این بیخیالی اتحاد بینالمللی به خاطر تعداد بالای خرسهای قهوهای آسیایی در کشورهای دیگر است و خرسهای موجود در ایران به شدت در حال کاهش جمعیت هستند.
حتی با وجود اینکه در سالهای اخیر جریمههای نسبتا سنگینی برای کشتن آنها وضع شده و بعضا شکارچی ها تا ۷۵ میلیون تومان جریمه شدهاند اما باز هم نزدیک شدن این حیوان به انسانها جانش را هر روز بیشتر از قبل میگیرد. این نزدیکی هم دلایل زیادی دارد. در واقع بخشی از آن به دلیل کمبود خوراکی در ارتفاعات است، بخشی دیگر به خاطر پیشروی انسانها به قلمرو آنها و توسعه جادهها و…
زیستگاههای اصلی خرس قهوهای، عموما مناطق جنگلی خزری، جنگلهای ارسباران و زاگرس، علفزارهای مرتفع کوهستانی نزدیک به جنگل و درههای پاییندست جنگل است.
پراکندگی این حیوان در ایران، از شمال خراسان تا استانهای گلستان، سمنان، مازندران، تهران، گیلان، چهارمحال و بختیاری، قزوین، زنجان، آذربایجان، کردستان، لرستان، کرمانشاه و استانهای فارس و خوزستان است. خرسهای قهوهای در اواخر تابستان و پاییز، معمولا در مناطق پاییندست جنگل یا درههایی که میوههای وحشی در آنها یافت میشود، ساکن هستند.
جالب اینکه ماجرای خواب زمستانی خرسها هم واقعیت دارد و این خرسها با شروع فصل زمستان به خواب زمستانی میروند و در همین فصل زایمان میکنند. نوزاد خرس قهوهای بعد از بهدنیاآمدن، از شیر مادر تغذیه میکند و بزرگ میشود و وقتی مادر از خواب بلند میشود، دو توله یکماهه را در کنار خود میبیند.
نکته دیگر اینکه خرسهای قهوهای بیش از علاقهمندی به خوردن انسان، به علفهای کوهستانی و جنگلی علاقه دارند اما گاهی از شکار گوسفندان محلی هم غافل نمیشوند و همین موضوع خیلی وقتها سرشان را به باد میدهد. خرس قهوهای به خوردن مورچههای زیر سنگها در مناطق کوهستانی هم علاقه دارد و تقتق سنگها در یک محل کوهستانی، میتواند از نزدیکشدن یک خرس قهوهای خبر دهد.
خرسهای قهوهای ماده و تولهدار، از خطرناکترین خرسها هستند که بیشتر این خطر، ناشی از محافظتکردن خرس مادر از تولهخرسها در برابر حوادث است. بخش زیادی از خطرناک بودن خرسها که آنها را در راس هرم تغذیه قرار میدهد جثه آنها است. این خرسها میتوانند تا نزدیک به ۸۰۰ کیلوگرم وزن بگیرند تا نزدیک دو متر هم قد بکشند.
سیاه منزوی
خرس سیاه اگرچه اسم ترسناکتری دارد اما از خرس قهوهای کوچکتر، آرامتر و ترسوتر است. خرس سیاه آسیایی که به خرس سیاه بلوچی هم معروف است، فقط در پاکستان و جنوب شرقی ایران دیده میشود. در ایران این خرس، بیشتر در جنوب سیستان و بلوچستان، کوهستانهای مهرستان، قصرقند، لاشار، نیکشهر و آهوران زندگی میکند. از آنجا که این جانور، محیطهای کوهستانی را بهعنوان زیستگاه خود برمیگزیند، رشته کوه بیرک یکی از برترین انتخابهای او بهشمار میرود.
مردمان محلی سیستان به این حیوان «مَم» یا «هرس» میگویند. خرس سیاه آسیایی، علاوه بر مناطق جنوبی سیستان و بلوچستان، در جیرفت کرمان و رودان هرمزگان هم دیده شده است. خرس سیاه آسیایی، برخلاف دیگر گونههای خرس، خواب زمستانی ندارد و شاید تصور کنیم که شانس رویارویی با او بیشتر باشد. اما از آنجا که این حیوان، جانوری شبگرد بوده، در روز کمتر دیده میشود اما میتوان از نشانههایی رد حضور او را تشخیص داد.
یکی از نشانههای حضور این نوع خرس در منطقه، درختانی است که شاخههای آنها خمیده شده و بهنوعی آشیانه مانند شدهاند. چرا که خرس سیاه آسیایی برای زیستن بالای درخت سازگار شده و شاخهها را بهزیر میکشد تا آنها را زیر خود قرار دهد. اگر در بین درختچههای زار و زیتون بگردیم بیشتر شانس دیدن این خرس را داریم چون آنها شیفته زندگی در میان این درختچهها هستند.
در چند سال اخیر شاهد حضور پرتکرار خرس سیاه آسیایی، دیده شدن ردپا و یا مدفوع این جانور در بخشهایی از زیستگاه بلوچی این حیوان بودهایم. این نوع خرس، پرخاشگر و همهچیز خوار است؛ از دام اهلی و نوزاد پستانداران گرفته تا میوهها و گیاهان بهخصوص میوه و گیاههای شیرین تغذیه میکند.
عسل و شیره و خرما هم که از غذاهای محبوب و شناخته شده خرسها بهخصوص خرس سیاه آسیایی است.خرس سیاه آسیایی متوسط عمری معادل ۲۵سال دارد. این خرسها معمولاً در اواخر بهار یا اوایل تابستان جفتگیری میکنند. طول دوره بارداری خرس ۷ماه بوده که معمولاً با پایان بارداری ۲یا ۳ توله بهدنیا میآورند. این تولهها تا حدود ۲سالگی در کنار مادر میمانند و مادهها از ۳ سالگی توانایی بارور شدن را دارند.
برادران پلنگ
غیر از خرسها جانوران واقعا وحشی دیگری هم در مرزهای ایران زندگی میکنند که نه تنها در معرض انقراض هستند بلکه بعضا با هم اشتباه گرفته میشوند یعنی پلنگ و یوزپلنگ ایرانی. بامزه اینکه همین چند سال پیش رئیس دفتر رئیسجمهوری در صفحه اینستاگرام خود نهم شهریور «روز ملی یوز ایرانی» را گرامی داشت اما تصویر یک قلاده پلنگ تاکسیدرمی شده را جای یوزپلنگ ایرانی منتشر کرد.
یوزپلنگ از خانواده گربهسانان به شمار میآید و به دلیل داشتن دست و پاهای بلند بدنی باریک و کشیده و سینههای فراخ تا حدودی شبیه سگ تازی است ولی برخلاف سگ سانان سر کوچک و گردن و پوزههای کوتاه و گوشهایی کوچک و گرد دارد.به طور کلی میتوان آن را به سگی با کله گربه تشبیه کرد. رنگ پشت زرد کم رنگ تا زرد متمایل به قرمز و زیر بدن سفید است؛ بسیاری از مردم یوز را با پلنگ اشتباه میگیرند اما تفاوت بارز این دو حیوان در شکل خالهایشان است در یوز خالها توپر و گرد است در حالی کهخالهای پلنگ درشت و توخالی و گل مانند است.
وجود نوار سیاه رنگی که از گوشه داخلی چشمهای یوز به موازات بینی تا گوشه لبها امتداد یافته و به خط اشک معروف است نیز از مشخصات بارز یوز است.چشمان یوز در بالای کاسه سر قرار دارد. طول سر و بدن یوزپلنگ بالغ از ۱۱۲ تا ۱۳۷ سانتی متر طول دم ۶۴ تا ۸۶ سانتی متر و بلندی شانههایش ۷۱ تا ۸۴ سانتی متر است و وزن حیوان به ۳۴ تا ۵۴ کیلوگرم میرسد؛ جنس نر یوز اندکی بزرگتر از جنس ماده است.
اما یوزپلنگ آسیایی یا یوزپلنگ ایرانی یا تیز پای آسیایی (نام علمی Acinonyx jubatus venaticus) یک زیرگونه بهشدّت در معرض خطر انقراض از یوزپلنگ است که اکنون تنها چند ده قلاده از آن در ایران یافت میشود. این جانور در مناطق بیابانی در سطح منطقه زندگی میکرد و سالهاست که نسل آن در معرض نابودی کلی قرار دارد؛ درگذشته این جانور را پلنگ شکاری مینامیدند که به سبب شباهت زیاد آن به پلنگ و روش شکار منحصر به فرد آن بوده است.
ایرانیان باستان این جانور را بیشتر با نام «یوز» میشناختند و کمتر کلمه «یوزپلنگ» را برای آن بهکار میبردند؛ همچنین به این جانور بهخصوص در زمان تولگی «هَوْبَر» هم گفته میشد که ارزش بسیاری داشت.در حال حاضر یوزپلنگ آسیایی فقط به کشور ایران که ۴۰ سال پیش برنامه حفاظتی خود را برای نگهداری نسل این حیوان آغاز و از ۲۰ سال پیش تشدید کرد محدود میشود به همین دلیل است که امروزه به یوز آسیایی یوز ایرانی نیز گفته میشود.



